هزار پیشه

وقتی برگشتم لس‌آنجلس، درست کنار خیابان هوور[1] هتل ارزانی پیدا کردم و در تخت ماندم و نوشیدم. چند وقتی همین‌طور ادامه دادم، سه یا چهار روز. حتی فکر کردن به این‌که بخواهم بروم بنشینم جلوی مرد پشت میز و بگویم کار می‌خواهم، که به درد این کار می‌خورم، خیلی بیشتر از حد...

پوست

مدتی پیش هنگام خروج از  کوستانتینووکا، با  گروهی اسب‏سوار  مجارستانی همراه شده بودم  که با پیپ‏های درازشان در  دهان، به سوی استالینو  اسب می‏راندند.  گاه‏گاهی ایستاده و  با همدیگر  گرم  گفت و  گو  می‏شدند؛ آوای صدای‏شان به  گوش نرم و  خوش‏آیند می‏نمود. ابتدا  گمان...

مرغی که رویای پرواز در سر داشت

جوانه از چاله قدم به بیرون گذاشت و رو به پایین، به سمت زمین نیزار نگاه کرد. آرزو کرد که مجبور به ترک لانه نبودند. او حالا یک سرگردانِ بدون خانه بود. او نخواسته بود که در یک قفس زندانی شود، و نتوانست آن‏طور که آرزو کرده بود در حیاط بماند. او وادار به ترک لانه‏شان در...

سالمونی که جسارت ورزید و بالاتر پرید

«سالمون نقره‌ای...» سالمون نقره‌ای توان یافتن یک کلمه را هم در  پاسخ ندارد. برای سالمون‌ها تخم گذاشتن به معنای پایان زندگی است. سالمون نقره‌ای خود را لرزان از  تمام افکار  ترسناکی که در  حال جمع شدن در  ذهنش هستند، حس می‌کند. اما این خود مرگ نیست که او  از  آن...

کتاب 81490 با ترجمه احمد شاملو منتشر شد .

بیرون، ده تا از  «جوان‌ترین» رفقای ما را که همین‌جور، دست برقضا از  میان دیگران انتخاب کرده‌اند، واداشته‌اند که کنار  خط‌آهن زانو  بزنند. چلق و  چلق خشک تپانچه‌ها بلند می‌شود. یکی از  هم‌سنگرهای نهضت مقاومت، مر[1] به این ترتیب، به دست یکی از  افسرهای آلمانی کشته...

کتاب‌های تازه

کتاب‌های پرفروش

کتاب‌های پرطرفدار

کتاب‌های دردست انتشار

Pin It on Pinterest

Share This