No products in the cart.

Tag Archives: نیما یوشیج

زندگینامه ی خود نوشت نیما

 نیما از خود می گوید

در سال ۱۳۱۵ هجری ابراهیم نوری مرد شجاع و عصبانی از افراد یکی از دودمانهای قدیمی شمال ایران محسوب می شد. من پسر بزرگ او هستم. پدرم در این ناحیه به زندگانی کشاورزی و گله داری خود مشغول بود. در پاییز همین سال زمانی که او در مسقط الراس ییلاقی خود یوش منزل داشت من به دنیا آمدم، پیوستگی من از طرف جّده به گرجی های متواری از دیر زمانی دراین سرزمین می رسد. زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق قشلاق می کنند و شب بالای کوه ها ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می شوند.
از تمام دوره ی بچگی خود من بجز زد و خوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی کوچ نشینی و تفریحات ساده آنها درآرامش یکنواخت و کور بی خبر از همه جا چیزی بخاطر ندارم.
در همان دهکده که من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغ ها دنبال می کرد و به باد شکنجه می گرفت، پاهای نازک مرا به درخت های ریشه و گزنه دارمی بست، با ترکه های بلند می زد و مرا مجبور می کرد به از بر کردن نامه هایی که معمولا اهل خانواده ی دهاتی بهم می نویسند و خودش آنها را بهم چسپانیده و برای من طومار درست کرده بود. اما یکسال که به شهر آمده بودم اقوام نزدیک من مرا به همپای برادراز خود کوچکترم (لادبن) به یک مدرسه کاتولیک وا داشتند. آنوقت این مدرسه درطهران به مدرسه عالی سن لوئی شهرت داشت. دوره تحصیل من ازاینجا شروع می شود. سال های اول زندگی مدرسه ی من بزد و خورد با بچه ها گذشت. وضع رفتارو سکنات من، کناره گیری و حجبی که مخصوص بچه های تربیت شده در بیرون شهرست موضوعی بود که در مدرسه مسخره برمی داشت. هنر من خوب پریدن و با رفیقم حسین پژمان فراراز محوطه مدرسه بود. من درمدرسه خوب کار نمی کردم. فقط نمرات نقاشی به داد من می رسید. اما بعدها درمدرسه مراقبت و تشویق یک معلم خوشرفتارکه نظام وفا شاعر بنام امروز باشد مرا بخط شعر گفتن انداخت.
این تاریخ مقارن بود با سالهائی که جنگ های بین المللی ادامه داشت. من درآنوقت اخبار جنگ را بزبان فرانسه می توانستم بخوانم. شعرهای من درآنوقت به سبک خراسانی بود که همه چیز در آن یک جورو بطور کلی دوراز طبیعت واقع و کمتر مربوط با خصایص زندگی شخص گوینده وصف می شود. آشنایی با زبان خارجی راه تازه را در پیش چشم من گذاشت. ثمره کاوش من دراین راه بعد از جدایی ازمدرسه و گذرانیدن دوران دلدادگی، بدآنجا می انجامد که ممکن است در منظومه “افسانه” من دیده شود. قسمتی از این منظومه در روزنامه دوست شهید من میرزاده عشقی چاپ شد. ولی قبلا در سال ۱۳۰۰ منظومه بنام “قصه رنگ پریده” را انتشار داده بودم.
من پیش ازآن شعری در دست ندارم. درپاییز سال ۱۳۰۱۱ نمونه ی دیگراز شیوه ی کار خود “ای شب” را که پیش ازاین تاریخ سروده بودم و دست به دست خوانده و رانده شده بود در روزنامه هفتگی نوبهار دیدم.
شیوه ی کار من درهرکدام ازاین قطعات تیر زهرآگینی مخصوصا درآن زمان بطرف طرفداران سبک قدیم بود. طرفداران سبک قدیم آنها را قابل درج و انتشار نمی دانستند. با وجود آن سال ۱۳۴۲ هجری بود که اشعارمن صفحات زیاد منتخبات آثار شعرای معاصر را پرکرد. عجب آنکه نخستین منظومه ی من “قصه رنگ پریده” هم که از آثار بچگی من بشمارمی آید، درجزو مندرجات این کتاب و در بین نام آن همه ادبای ریش و سبیل دار خوانده می شد و به طوری قرارگرفته بود که شعرا وادبا را نسبت بمن و مولف دانشمند کتاب (هشترودی زاده) خشمناک می ساخت. مثل اینکه طبیعت آزاد پرورش یافته ی من درهردوره اززندگی من باید با زد و خورد رو دررو باشد. اما انقلابات حوالی سال های ۱۲۹۹و ۱۳۰۰ درحدود شمال ایران مرا ازهنر خود پیش ازانتشاراین کتاب دور کرده بود و من دوباره بطرف هنر خود می آمدم.
این تاریخ مقارن بود با آغازدوره سختی و فشاربرای کشورمن. ثمره ئی که این مدت برای من داشت این بود که من روش کارخود را منظم تر پیدا کنم. روشی که درادبیات زبان کشور من نبود و من بزحمت عمری در زیر بار خودم و کلمات و شیوه کار کلاسیک راه را صاف کرده و آماده کرده و اکنون در پیش نسل تازه نفس می اندازم.
دراشعارآزاد من وزن و قافیه به حساب دیگر گرفته می شوند. کوتاه و بلند شدن مصرع ها درآن ها بنا برهوس و فانتزی نیست. من برای بی نظمی هم به نظمی اعتقاد دارم. هر کلمه ی من از روی قاعده دقیق به کلمه ی دیگر می چسپد و شعرآزاد سرودن برای من دشوارترازغیرآن است.
مایه اصلی اشعارمن رنج من ست. بعقیده من گوینده واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود و دیگران شعر می گویم. فورم و کلمات و وزن و قافیه درهمه وقت برای من ابزارهایی بوده اند که مجبور به عوض کردن آن ها بوده ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد.
در دوره ی زندگی خود من هم از جنس رنج های دیگران سهم هائی هست به طوری که من بانوی خانه و بچه دارو ایلخی بان و چوپان ناقابلی نیستم. باین جهت وقت پاکنویس برای من کم ست. اشعارمن متفرق بدست مردم افتاده یا درخارج کشور بتوسط زبان شناس ها خوانده می شود.
فقط از سال ۱۳۱۷۷ به بعد درجزو هیئت تحریریه “مجله موسیقی” بوده ام و بحمایت دوستان خود دراین مجله اشعار خود را مرتبا انتشارداده ام.
من مخالف بسیاردارم ، می دانم، چون خود من بطور روزمره دریافته ام، مردم هم باید روزمره دریابند. این کیفیت تدریجی و نتیجه کارست. مخصوصا بعضی ازاشعار مخصوص تر به خود من، برای کسانی که حواس جمع درعالم شاعری ندارند مبهم ست. اما انواع شعرهای من زیادند. چنانکه دیوانی بزیان مادری خود باسم “روجا” دارم. می توانم بگویم من به رودخانه شبیه هستم که ازهر کجای آن لازم باشد بدون سروصدا می توان آب برداشت. خوش آیند نیست اسم بردن ازداستان های منظوم خود به سبک های مختلف که هنوزبه دست مردم نیافتاده ست.باقی شرح حال من همین می شود: در طهران می گذرانم. زیادی می نویسم، کم انتشار می دهم و این موضوع مرا از دور تنبل جلوه می دهد.

نیما یوشیج

 

 

 

برای بررسی و خرید آثار نیما یوشیج لطفاً از لینک زیر استفاده کنید:

آثار نیما یوشیج

Tags: , , ,

نسخه‌بردارى و تدوین سیروس طاهباز از سوی انتشارات نگاه منتشر شد.

زنده‌یاد سیروس طاهباز مجموعه‌ى کامل نامه‌هاى نیما یوشیج (از انتشارات دفترهاى زمانه) را در سال ۱۳۶۸ براى نخستین بار منتشر کرد. اینک پس از بیست و پنج سال که از انتشار اولین چاپ این کتاب مى‌گذرد، «مؤسسه انتشارات نگاه» بر آن شده است تا با تجدید چاپ مجموعه‌ى کامل نامه‌هاى نیما یوشیج به کوشش سیروس طاهباز این کتاب نایاب را در اختیار دوست‌داران آثار بنیان‌گذار شعر نو ایران قرار دهد و هم‌چنین دین خود را به یگانه فردى ادا کند که بیش از سى سال عمر خود را در راه گردآورى، نسخه‌بردارى و تدوین آثار نیما یوشیج صرف کرد و در این راه هر سختى و رنجى را به عشق انتشار این آثار به جان خرید.

جایگاه پر اهمیت سیروس طاهباز در اشاعه و به کرسى نشاندن شعر نو در ایران انکارناپذیر است. او با انتشار سیزده شماره مجله‌ى پیشروى «آرش» در دهه‌ى چهل نمونه‌هایى از چاپ نخست درخشان‌ترین آثار ادبیات معاصر ایران را منتشر کرد و این مهم را با کار سترگ گردآورى، نسخه‌بردارى و تدوین آثار نیما یوشیج پى گرفت. میراث طاهباز نسخه‌هاى چاپى بیش از بیست هزار برگ دست‌نوشته‌هاى ناخوانا و فرسوده‌ى نیماست که به اذعان بسیارى از اهل فرهنگ و ادب که از سال ۱۳۴۰ و از نزدیک شاهد کوشش‌هاى خستگى‌ناپذیر سیروس طاهباز در انتشار آثار نیما بودند، اگر او به این امر همت نمى‌گماشت چه بسا بسیارى از این آثار از بین مى‌رفت و هرگز منتشر نمى‌شد.

«مؤسسه انتشارات نگاه» از سال‌هاى دور شاهد تلاش‌هاى یک‌تنه و خستگى‌ناپذیر سیروس طاهباز در راه نسخه‌بردارى و انتشار آثار نیما یوشیج بود. او بود که یکه و تنها بار این امانت را بر دوش مى‌کشید و عاشق‌وار و بدون چشم‌داشت مادى با تمام توان خود مى‌کوشید آثار نیما را یکى پس از دیگرى منتشر کند. اما پس از گذشت سى سال از خاموشى نیما و ملّى شدن آثار او عده‌اى از جمله فرزند او در گوشه و کنار آثارى از نیما را که پیش‌تر توسط سیروس طاهباز نسخه‌بردارى شده بود به نام خود منتشر کردند. ایشان به انگیزه‌هاى صرفآ مادى و به سوداى توجیه این اقدامات سعى کرده‌اند تا با خدشه‌دار نمودن کوشش‌هاى توان‌فرساى سیروس طاهباز در انتشار آثار نیما، زمینه را براى فروش نسخه‌هاى «به ظاهر جدیدى» از این آثار فراهم کنند. با مقایسه‌ى کتاب‌هایى که طاهباز از نیما منتشر کرده است با نسخه‌هاى دیگر درمى‌یابیم که این آثار قریب باتفاق کپى‌بردارى شده از نسخه‌هایى هستند که او طى سالیان دراز منتشر کرده بود. اندک مطالبى که توسط دیگران به این کتاب‌ها افزوده یا از آنها کاسته شده است در بسیارى از موارد چنان ساختگى و مجعول به نظر مى‌رسند که صحت آنها را با تردید جدى روبرو مى‌سازد.

دریغ و درد که به جاى قدرشناسى از آنچه زنده‌یاد سیروس طاهباز براى ادبیات این مرز و بوم به یادگار گذاشته است، عده‌اى اندک کوشیده‌اند تا با هر وسیله‌ى ممکن به ظلم، کوشش‌هاى او را در این راه خدشه‌دار سازند و یا اتهاماتى را متوجه او و خانواده‌اش سازند که سراسر کذب محض است. استقبال همیشگى دوست‌داران فرهنگ و ادب این سرزمین از آثارى که او از نیما یوشیج منتشر کرده است، دلیل این مدعاست که شاید بتوان در بوق و کرنا ناحقى را مدام جار زد اما آنان که در پى آشنایى با آثار بنیان‌گذار شعر نو ایران هستند هنوز سیروس طاهباز را به عنوان یگانه فردى مى‌شناسند که عاشقانه برگ برگ دستنوشته‌هاى آن بزرگ‌مرد ادب این سرزمین را نسخه‌بردارى کرد و به چاپ سپرد و سرانجام جاودانه در کنار نیماى بزرگ در خانه‌ى او در روستاى یوش آرمید…

«مؤسسه انتشارات نگاه» به عنوان ناشر مجموعه‌ى آثار نیما یوشیج علاوه بر کتاب حاضر، «مجموعه‌ى اشعار نیما یوشیج» و کتاب دیگر نیما «درباره‌ى هنر و شعر و شاعرى» همگى به کوشش سیروس طاهباز را منتشر کرده است.

Tags: , , , ,

یادمانی از نیما یوشیج

نیما در سال ۱۳۰۰ منظومه قصه رنگ پریده را که یک سال پیش سروده بود در هفته‌نامه قرن بیستم میرزاده عشقی به چاپ رساند. این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند.

در پاییز سال ۱۳۰۱ شعر «ای شب» را در روزنامه ی هفتگی نوبهار منتشر کرد. نیما در این رابطه می‌گوید: «در پاییز سال ۱۳۰۱ نمونه ی دیگری از شیوه ی کار خود «ای شب» را که پیش از این تاریخ سرودم و دست به دست و مردود شده بود، در روزنامهی هفتگی «نوبهار» دیدم. شیوه ی کار در هر کدام از این قطعات تیر زهرآگینی به خصوص در آن زمان به طرفداران سبک قدیم بود.
نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسه‌های مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامه‌هایی چون مجله موسیقی و مجله کویر پرداخت. انقلاب نیما با دو شعر «ققنوس» (بهمن ۱۳۱۶ش) و «غراب» (مهر ۱۳۱۷ش) آغاز می‌شود و او این دو شعر را در مجله ی «موسیقی» که یک مجله ی دولتی بود، منتشر کرد. او در ۶۲ سال زندگی خود توانست معیارهای هزارساله شعر فارسی را که تغییرناپذیر و مقدس و ابدی می‌نمود، با شعرهایش تحول بخشد.این شاعر بزرگ، درحالی‌که به علت سرمای شدید یوش، به ذات‌الریه مبتلا شده بود، برای معالجه به تهران آمد؛ معالجات تأثیری نداشت و در ۱۳ دی ۱۳۳۸ درگذشت و در امامزاده عبدالله تهران به خاک سپرده شد. سپس در سال ۱۳۷۲ خورشیدی بنا به وصیت وی پیکر او را به خانه‌اش در یوش منتقل کردند. مزار او در کنار مزار خواهرش، بهجت‌الزمان اسفندیاری و مزار سیروس طاهباز در میان حیاط جای گرفته‌است.
Tags: , ,

با نیما یوشیج

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج (زادهی ۲۱ آبان ۱۲۷۴ در دهکدهی یوش) شاعر معاصر ایرانی و ملقب به پدرشعرنوی فارسی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است.

   نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به‌پا کرد. نیما آگاهانه تمام بنیادها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خودِ نیما بر هنر خویش نهاده‌بود.
   تمام جریان‌های اصلی شعر معاصر فارسی وامدار این انقلاب و تحولی هستند که نیما نوآور آن بود. بسیاری از شاعران و منتقدان معاصر، اشعار نیما را نمادین می‌دانند و او را هم‌پایهی شاعران سمبولیست به نام جهان می‌دانند. نیما همچنین اشعاری به زبان مازندرانی دارد که با نام «روجا» چاپ شده‌است.
ترا من چشم در راهم
شباهنگام
که می گیرند در شاخ « تلاجن» سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
ترا من چشم در راهم.
شباهنگام.در آندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی‌کاهم
ترا من چشم در راهم
Tags: ,

مجموعه کامل نامه های نیما به کوشش سیروس طاهباز منتشرشد

نگاه: مجموعه کاملی از نامه‌های نیما یوشیج با گردآورى، نسخه‌بردارى و تدوین سیروس طاهباز از سوی انتشارات نگاه منتشر شد.

در یادداشت ناشر چنین آمده:
زنده‌یاد سیروس طاهباز مجموعه‌ى کامل نامه‌هاى نیما یوشیج (از انتشارات دفترهاى زمانه) را در سال ۱۳۶۸ براى نخستین بار منتشر کرد. اینک پس از بیست و پنج سال که از انتشار اولین چاپ این کتاب مى‌گذرد، «مؤسسه انتشارات نگاه» بر آن شده است تا با تجدید چاپ مجموعه‌ى کامل نامه‌هاى نیما یوشیج به کوشش سیروس طاهباز این کتاب نایاب را در اختیار دوست‌داران آثار بنیان‌گذار شعر نو ایران قرار دهد و هم‌چنین دین خود را به یگانه فردى ادا کند که بیش از سى سال عمر خود را در راه گردآورى، نسخه‌بردارى و تدوین آثار نیما یوشیج صرف کرد و در این راه هر سختى و رنجى را به عشق انتشار این آثار به جان خرید.

جایگاه پر اهمیت سیروس طاهباز در اشاعه و به کرسى نشاندن شعر نو در ایران انکارناپذیر است. او با انتشار سیزده شماره مجله‌ى پیشروى «آرش» در دهه‌ى چهل نمونه‌هایى از چاپ نخست درخشان‌ترین آثار ادبیات معاصر ایران را منتشر کرد و این مهم را با کار سترگ گردآورى، نسخه‌بردارى و تدوین آثار نیما یوشیج پى گرفت. میراث طاهباز نسخه‌هاى چاپى بیش از بیست هزار برگ دست‌نوشته‌هاى ناخوانا و فرسوده‌ى نیماست که به اذعان بسیارى از اهل فرهنگ و ادب که از سال ۱۳۴۰ و از نزدیک شاهد کوشش‌هاى خستگى‌ناپذیر سیروس طاهباز در انتشار آثار نیما بودند، اگر او به این امر همت نمى‌گماشت چه بسا بسیارى از این آثار از بین مى‌رفت و هرگز منتشر نمى‌شد.

«مؤسسه انتشارات نگاه» از سال‌هاى دور شاهد تلاش‌هاى یک‌تنه و خستگى‌ناپذیر سیروس طاهباز در راه نسخه‌بردارى و انتشار آثار نیما یوشیج بود. او بود که یکه و تنها بار این امانت را بر دوش مى‌کشید و عاشق‌وار و بدون چشم‌داشت مادى با تمام توان خود مى‌کوشید آثار نیما را یکى پس از دیگرى منتشر کند. اما پس از گذشت سى سال از خاموشى نیما و ملّى شدن آثار او عده‌اى از جمله فرزند او در گوشه و کنار آثارى از نیما را که پیش‌تر توسط سیروس طاهباز نسخه‌بردارى شده بود به نام خود منتشر کردند. ایشان به انگیزه‌هاى صرفآ مادى و به سوداى توجیه این اقدامات سعى کرده‌اند تا با خدشه‌دار نمودن کوشش‌هاى توان‌فرساى سیروس طاهباز در انتشار آثار نیما، زمینه را براى فروش نسخه‌هاى «به ظاهر جدیدى» از این آثار فراهم کنند. با مقایسه‌ى کتاب‌هایى که طاهباز از نیما منتشر کرده است با نسخه‌هاى دیگر درمى‌یابیم که این آثار قریب باتفاق کپى‌بردارى شده از نسخه‌هایى هستند که او طى سالیان دراز منتشر کرده بود. اندک مطالبى که توسط دیگران به این کتاب‌ها افزوده یا از آنها کاسته شده است در بسیارى از موارد چنان ساختگى و مجعول به نظر مى‌رسند که صحت آنها را با تردید جدى روبرو مى‌سازد.

دریغ و درد که به جاى قدرشناسى از آنچه زنده‌یاد سیروس طاهباز براى ادبیات این مرز و بوم به یادگار گذاشته است، عده‌اى اندک کوشیده‌اند تا با هر وسیله‌ى ممکن به ظلم، کوشش‌هاى او را در این راه خدشه‌دار سازند و یا اتهاماتى را متوجه او و خانواده‌اش سازند که سراسر کذب محض است. استقبال همیشگى دوست‌داران فرهنگ و ادب این سرزمین از آثارى که او از نیما یوشیج منتشر کرده است، دلیل این مدعاست که شاید بتوان در بوق و کرنا ناحقى را مدام جار زد اما آنان که در پى آشنایى با آثار بنیان‌گذار شعر نو ایران هستند هنوز سیروس طاهباز را به عنوان یگانه فردى مى‌شناسند که عاشقانه برگ برگ دستنوشته‌هاى آن بزرگ‌مرد ادب این سرزمین را نسخه‌بردارى کرد و به چاپ سپرد و سرانجام جاودانه در کنار نیماى بزرگ در خانه‌ى او در روستاى یوش آرمید…

«مؤسسه انتشارات نگاه» به عنوان ناشر مجموعه‌ى آثار نیما یوشیج علاوه بر کتاب حاضر، «مجموعه‌ى اشعار نیما یوشیج» و کتاب دیگر نیما «درباره‌ى هنر و شعر و شاعرى» همگى به کوشش سیروس طاهباز را منتشر کرده است.

«نامه ها» از مجموعه آثار نیما یوشیج، در اولین چاپ خود از سوی انتشارات نگاه با ۷۵۸ صفحه و قیمت ۴۰۰۰۰ تومان منتشر شده است.

Tags: , , , , ,

شعر زمان ما شعر احمد شاملو ست

نگاه: شعر زمان ما نام عمومی آثاری است که سالیان سال  است از سوی  انتشارات  نگاه  منتشر می شود  و تا پیش از  خاموشی زنده یاد  محمد حقوقی  پنج شماره از این آثار  در باره شعر شاملو  ، اخوان ثالث  ، سهراب سپهری  ، فروغ فرخزاد  و نیما یوشیج منتشر شده است .  و از شماره ششم به بعد  آثار دیگر شاعران معاصر را  فیض شریفی  نقد و بررسی کرده است .
شعر زمان ما (۱ ) ویژه بررسی شعر  زنده یاد احمد شاملو  است. در این کتاب محمد حقوقی  ابتدا در باره  تنوع در آثار احمد شاملو سخن به میان آورد و سپس شعر او را از زوایای  مختلف زبانی و معنایی تحلیل و بررسی کرده است. در انتهای کتاب نیز بهترین شعر های شاملو از دید مولف  همچون شعر های ”  من ، مرگ را ” ، ” شبانه ”  ،  ” غزلی در نتوانستن ”  ، و ”  مرگ ناصری ” بررسی شده اند .
محمد حقوقی  شاعر ، منتقد و محققی  بود که در تمام  دوران فعالیت ادبی اش  بی هرگونه حب و بغضی کار ادبی خویش را دنبال کرد  و مجموعه نقد و تفسیر  او بر  اشعار نیما  ودیگر شاعران معاصران  گنجینه ای  کم نظیر  از نقد و تحلیل  ادبیات معاصر است .

شعر زمان ما ویژه احمد شاملو  به تازگی  برای سیزدهمین بار از سوی انتشارات نگاه  – ناشر اختصاصی آثار شاملو –  به قیمت ۱۴۰۰۰ تومان چاپ و منتشر شده است .

Tags: , , , , , , ,

نامه ها و نشانه های نیما

نگاه :  نامه ها نشانه  هایی از ذوق و اندیشه است . هر نامه می تواند  روایتگر حالات درونی و برونی انسان باشد . نامه ها نمایشی از ذوق و استعداد و اندیشه و ارتباط است . شاعران و نویسندگان بخشی از رازهای شاعرانه خود را در نامه هایشان بروز می دهند . از این رو قرائت  نامه ها  می تواند ما را به دنیای احساس ، خیال و اندیشه شاعران و نویسندگان نزدیک کند .
بخشی از دست نوشته های باقی مانده از نیما یوشیج  نامه های پراکنده ای است که او در سال های متمادی به رجال فرهنگی و ادبی  و همسرش عالیه خانم نوشته است . دسته ای از نامه های نیما  هم  به فرد ناشناسی به نام همسایه نوشته شده است که به نامه های همسایه مشهور است . در این نامه ها نیما  به زیبایی در باره هنر  و شعر می نویسد و بهترین نظریه های ادبی معاصررا ارائه می کند .
دکتر پرویز ناتل خانلری از جمله کسانی بود که نیما با او مکاتبات زیادی داشته است . خانلری در باره نامه های نیما نوشته است :
«نامه‌ها» ی نیما غالباً مفصل بود. نیما نامه را یکی از انواع ادبی می‌شمرد و در نوشتن نامه تأمل و دقت فراوان بکار می‌برد و همیشه نسخه‌ای از هر نامه را نزد خود نگاه می‌داشت تا بعدها بتواند مجموعهء آنها را چاپ کند و برای آنکه زحمت رونویس نامه‌های مفصل بگردنش نماندغالباً نامه‌ها را با مداد می‌نوشت و با ورقهء کپیه [کاربن] نسخه‌ای از ان برمی‌داشت.
من که با مرحوم نیما خویشاوندی نزدیک داشتم از ده سالگی با او مأنوس شدم. نیما به من محبت و علاقهء بسیار داشت، چند سالی من و دوست خویش مهدی مفتاح که او هم ذوق شعر و هنر داشت، هرروز چند ساعتی را در مصاحبت نیما می‌گذراندیم. اطلاعات او از ادبیات اروپائی ما را مفتون می‌کرد و خاصه طغیانی که در او بر ضد رسوم و اداب د ادبیات قدیم (یعنی درسهای مدرسه) می‌دیدیم ، برای ما در آن سن بسیار دل‌انگیز بود…بعدها به اشاره او من و دوستم هریک منظومهء مفصلی در باره «انقلاب ادبی» سرودیم که با دقت تمام به بهترین خطی که می‌توانستیم نوشتیم و صحافی آنرا هم خود انجام دادیم و به او که استاد و پیشوا و راهنمای خود می‌شمردیم تقدیم کردیم….
…نیما به همراه همسرش که در [اداره] فرهنگ کار می‌کرد به بارفروش (بابل کنونی) و آستارا سفر کرد. من در این زمان به سال چهارم دبیرستان رسیده بودم.
میان من و نیما تا سال ۱۳۱۲ مکاتبه برقرار بود و گاهی این مکاتبه به نظم انجام می‌گرفت. بعدها کم‌کم از هم دور شدیم. من در ادبیات سلیقهء دیگر یافته بودم و به راه دیگر رفتم. اما باز گاهی یکدیگر را می‌دیدیم و از شعر و شاعری و ادبیات گفتگوهای دراز داشتیم. نامه‌های نیما جزء آثار او شمرده می‌شود و از آنها نکته‌های بسیاری نیز دربارهء اندیشه‌ها و وضع زندگی او می‌توان دریافت.
این مرد هنرمند که سراسر زندگی را وقف هنر خود کرده و از مال و جاه و هرچیز جز هنر چشم پوشیده بود بی هیچ شک در ادبیات معاضر ایران نفوذ و تأثیر فراوان داشت و هرچه کسی در ذوق و سلیقهء هنری با نیما مخالف باشد مقام و تاثیر اورا در [بین] همهء سخنوران زمانش انکار نمی تواند کرد. به این سبب گمان می‌کنم اشتهار بعضی از نامه‌های او برای خوانندگان بی‌فایده نباشد. اما دربارهء ارزش کار او و تجزیه و تحلیل آثارش باید بحث کاملی کرد.
مجوز انتشار مجدد نامه های نیما پس از سه سال انتظار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تازگی صادر شد وانتشارات  نگاه  طی ماه های آینده چاپ تازه ای از نامه های نیما یوشیج را روانه بازار کتاب می کند .

Tags: , , , , ,

Pin It on Pinterest