No products in the cart.

تخفیف مجموعه باران

تخفیف مجموعه باران

باز باران ، با ترانه
     باگهرهای فراوان
    می خورد بر بام خانه …»  ☔
🔵   « موسسه ی انتشارات نگاه » ، در چهل و چهارمین سال تلاش هایش برای پدید آوردن هوایی تازه در عرصه ی ادبیات معاصر ایران ، در ابتکاری تازه همت به انتشار  آثار مطرح ترین شاعران امروز ایران در مجموعه ای نفیس و خوش چاپ، در قطع زیبا و خوشدست پالتویی با عنوان « باران » نموده که در برگ برگ این آثار ماندگار تازگی و طراوت ادبیات معاصر را می توان احساس کرد.
موسسه ی انتشارات نگاه قصد آن دارد که برای دسترسی آسان دوستداران شعر معاصر ایران به ویژه جوانان ، این آثار جاودانه را به آسانترین روش ، از طریق سایت موسسه عرضه بدارد و برای یاری به اهالی شعر معاصر ، مجموعه ی کامل ۹ جلدی را با تخفیف ویژه ی ۳۰درصد و تک فروشی را با تخفیف ۲۵ درصد
تقدیم نسل مستعد و علاقمندان ادبیات معاصر نماید.
امید آنکه این خدمت و تلاش فرهنگی موسسه ی انتشارات نگاه ، بر لوح دل فرهنگدوستان این سرزمین اهورایی نقش بندد…
« پس از باران،
آنک ستارگان می درخشند
روشن روشن ! »
Tags: , , ,

مستندات بوف کور

–    چطور شد که شما به فکر نوشتن یک کتاب درباره «بوف کور» افتادید؟
همان طور که در کتاب هم گفته ام بوف کور اولین رمانی است که من خوانده ام. وقتی آن را خواندم تازه داشت هفده سالم می شد. یادم است که این کتاب واقعا مرا تحت تاثیر قرار داد. بدیهی است که سؤال های بسیاری در ذهنم ایجاد کرد که جوابشان را نمی دانستم . کما این که در ذهن هرکس دیگر هم ایجاد می کند. هر کس بوف کور را بخواند واقعا می خواهد بداند مثلا چرا راوی زن اثیری را می کشد؟ ده سال پیش بود که دوباره بوف کور را خواندم. و این بار فهمیدم بوف کور چه می گوید. جواب همه ی سؤال ها را هم فهمیدم. برای همین بود که به فکر افتادم یک روز معنای بوف کور و جواب آن سؤال ها را بنویسم. مخصوصا که مستندات هدایت را هم پیدا کرده بودم. تلمیحات و اشارات زیادی در بوف کور هست. تلمیح برای این است که نویسنده احساس می‌کند مطلبی را که می‌خواهد بیان کند، متن مشهوری آن را بهتر گفته و دیگر نیازی نیست او آن را با زبان خودش بگوید. لذا آن گفته را یک جوری در متن خودش می‌آورد، بدون اینکه اسمی از نویسنده اش ببرد. یکی هم برای این است که می‌خواهد حرفی که زده مستند باشد. من فکر می‌کنم هدایت بیشتر می‌خواسته سند ارائه بدهد.

–    استناد هدایت به کدام آثار بوده؟

همه را در کتاب مشخص کرده ام. ملوزین، دانشجوی پراگ. هملت، زمین هرز، نادیا، بعضی خوابهایی که فروید تعبیرشان کرده. منتها تعجب من از این بود که ۷۵ سال از انتشار بوف کور می‌گذشت و هیچ‌کس متوجه نشده بود یکی از مستندات هدایت همان هملت مشهور است. کسی تا به حال به آن اشاره نکرده است. یا همین طور زمین هرز. اتفاقا میان همۀ آن آثاری که سلف بوف کور محسوب می شوند، زمین هرز  مقام اول را  هم دارد. اصلا بوف کور یک زمین هرز دیگر است. زمین هرزی در قالب رمان. زمین هرز با ستایش مرگ  آغاز می شود:
«چون من یک بار با چشم خود دیدم که کومیان سیبیل در قفسی آویزان بود، و وقتی بچه ها به او می گفتند، “سیبیل، چه می خواهی؟”، او می گفت، “مرگ می خواهم.”»
سیبیل در اسطوره های یونانی و رومی زن پیشگویی بود که عمر جاودان پیدا کرده بود. آن وقت بقیۀ زمین هرز هم  در نفی تولید مثل است، که عشق باعث آن می شود. کلاً سرتاسر زمین هرز صحبت از زنهایی است که هر کدامشان زندگی مردی را تباه کرده است، یا صحبت از مردهایی که زن و عشق زندگی شان را به جهنم تبدیل کرده است. بوف کور هم  همین است. ستایش مرگ و نفی تولید مثل. من به آن صدای دوم «من و بوف کور» فقط تا آنجا میدان دادم که فقط نکته های خیلی مهم را روشن کند. آن هم با کمترین کلمه ها و جمله ها. آن صدا همۀ موارد تلمیح یا استنادهای بوف کور را نگفته است. چه در مورد نادیا باشد چه در مورد ملوزین و چه در مورد هملت و زمین هرز. مخصوصاً زمین هرز. آن صدای دوم در «من و بوف کور» فقط در سه جا از زمین هرز حرف می زند.

–    با این حساب ممکن است آثار دیگری هم باشد که هدایت برای نوشتن بوف کور از آنها هم تأثیر پذیرفته است؟
بعید می دانم. شاید فقط  تریستان و ایزوت باشد. در تریستان و ایزوت هم صحبت از عمو و برادر زاده هست. اما من ضرورتی ندیدم آن را وارد وارد رمان کنم. چون با استناد به تعبیر خواب فروید و هملت کاملا معنای عمو روشن می شد. آن عموی بخش اول بوف کور یک مقدار به عموی تریستان و ایزوت هم شباهت دارد. کمااینکه عموی بخش دوم شبیه عموی هملت است. جالب است که تریستان و ایزوت را دکتر خانلری ترجمه کرد و هملت را مسعود فرزاد. راستش هیچ بعید نیست که اصلاً هدایت به هردوی آنها گفت این دوتا کتاب را ترجمه کنید. البته من ندیدم هدایت در جایی راجع به تریستان و ایزوت چیزی گفته باشد. یا اگر هم دیده ام الآن یادم نمی آید. اما در چندین جا از شکسپیر حرف زده و ستایشش کرده است.
داستان تریستان و ایزوت از این قرار است: تریستان که جوان شوالیه ای است مأ موریت می یابد شاهزاده خانمی ایرلندی به نام ایزوت را برای عمویش کینگ مارک خواستگاری کرده و ببرد. اما این دو، یعنی تریستان و ایزوت، وقتی همدیگر را می بینند عاشق هم می شوند. با این حال خواستگاری صورت می گیرد و تریستان نفس خودش را سرکوب کرده و ایزوت را سوار کشتی می کند تا برای عمویش ببرد. ایزوت که از دست تریستان عصبانی شده تصمیم می گیرد هم خودش را با زهر بکشد هم تریستان را. اما دایۀ ایزوت از تصمیم او باخبر می شود و در فرصتی که به دست می آرد آن زهر را با اکسیر عشق عوض می کند. لذا ایزوت و تریستان به جای این که آن زهر را بخورند این اکسیر عشق را می خورند، که باعث می شود آتش عشقشان مشتعل تر  بشود. اما تریستان کماکان در برابر عشق مقاومت می کند و ایزوت را تحویل عمو می دهد. بعداً عمو می فهمد برادرزاده اش عاشق زنش است. بنابراین تصمیم می گیرد خودش را کنار بکشد. اما تریستان در جنگ زخم برداشته است و از اثر زخم و غم عشق می میرد. مخصوصاً  که فکر می کند ایزوت هم دیگر دوستش ندارد. چون تریستان برایش پیغام فرستاده بود به عیادتش برود و او قول داده بود می رود و ساعت عیادت راهم مشخص کرده بود. اما نمی تواند سر آن ساعت خودش را به بالین تریستان برساند.  آن وقت خود ایزوت هم در غم مرگ تریستان می میرد.
تمام مستنداتی که لازم بوده تا حدی که خواننده بتواند بوف کور را بفهمد در «من و بوف کور» آورده‌ام و سعی کرده‌ام موجز باشد و خواندنش هم سخت نباشد.

–    چطور از یک کار تحقیقی به رمان رسیدید و ترجیح دادید این کار را به صورت رمان منتشر کنید؟

حتماً درباره  تعبیرهایی که فروید از خوابها کرده چیزهایی شنیده اید؟  تعبیرهایی را که فروید از خواب ها کرده است یک جور رمان و داستان می دانند. اصلاً بسیاری از خواب ها ساختار داستانی دارند. بدیهی است که وقتی خواب ها معنی می شوند آن ساختار هم باقی می ماند. فقط زبانش است که عوض می شود. می توانیم بگوییم وقتی یک خواب تعبیر یا معنا می شود زبان تصویری آن به زبان عادی تبدیل می شود.
اگر بخواهیم از اصطلاحات روایت شناسی استفاده کنیم، می توانیم بگوییم خود خواب ها با تکنیک میمزیس ساخته می شوند، اما در تعبیرشان یا معنی کردنشان از تکنیک دییه ژز استفاده می شود. دییه ژز یعنی گفتن، میمزیس یعنی نشان دادن.  در رمان ها و داستان ها معمولاً از هر دو تکنیک استفاده می شود. اما بعضی نویسندگان هستند که عمدتاً از میمزیس استفاده کرده اند. مثلاً تکنیک همینگوی در بیشتر آثارش تکنیک میمزیس است. خیلی کم می بینیم که او بگوید مثلاً فلان شخصیت در فلان صحنه چنین احساسی داشت یا این طور فکر می کرد. بلکه ظاهر و اعمال او را طوری توصیف می کند و حرفهایش را طوری انتخاب می کند که احساس یا فکرهای پنهانی او خود به خود به خواننده القا شود. اما در رمان های اندیشه از دییه ژز استفاده می شود. مثلاً میلان کوندرا که رمان هایش رمان اندیشه است همیشه از دییه ژز استفاده می کند.
کاری که من در این رمان کرده ام  تا حدی شبیه همان کاری است که فروید در تعبیر خواب ها کرده است. برای این که بوف کور هم رمان خوابگونه است و من درواقع معنای آن را در «من و بوف کور» گفته ام. اما همان طور که در اول کتاب گفته ام، از بعضی تکنیک های مخصوص رمان ها هم برای در این کار استفاده کرده ام، که یکی از آن ها همین میمزیس است. در مورد بعضی معناها و نکته ها از تکنیک میمزیس هم استفاده کرده ام. مثلاً در یکی از فصل ها یک تناقض ظاهری هست. این را توضیح نداده ام. اما با توجه آن چیزهایی که در مورد تکنیک های بوف کور گفته ام، مخصوصاً آن که در خواب ها بعضی چیزها معنی ضد خودشان را می دهند، می توان معنای آن تناقض را فهمید. گذشته از این از تعلیق هم در سرتاسر کتاب استفاده کرده ام. در چند جا از غافلگیری استفاده کرده ام. همین طور است آن تبدیل یک صدا به سه صدا، صدای خود بوف کور، صدای آنهایی که بعضی نت ها را به بوف کور آموختند، صدایی که بوف کور را می خواند.
البته گاهی از تکنیک نقل قول غیر مستقیم هم استفاده کرده ام. به این معنی که مثلاً گاهی صدایی که بوف کور را می خواند با صدای خود بوف کور ادغام می شود.
اگر می خواستم کتاب را به صورت تحلیل بنویسم حجمش خیلی زیاد می شد. معمولاً تحلیل ها را خواننده ها راحت نمی خوانند. راستش من خودم بعضی از تحلیل ها را که خواسته ام بخوانم حوصله ام سر رفته است. گذشته از این، لازم بود بعضی نکته ها و معنی ها را هم سربسته بگویم.

– نحوۀ فصل‌بندی چطور بود و چگونه به آن رسیدید؟
خودش به ذهنم آمد. اول بار که نوشتم زیاد دربند فرمش نبودم. تصویرها و ابهامات را یک به یک نوشتم تا تمام شد. البته هر کدام را که می نوشتم کلی بازنویسیش هم می کردم. بعد از آن بود که چند هفته ای درباره فرم فکر کردم و آخرسر به این فرمی رسیدم که الان هست. ضمنا حجمش هم اول نزدیک صدوهشتاد صفحه شد. اما بعدا یک فصلش را که اسمش «دیو تشابه» بود حذف کردم. چون آن فصل خیلی تئوریک بود. در آن فصل درباره شباهت بحث کرده بودم که عامل بسیاری از تحلیلهای غلطی است که از آثاری مثل بوف کور صورت می گیرد.

–    پس براساس این نظر تمام تحلیل‌هایی که روی بوف کور شده، اشتباه است؟
من چیزی نمی‌گویم. اما شما بروید تحلیل‌ها را بخوانید. ببینید می‌توانید جواب‌ سؤال هایتان را پیدا کنید؟ شما تحلیلی سراغ دارید که به شما گفته باشد چرا گاهی بعضی شخصیتهای ناخن سبابه دست چپشان را می جوند؟ یا اصطلاح اثیری بالاخره چه معنایی می دهد؟ خود بوف کور چه معنایی می دهد؟

–    خب هر کسی می‌تواند تاویل خودش را از متن داشته باشد.
این حرف متأسفانه زیاد تکرار می شود اما این طور نیست. در هر حال تأویل باید بتواند به همه سؤالهایی که آن متن ایجاد می کند جواب دهد و بر اساس آن تأویل همه جزئیات آن متن معنای ارگانیک پیدا کنند. این بحث به این صورت نیست. حالا من بعدا یک مقاله در این مورد خواهم نوشت. در هر حال وقتی خود هدایت بعضی چیزها را گفته چرا ما به حرف خود او توجه نکنیم؟ هدایت دریکی از نامه هایش که در تاریخ ۲۷ ژوئن ۱۹۳۷ یا ۷ تیر ۱۳۱۶ به مینوی نوشته این طور می گوید: بوف کور یک جور رمان انکونسیان است. انکونسیان یعنی ناخودآگاه. رمان انکونسیان یعنی همان خواب، چون رایج‌ترین و تیپیک‌ترین رمان‌های انکونسیان همان خوابها هستند. هدایت این را خودش گفته، پنج شش جا هم در بوف کور به نظریه خواب‌های فروید اشاره کرده. اتفاقاً در یک کتاب دیگرش هم معناهای بوف کور را به صورت هفت تا داستان نوشته است.

–    یعنی یک کتاب دیگر نوشته و تکنیک‌های بوف کور را به صورت داستانی توضیح داده؟ کدام کتاب هدایت این خاصیت را دارد؟

–    بله، در «سایه روشن». همۀ کتابهای هدایت اسم هاشان طوری است که به راحتی می شود فهمید برای چه هر کدام از آن اسم ها انتخاب شده است. مثلاً علویه خانم که هم اسم یکی از داستانهای آن مجموعه است و هم اسم شخصیت اصلی آن داستان . اما دوتا کتابش این طور نیست. یکیش همین  سایه روشن است. مجموعه ای از هفت تا داستان کوتاه.  نه اسم هیچ کدام از داستان های این مجموعه «سایه روشن» است، نه در هیچ کدام آن ها چنین عبارتی به کار رفته است. سایه روشن یعنی منطقه ای که یک طرفش تاریک است و یک طرفش روشن. یا یک جایی که روشنایی اش چیزی بین روشن و تاریک است. اما حتی چنین مفهومی هم در هیچ جا از آن داستان ها استنباط نمی شود. پس هدایت برای چه اسم آن مجموعه را «سایه روشن» گذاشته است؟  من تا حالا در هیچ جا ندیده ام و از هیچ کس نشنیده ام که این را توضیح داده باشد.  کتاب «سایه روشن» هدایت یک بوف کور دیگر است. آن سایه ای که در «بوف کور» هست، و به شکل جغد کور روی دیوار می افتد، من معنی آن را در «من و بوف کور» توضیح داده ام. همین طور معنی آن رنگ زرد را که عین زنبور زرد خرد شده روی گلدان راغه است. هدایت در «سایه روشن»اش مخصوصاً آن سایۀ بوف کور را توضیح می دهد. در هر کدام از داستان های آن کتاب یک وجه یا نکته از همان سایه ی بوف کور است که به صورت داستان درمی آید. آن «سایه»ی بوف کور در این کتاب روشن تر شده است: سایه تبدیل به سایه روشن شده است.

–     شاید فرصت خوبی است که توضیح مختصری هم دربارۀ آن داستان ها بدهم.
–     داستان اول اسمش هست «سروم گگن لیبس لایدن شافت»، یا به طور مخفف «س. گ.ل.ل.». «سروم گگن لیبس لایدن شافت» عبارتی آلمانی است و هدایت آن را به خاطر آن «لیبس لایدن شافت»اش انتخاب کرده است. چون هم شور و حرارت عشق معنی می دهد، هم رنج و بدبختی و درد عشق. تا آنجا که من می دانم فقط  در زبان آلمانی است که این دوتا مفهوم در یک عبارت بیان می شود. و هدایت گشته و آن را پیدا کرده است. این داستان می گوید که عشق و عوارض آن نخواهد گذاشت بشر روی آسایش ببیند. حتی اگر علمش این قدر پیشرفت کند که همه نوع رفاه برای خودش فراهم کند. مار ناگ هم در این داستان هست؛ منتهی به یک صورت دیگر.
–     داستان دوم: زنی که مردش را گم کرد. این داستان تصویری از عشقی است که به ازدواج و تولید مثل منتهی شده.
–    داستان سوم: عروسک پشت پرده. این چون خیلی مهم است توضیحش را می گذارم برای آخر.
–    داستان چهارم: آفرینگان. این داستان می خواهد بگوید که عشق اگر به وصلت منجر شود چیز ناممکنی است. زربانوی داستان می گوید: نزدیک نباید رفت. چون عشق مثل یک نغمۀ دلگیر و افسونگر است که آدم زشت و بدمنظری آن را می خواند.
–    داستان پنجم: شب های ورامین. در این داستان وقتی فریدون قربانی عشق و غریزۀ جنسی می شود آن غریزه فوراً قربانی دیگری را از نسل بعد به دام می اندازد. خواب آخر داستان و تکنیکش شبیه خوابها و تکنیک آن ها در بوف کور است. همین طور است دردی که عشق برای فریدون می آورد.
–    داستان ششم: آخرین لبخند. مفهومی که در اصطلاح اثیری در بوف کور هست، در اینجا با تصویرهایی مثل موج بیان می شود. روزبهان داستان هم خیلی شبیه راوی بوف کور است.
–    داستان هفتم: پدران آدم. می خواهد بگوید که گذشته انسان از آن «بوف کور»  زاده شده است.
–    و اما عروسک پشت پرده. مهرداد داستان هم خود صادق هدایت است و هم صادق هدایتی که خانواده اش می خواستند باشد، و نشد. زن داستان هم انگار همان زن اثیری بوف کور است که با اسم اصلی اش ظاهر می شود. و یک بار دیگر در خونش غوطه می خورد.

بهاءالدین مرشدی

Tags: , , , ,

چند رضایی ادای دینی بود به تمام رضاهای درونم

نگاه : رضا حیرانی شاعر جوانی است که آخرین مجموعه شعر ایشان با نام  چند رضایی را انتشارات نگاه در سال ۱۳۹۱ منتشر کرده است. این مجموعه تقریبا با اقبال عمومی مواجه شد و چند تن از منتقدان در باره این کتاب نقدهایی نوشتند
دیروز رضا مهمان نگاه بود . آمد و نشست و از خودش گفت و از شعرش . آنچه می خوانید حاصل این نشست صمیمانه سایت نگاه با رضا حیرانی شاعر  است .

از خودتون کمی بگویید. از زندگی تون از کارهای چاپ شده و نشده  و در انتظار چاپ و در دست نوشتن و …

این روزهای من که اصلا تعریفی نیست. هنوز داغ مرگ مادرم را به دوش می کشم و احساس می کنم جهان با مرگ مادرم به دو پاره ی زمانی قسمت شده است. نیمی پیش از مرگ مادر و باقی اش به وقت غیاب مادرم. هنوز در مکثی به سر می برم که با مکثِ مرگ روی نام مادرم اتفاق افتاده است. در مورد کارهای چاپ شده، با مجموعه شعر چند رضایی فعلا در کارنامه ام نام سه کتاب منتشر شده دیده می شود.
“تلخ لطفا!” و “آسایشم گاهی روانی ست” و “چند رضایی”، اما دو کار تمام شده هم دارم که اولی شعر بلند “روایت هول” است و دومی مجموعه شعری که به شخصه خیلی دوستش دارم به نام “جن ام، جماعت بسم الله” که امیدوارم سال ۹۲ دستکم شاهد انتشار یکی از این دو باشم.

چرا چند رضایی ؟ با این عنوان به چه سوال ذهنی می خواستی پاسخ بدهی ؟

واقعیتش اسم کتاب هایم دستکم تا امروز با همان دو سه شعر ابتدایی کتاب در ذهنم می نشیند و بعد شعرهای آن کتاب را جدا می کنم. برای اسم خیلی به دنبال منطق ویژه ای نیستم شاید این تجربه فردی من باشد که نام کتاب هایم به عنوان بخشی از یک پروژه که به کتاب ختم می شود خیلی سریع به ذهنم می آید و آنقدر قطعیت دارد این نام که هر چقدر هم که بخواهم نمی توانم کنارش بگذارم.
انتخاب “چند رضایی” هم همینطور بود. وقتی در سال ۸۴ “آسایشم گاهی روانی ست” منتشر شد در فاصله کوتاهی مطمئن بودم  شعرهایی که در حال نوشتنش هستم درمجموعه ای با نام “چند رضایی” جمع خواهند شد. کمااینکه از سال ۸۵ تا اواخر ۸۷ که زمان نوشته شدن شعرهای “چندرضایی هستند” شعرهای دیگری هم بودند که مشخص بود نمی توانند در این کتاب قرار بگیرند. امروز که شش یا هفت سالی از زمان انتخاب این نام گذشته شاید بتوانم بگویم این نام ادای دینی بود به تمام رضاهای درونم. رضاهایی که در لحظه به لحظه ی رضا حیرانی شدنم نقش مستقیم داشته اند. و من همواره تلاش کرده ام به هر کدامشان سهمی در کلماتم بدهم. در دنیایی که به قدر کافی سرکوبمان می کند سرکوب نکردن من های درونم کمترین وظیفه ام بوده که امیدوارم تا حد توانم از پسش بر آمده باشم. هرچند گویا جهان امروز و شرایط کنونی دنیای ما به سمتی ست که قصد اصلی اش سرکوب هویت فردی یا همان من های درونی هر انسان است تا با حذف اینان بتواند از او موجودی آماده پذیرش یکسان شدن با دیگران بسازد.

شعر شما در چند رضایی چه نسبتی  با تجربه زیست شده ی شاعرانه شما دارد ؟

چیزی جز زیست من نیست. هر کدام از شعرهای این کتاب سکانسی از من هستند. شاید این جواب جالبی برای مخاطب من نباشد اما واقعیت این است که از زمان نوشتن شعرهای مجموعه شعر “آسایشم گاهی روانی ست”  به این سو تلاش کرده و خواهم کرد که پیش از هر منطق دیگری تنها به خودم پاسخگو باشم. به همین خاطر شاید برخی از شعرهای من به شدت شخصی به نظر بیایند اما در این جهانی که هیچ روی خوشی به ما نشان نمی دهد معتقدم هر شعر برای شاعر فرصتی ست که می تواند در آن جهان خودش را بنا کند. جهانی که در آن هر لحظه و هر کلمه به اختیار تو رقم می خورد. شاید بزرگترین لذت نوشتن در همین خلق جهانی فردی ست وگرنه دستکم در جامعه ما اگر واقعا شاعر باشی به میزان هزینه ای که برای شاعر بودن می دهی چیزی به دست نخواهی آورد جز همین لذت خلق جهانی که تمامش تمامِ توست.

شعرشاعران امروز بسیار به هم شبیه شده است چرا ؟

من نمی خواهم قضاوت کننده دیگران باشم. به همین خاطر ابتدا سوال شما را به این صورت تغییر می دهم که چگونه خودم سعی میکنم دستکم تلاش خودم را برای یکسان نبودن با دیگران انجام دهم که جوابش توجه ویژه به جزئیات زیست فردی ام است بی هراس آنکه نگران باشم حضور گهگاه این جزئیات در شعرم سبب شود مخاطبم با شعرم احساس غریبی کند. هرچند اعتقاد جدی دارم از جزئیات فردی و ساخت جهانی فردی ست که ما می توانیم مخاطب را در لذت خلق و کشف جهانی تازه شریک کنیم. کمااینکه گاهی حافظه های فردی ما بر اساس چند تجربه شاید به شدت شخصی به حافظه ی جمعی جامعه پل می زند.

شعری که در ذهن و زبان مردم می ماند چه نوع شعری است ؟

نظر شخصی من این است شعر ماندگار شعری ست  که در ابتدا بتواند در ذهن خود شاعر جای خودش را باز کند. من هیچگاه این حرف را که مثلا همه آثار یک هنرمند فرزندانش هستند و بنابراین همه شان را به یک اندازه دوست دارد باور نداشتم. بارها هم پیش آمده شعری نوشتم که گمان می کردم کار خوب و ماندگاری خواهد شد اما بعد از مدتی حتی خودم هم رغبتی برای بازخوانی اش نداشتم. بنابراین چگونه توقع داشته باشم آن شعر برای خودم و مخاطبم برابر با شعری باشد که شاید بعد از چند سال هنوز هم خواندنش به خود منی که شاعرش هستم  لذت لحظه نوشتنش را هدیه می دهد؟
پس در منطق شخصی من شعری در ذهن جامعه می ماند که از مرز معمول خود شاعر هم عبور کند. شعری که ذهن خواننده اش را با هر بار خواندن به عمق ببرد. حتی اگر آن خواننده خود شاعر باشد. اگر یک شعر برای خود شاعر هم ایجاد فضایی تازه نکند هرگز در ذهن مخاطب هم برای مدت طولانی ماندگار نخواهد شد. شاید زمانی محدود به قول معروف برای خودش نام و آوازه ای بخرد اما بی تردید در عبور از موانع دقایق و روزها به مرور رنگ و لعاب خودش را از دست خواهد داد.

شعر به چه نیاز انسان مدرن امروز پاسخ می دهد ؟

ترجیح می دهم شعر من به مخاطبش یادآوری کند که به قول تندر کیا “تنهایی و نجاتت در تنهایی ست” و یا آن جمله درخشان نیمای بزرگ که در نامه هایش گفت: “هرکس تنهاست عزیز من و خیلی تنها” شعر برای من درک این تنهایی ست. شاید بخاطر آنکه از نظر من انسان مدرن امروز بزرگترین مسئله اش دور شدن از تنهایی ناب درونی اش است. ما در شرایطی به سر می بریم که حتی وقتی از جمع هم دور می شویم به واسطه هزاران واسطه و مدیوم بازهم از فقر تنهایی رنج می بریم. هرچند همانطور که گفتم این نظر شخصی من است و شاید موافق چندانی نداشته باشد.

Tags: , , , , , ,

سیاوش کسرایی

“شعر زمان ما” نام عام کتاب هایی بود که آقای محمد حقوقی به همت انتشارات نگاه هر فصل یکی از مجلدات آن را منتشر می کرد. پس از مرگ تاسف آور آقای حقوقی، تالیف دوره ی جدیدی از این مجموعه به همت فیض شریفی از سر گرفته شد.
هفتمین شماره ی کتاب شعر زمان ما، به زندگی و اشعار سیاوش کسرایی  تخصیص دارد.

کتاب با شرح مختصری از زندگی نامه و معرفی آثار شاعر آغاز می شود:
سیاوش کسرایی هفده دفتر شعر دارد و یک کتاب به نام “در هوای مرغ آمین” (که نقد، مقاله و داستان…) است. که در سال ۱۳۸۱ در تهران چاپ شده است.
در ادامه زمینه های تاریخی، محتوایی اشعار سیاوش کسرایی مورد بررسی قرار گرفته اند:
شاعر در دهه ی سوم شعر نیمایی همراه با فریدون توللی، نیما یوشیج، منوچهر شیبانی، نصرت رحمانی و هوشنگ ابتهاج، با چاپ دفتر شعر (آوا) با شعر مشهور “پس از من شاعری می آید”  و پس از آن با شعر حماسی غنایی آرش کمانگیر و رقص ایرانی در دهه ی چهارم، همراه و همرکاب نیما، شاهرودی، شاملو، اخوان ثالث، محمد زهیری، نادرپور، رحمانی، آتشی و فرخزاد، خود را به عنوان شاعری حرفه ای به جامعه ی ادب معرفی کرد.
در ادامه نیز مطالبی تحت عناوین زیر آورده شده است:
شیوه ها و شاخصه های شعری سیاوش کسرایی
نشانه ها و سازه های شعری سیاوش کسرایی در دفترهای ۱۶گانه
ترکیب های تصویری، استعاری، وصفی
تاملی در نقش (ایماژ، استعاره و نماد)
در دلالت های شاعرانه زبان در اشعار سیاوش کسرایی
اسطوره سازی در آثار سیاوش کسرایی
چکیده ی ویژگی ها و شاخصه های شعری و سبک سیاوش کسرایی
دیدگاه ضد استعماری و استبدادی و سوسیالیستی شاعر
بسامد اوزان عروضی در اشعار سیاوش کسرایی

مولف پس از توضیح موضوعات نامبرده، دفترهای شعری شاعر را از “شعر آوا” تا “هوای آفتاب”، همراه با توضیحی درمورد تعداد قطعات و سبک و بررسی مختصری بر آن ها ارائه می نماید. به عنوان مثال در توضیحات مربوط به “منظومه ی آرش کمانگیر” چنین می خوانیم:
دفتر شعر خانگی ۳۴ قطعه دارد که ۳۳ شعر نیمایی است و یک غزل ۱۵ بیتی به نام “یاد دوست”. بخش کوچکی از این اشعار؛ مثل “خانگی”، “رشد” از همانندسازی و ایماژهای تازه و زیبا برخوردارند. این شعرها بیشتر غنایی و توصیفی است و سراینده در این اشعار امتزاجی میان نگره های انتزاعی تخیلی و نگره های واقع گرایانه و عینی ایجاد کرده است:
“هرگاو، گاه شخم، چون کال آیدش زمین / بیراه می زند / همراه خویش را / با شاخ های کین.”
(ص ۳۷۲، شعر زمین کال)

انتشارات نگاه این کتاب را به قیمت  ۱۲۵۰۰ تومان منتشر کرده است.

Tags: , , ,

فردیت و هویت شاعر را حفظ کردم

نگاه : محمد لوطیج شاعر و منتقد جوان چند روز قبل مهمان  ما بود .  او شاعری است که زندگی اش را با شعر آمیخت و معنایی تازه بخشید . او علاوه بر شاعری دستی بر نقد دارد و از هر از گاه در مطبوعات  رسمی می نویسد . از محمد لوطیج تاکنون “زندگی نامه فروغ فرخ زاد”، “کتاب درنگ۱ ” و مجموعه شعر “از زنانی که شبیه تو نیستند” منتشر شده است.  کتا ب ” علی باباچاهی در وضعیتی دیگر” از جمله کارهای آماده چاپ ایشان است  که در آینده نزدیک منتشر می شود. همچنین “لذت متن” (گزینه ای از شعر دهه ی هفتاد و هشتاد) در دست تدوین است و “دویست ترانه ی عاشقانه ی تبری” با ترجمه فارسی، کار مشترکی است با نادعلی فلاح، که از سوی نشر شلفین، در نمایشگاه امسال عرضه خواهد شد.
محمد لوطیج قرار است  در زمینه شعر زمان ما با انتشارات نگاه همکاری می کند . همین بهانه خوبی شد تا با او در باره این کتاب ها گفت و گوی کوتاهی بکنیم.
آقای لوطیج  شما پس از  محمد حقوقی و فیض شریفی سومین کسی هستید که به تالیف و تدوین مجموعه  شعر زمان روی آوردید ؛در باره انگیزه این کار بفرمایید :
شعر زمان ما میراث ماندگار زنده یاد محمد حقوقی است که خوشبختانه نشر نگاه تصمیم به ادامه ی کار گرفته و تا کنون ۲۰ مجلد آن نهایی شده است، و از میان کتاب های نهایی شده، ۵ جلد به بنده سپرده شده است .مجلدات ۱۶ تا ۲۰ شعر زمان ما  که نگارش و تدوین آن بر عهده ی من است به زندگی و شعر اسماعیل شاهرودی، م. آزاد، محمد علی سپانلو، علی باباچاهی و احمدرضا احمدی اختصاص یافته است.
آیا شما با همان شیوه و اسلوب  حقوقی و شریفی به تالیف و تدوین شعر زمان پرداختید ؟
از آن جا که این کتاب ها، در مجموعه ای با معیارها و محورهای مشخص منتشر می شوند، بخشی از سر فصل های منتخب من، در واقع رعایت چارچوب های پیشنهادی زنده یاد حقوقی است، تا حضورشان در این مجموعه توجیه پذیر باشد. اما تمرکزم بر این بوده که ضمن بهره وری از پیشنهادهای حقوقی، مباحث هر کتاب با التفات به وجوه سبکی شاعر انتخاب شود. بنابراین ضمن حفظ ساختار کلی شعر زمان ما، فردیت هر کتاب نیز محفوظ می ماند.
تفاوت دیدگاه انتقادی در این کتاب ها، به تفاوت کارنامه ی شاعران مورد اشاره برمی گردد. مثلا مبحثی که در شعر احمدرضا احمدی یا آزاد، هسته ی مرکزی محسوب می شود در شعر باباچاهی یا سپانلو به ندرت دیده می شود، و من سعی کرده ام بر اساس همین شاخصه ها، مباحث کتاب را پیش ببرم نه با یک دیدگاه ثابت و از پیش تعریف شده. باید بگویم مهم ترین نقاط قوت و ضعف شعرها و شاعران را مورد بررسی قرار داده ام و از تطبیق شعرها با ذهنیت شعری یا انتقادی خاص پرهیز کرده ام حال تا چه حد موفق بوده ام باید صبر کرد و دید.
در هر کتاب، ضمن بررسی و تحلیل شعر و پرونده ی شاعری هر یک از شاعران، جایگاه آنها در شعر امروز و سهم آنها در فراروی ها و تازگی های شعر نیز از چشمم دور نبوده است. بنابراین در مجموعه ی این کتاب ها با یک نوع جریان شناسی شعری هم سر و کار داریم.
آیا با شیوه جدید نقد با متن  شعری شاهرودی و آزاد و باباچاهی و… روی آوردید ؟
بیشتر سعی کرده ام با متدهای – نگویم مدرن تر، تازه تری به سراغ این شاعران بروم و از نقد کلاسیک تا حدودی فاصله بگیرم. بنابراین در این مجموعه مباحثی چون ترکیب سازی و استخراج انواع اضافه ها و… را نمی بینید. خوشبختانه هر پنج شاعر- شاهرودی، م.آزاد، سپانلو، باباچاهی و احمدی- از تاثیرگذارانِ شعرِ چند دهه ی اخیر بوده اند و هر یک به سهم خود، در شکل گیری فضای شعری امروز نقش آفرینی کرده اند. و شعرشان پر از تنوع و مولفه های پرجاذبه است؛ شعرهایی که از جهاتی برای مخاطب و نقد شعر جذاب بوده، و این جذابیت ها در تحلیل شعرها دیده خواهد شد، همچنان که آسیب ها و تنگناهای شعری آنها.
در هر کتاب ضمن نگاه جزیی تر به شعرها، شمایی کلی از کارنامه ی شاعر به دست می آید که با همراهی گزینه ی شعرها بهتر قابل نشان دادن است. نکته ی دیگر این که با افزودن خوانش چند شعر به هر کتاب، قرائت خودم را از این شعرها با مخاطب در میان می گذارم .
از مجموعه شعر زمان ما که شما مشغول  تدوین و تالیف آنها هستید کدام کتاب آماده انتشار شده است ؟

از این پنج کتاب، شعر “زمان ما علی باباچاهی” به پایان رسیده و در ۷۰۰ صفحه تحویل انتشارات نگاه  شده است. در این کتاب علاوه بر زندگی خودنوشت باباچاهی، مباحثی چون تنوع در شعر باباچاهی، نگرش و نگارش در دوره های مختلف، بومی نویسی و طبیعت گرایی، موزونیت و موسیقی شعر، سپیدنویسی، مجنون نگاری، پایان باز و شروع غیر منتظره، طنز و نگارش افشانشی و… آمده و سیر تحول این مولفه ها در شعر باباچاهی مورد بررسی قرار می گیرد. در بخش گزینه شعرها نیز، هر مجموعه به طور مستقل مورد بررسی قرار گرفته و درباره ی مهم ترین شاخصه های آن  مجموعه بحث می شود. خوانش سه شعر باباچاهی، کتاب را به پایان می رساند.
“شعر زمان ما شاهرودی” در دست تالیف  است، و تاکنون این مباحث نهایی شده است: زندگی نامه ی شاعر، زمینه های تاریخی اجتماعی شعر شاهرودی، شاهرودی و نیما/ جاذبه ی شعر شاهرودی در نگاه نیما/ شاهرودی و شعر نیمایی، تنوع در شعر شاهرودی، شاهرودی و جریان های شعری رایج، وجوه سبکی شاهرودی و خوانش دو شعر شاهرودی و… و طبعا فصل های دیگری به کتاب افزوده خواهد شد.
آقای محمد لوطیج بابت این گفت و گوی صمیمانه  سپاسگزاریم.
من هم از شما و همه  دست اندرکاران سایت انتشارات نگاه ممنونم .

Tags: , , , , , , ,

به نصرت رحمانی توجه درستی نشده است

فیض شریفی با بیان این‌که می‌نویسد تا نمیرد، از انتشار کتاب «نصرت رحمانی» از مجموعه‌ی «شعر زمان ما» خبر داد و گفت: متأسفانه به این شاعر توجه درستی نشده است.

این شاعر و پژوهشگر با اعلام انتشار خبر کتابی درباره‌ی‌ نصرت رحمانی در قالب مجموعه‌ی «شعر زمان ما» در گفت‌وگو با خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: «شعر زمان ما» اثری است که محمد حقوقی، از منتقدان برجسته‌ی معاصر، آن را شروع کرد و کتاب‌هایی را از این مجموعه برای نیما یوشیج، احمد شاملو، سهراب سپهری و فروغ فرخزاد منتشر کرد. من نیز در ادامه کتاب‌هایی را درباره‌ی سیمین بهبهانی، منوچهر آتشی، نادر نادرپور، سیاوش کسرایی و سیدعلی صالحی نوشته و تدوین کرده‌ام که از سوی انتشارات نگاه منتشر شده است.

شریفی درباره‌ی یازدهمین کتاب از این مجموعه که به شعر و شخصیت نصرت رحمانی می‌پردازد، گفت: این کتاب اولین کتابی بود که من در این مجموعه به ناشر دادم، اما فرایند گرفتن مجوز نشر آن چند سال طول کشید. در این کتاب نیز طبق روال مجموعه‌ی «شعر زمان ما» به نقد ساختارگرایانه‌ی شاخصه‌ها و مؤلفه‌های شعری شاعر پرداخته‌ام.

او افزود: در این کتاب شاخصه‌ها و چگونگی بیان و مفاهیم شعر نصرت رحمانی، زمینه‌های تاریخی، سیاسی، اجتماعی و ادبی شعرهای او، سبک و شاخصه‌های سبکی، آرایه‌های ادبی، وزن و موسیقی و همچنین فرم و ساختار در شعر نصرت رحمانی مورد بررسی قرار گرفته است.

شریفی در‌باره‌ی شعر نصرت رحمانی اظهار کرد: در این کتاب همه‌ی آثار شاعر از اولین مجموعه‌ی شعر تا آخرین آن‌ مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین تعدادی از شعرهای او که در حافظه‌ی مردم ماندگار شده نیز در کنار متن‌ها آورده شده است. علاوه بر این‌گونه شعرها، به انتخاب خودم نیز شعرهایی را که احتمال داده‌ام شعر‌های خوبی هستند، ولی مورد توجه قرار نگرفته‌اند، آورده‌ام.

این پژوهشگر همچنین درباره‌ی استفاده از نظریات و نقدهای دیگر منتقدان درباره‌ی شعرهای نصرت رحمانی و آوردن آن‌ها در این کتاب گفت: ممکن است در بین نوشته‌هایم از نظریات دوستان منتقد نیز استفاده کرده باشم، اما این اشارات در جریان نوشته‌های خودم آمده؛ نه این‌که صرفا نظر آن‌ها را بیان کنم.

فیض شریفی در ادامه درباره‌ی نصرت رحمانی و جایگاه شعری او در بین دیگر شاعران نیز گفت: متأسفانه کسانی که در مطبوعات و رسانه‌ها شعر نصرت رحمانی را مورد بررسی قرار می‌دهند، تنها به آثار اولیه‌ی او اشاره می‌کنند، در حالی‌که او در پایان عمر خود زیباترین شعرهایش را سروده که آن‌ها را در مجموعه‌ی «پیاله دور دگر زد» گرد آورده است.

او در ادامه با بیان این‌که نصرت رحمانی هرچقدر پیرتر می‌شد، از نظر شعری جوان‌تر می‌شد، اظهار کرد: معمولا به شعرهای نصرت رحمانی شعرهای سیاه می‌گویند و این در در مورد مجموعه‌ی شعرهای اولیه‌ی او درست است، اما رحمانی در پایان عمر خود و پس از آن‌که به رشت رفت، در یک آرامش قرار گرفت و همین باعث شد تا شعرهای بعدی‌اش از این جنبه دور شود، بنابراین می‌بینیم که سیاهی‌ای که در شعرهای قبلی‌اش وجود داشت، در آخرین شعرهایش کم‌تر شد. این درحالی بود که هم‌زمان تکنیک کارش قوی‌تر می‌شد. اما متأسفانه به این شاعر توجه درستی نشده است.

شریفی با «شاعر شعر‌های نگفته» خواندن نصرت رحمانی بیان کرد: از دوران دانشجویی با این شاهر آشنایی داشتم. او بسیاری از شعرهایش را نمی‌نوشت؛ بلکه آن‌ها را برای اطرافیانش که بیش‌تر جوان بودند، می‌خواند و آن‌ها این شعرها را می‌نوشتند.

او با بیان این‌که حق نصرت رحمانی در بین دیگر شاعران ادا نشده است، عنوان کرد: شاید بتوان گفت شعر نصرت رحمانی در محدوده‌ی شعر نیما، شاملو، فروغ فرخزاد و نادرپور بوده است، اما مثلا مانند شاملو سمپاتی نداشت و خیلی محفلی عمل نمی‌کرد، بنابراین شعرهایش خیلی خوانده نشد؛ به طوری که الآن بسیاری از شعرهای او استفاده می‌کنند، ولی چون شعرهایش زیاد خوانده نشده‌اند، کسی متوجه این موضوع نمی‌شود، اما تا کسی شعری از شاملو می‌خواند، همه زود متوجه می‌شوند.

این منتقد ادبی همچنین درباره‌ی آماده کردن جلدهای دیگر مجموعه‌ی «شعر زمان ما» عنوان کرد: جلد ۱۲ این مجموعه کتابی درباره‌ی شعر و شخصیت یدالله رؤیایی است که برای گرفتن مجوز نشر به ارشاد سپرده شده است. همچنین کتاب‌هایی درباره‌ی حمید مصدق، حسین منزوی، شمس لنگرودی، فریدون مشیری و شفیعی کدکنی در قالب همین مجموعه آماده شده است که به مرور منتشر می‌شود. جلد بعدی این مجموعه نیز به فریدون توللی اختصاص دارد که در حال آماده شدن است.

فیض شریفی در ادامه با بیان این‌که ۱۲ سال است مشغول کار بر روی مجموعه‌ی «شعر زمان ما»ست، عنوان کرد: درباره‌ی شعرهای نصرت رحمانی تا به حال کسی این‌گونه کار نکرده است و اگر کارهایی هم در این زمینه انجام شده، معمولا در حد چند صفحه بوده است، اما مجموعه‌ی مستقلی که به واسطه‌ی آن بتوان به جایگاه شعری نصرت رحمانی رسید و به شناخت کاملی از او و شعر‌ش رسید، نبود و کتاب حاضر همه‌ی تلاشش را کرده که این مهم را انجام دهد. کتاب حاضر در ابتدا ۳۲۰ صفحه بود که متأسفانه ۲۰ صفحه‌ی آن حذف شد و اتفاقا مطالب حذفی نوشته‌هایی بودند که درباره‌ی شخصیت شاعر به نگارش درآمده بودند.

او در پایان صحبت‌هایش با بیان این‌که می‌نویسد که نمیرد، اظهار کرد: کسی که عاشقانه کار می‌کند، دوست دارد کارش را عاشقانه بخوانند و ظالمانه نقد نکنند؛ اما متأسفانه در ایران کتاب را نمی‌خوانند و آن را به طور ظالمانه نقد می‌کنند.

Tags: , , , ,

رئالیسم و رمان نو در آمریکای لاتین

رئالیسم و رمان نو در آمریکای لاتین
نقش فعال خواننده در تولید اثر
نصیر اسدی

تا پیش از دهه ۴۰، نوعی رئالیسم اجتماعی ساده‌انگارانه بر جریان ادبی آمریکای لاتین حاکم بود. این سبک از رئالیسم، سعی بر بازآفرینی نسخه‌ای عینی از واقعیت داشت و واقعیتی محدود و عاری از هرگونه پیچیدگی‌ را به خواننده عرضه می‌کرد. در چنین شرایطی، به گفته فیلیپ سوان‌سان، این خطر وجود داشت که تحریف‌های نویسنده رنگ و بوی حقیقت بگیرند و داستان‌نویس با به‌کارگیری تکنیک‌های مختلف، مثلا راوی دانای کل سوم شخص، از خواننده یک گیرنده صرف و منفعل بسازد. در واکنش به این تهدید، جنبش رمان نو
(Nueva Novela) یا روایت نو (Nueva Narrative) شکل گرفت. رمان نو، بر دو اصل مهم رئالیسم سنتی خط بطلان کشید. سوان‌سان، این دو اصل را چنین تعریف می‌کند:
۱. واقعیت به عنوان عنصری معلوم و قابل فهم ۲. ثبت دقیق و آسان واقعیت در داستان. نقض این دو اصل بنیادین و بسط دیدگاهی شک‌گرا نسبت به واقعیت و ادبیات، که از طرفی نتیجه بحران‌های فکری جهان غرب و سست شدن باورهای میسحی بود، سبب پدید آمدن سبکی شد که با بی‌اعتمادی به دنیا نگاه می‌کرد و دیگر به دنبال یافتن معنایی یگانه در جهان هستی نبود. این چشم‌انداز فلسفی، نویسندگان را بر آن داشت تا در آثارشان به دنبال خلق واقعیتی پیچیده، سیال، مبهم و دست‌نایافتنی باشند. در پی این تلاش، واقعیت ساده و سرراست رئالیسم به عنصری چندوجهی و مبهم تبدیل شد. همچنین، داستان‌نویسان دست به ابداع تکنیک‌های غالبا پیچیده‌ای زدند که خواننده را از جلد گیرنده محض بیرون آورد و نقشی فعال در تولید یا بازتولید روایت به او بخشید. رمان نو، جریان ادبی غالب دو دهه ۴۰ و ۵۰ آمریکای لاتین بود و در دهه ۶۰، یعنی دوران شکوفایی، به اوج خود رسید.
یوسا و رمان کامل
ماریو بارگاس یوسا یکی از نویسندگان پرآوازه دوران شکوفایی است که رد پای اصول رمان نو را در جای‌جای آثارش می‌توان دید. با این همه، او یک تفاوت مهم با نویسندگان رمان نو دارد و آن، وفاداری به رئالیسم است. یوسا از یک طرف نگاه بسته و محدود نویسندگان واقعیت‌گرا را برنمی‌تابید و از طرف دیگر، وظیفه ادبیات را بازتاب واقعیت می‌دانست. پس، تمام هم و غم‌اش را گذاشت تا نگاه سیاه و سفید نویسندگان واقعیت‌گرا را کنار بزند و اصول رئالیسم را چنان بال و پر بدهد که رمان، انعکاس واقعیتی چندوجهی و پیچیده باشد. درواقع، یوسا به دنبال «رمان کامل»
(Novela totalizadora) بود؛ رمانی که هم به جنبه‌های گوناگون واقعیت می‌پرداخت و هم تا عمق ناخودآگاه آدمی نفوذ می‌کرد و لگام از خواسته‌های او برمی‌داشت. رمانی که در آن خیال از بطن واقعیت زاییده می‌شد و واقعیت به خیال تغییر ماهیت می‌داد و از این راه، خواننده به مصاف با واقعیتی‌ هزاررو می‌رفت.
و خب، چنین شیوه نگارشی، مستلزم بسط رویکردی نوین و خلق ابزار جدید بود. یوسا، این رویکرد نو را «روایت خودسامان» (Autonomous narrative) ‌نامید. به گفته سوان‌سان، روایت خودسامان از مجموعه‌ عناصری به‌هم‌پیوسته تشکیل شده که عبارتند از: جهش زمانی ‌
(salto temporal) یا رگ‌های مرتبط (vasos comunicantes) و جعبه چینی (caja china) ‌‌‌. در روایت خودسامان، به ظاهر خبری از راوی دانای کل، یا حتی شبح نویسنده، نیست و خواننده با واقعیتی آمیخته به خیال مواجه می‌شود که خودش به تنهایی باید آن را تعبیر و تفسیر کند. جعبه چینی، به مجموعه‌ زاویه دیدهای درهم‌تنیده‌ای گفته می‌شود که شخصیت‌های داستان را قادر می‌سازد تا افکار و دریافت‌های خودشان و نیز اطلاعات مربوط به متن را بی‌واسطه به خواننده منتقل کنند و از این راه، خصوصیت سوبژکتیو رمان را برجسته کنند و رگ‌های مرتبط (که جهش زمانی بخشی از آن است)، عبارت است از هم‌نشینی و تعامل دیالوگ‌ها یا اپیزودهایی که در زمان‌ها و مکان‌های مختلف اتفاق می‌افتند و درک و دریافت خواننده را به بازی می‌گیرند. سوان‌سان، این احتمال را دور نمی‌داند که برخی بگویند روایت خودسامان توهمی بیش نیست و ساختار ظریف و پیچیده رمان، دست نویسنده را رو می‌کند. اما با وجود این، معتقد است روایت خودسامان نقش خود را در عمل به خوبی ایفا می‌کند و خواننده در مواجهه با واقعیت، همچون شخصیت‌های داستان، گیج و انگشت به دهان می‌ماند. نگاهی اجمالی به رمان سال‌های سگی، ما را با سبک و شیوه نگارش یوسا بیشتر آشنا خواهد کرد.
سال‌های سگی
سال‌های سگی (که عنوان اصلی آن به زبان اسپانیایی شهر و سگ‌هاست و چه بهتر که به خاطر رابطه‌اش با متن رمان در ترجمه هم حفظ می‌شد)، نخستین رمانی است که یوسا در سال ۱۹۶۳ منتشر کرد. داستان رمان، ماجرای قتل یکی از دانش‌آموزان سال چهارم مدرسه نظامی لئونسیو پرادو در لیما است که دوستانش را به خاطر تقلب در امتحان شیمی لو می‌دهد. یوسا در دوران نوجوانی حدود دو سال، از ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۲، در این مدرسه تحصیل و فضای این نوع مدارس را با گوشت و پوست‌ احساس کرده بود. به همین خاطر، رمان تجسم فضای خشن، دور از اخلاق و آمیخته با فساد و تباهی نهادی است که مشتی جوان در آغاز راه زندگی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند و هویتشان در آن شکل می‌گیرد. رمان، دنیای این جوانان را دنیایی سیاه و وحشی تصویر می‌کند. در مدرسه لئونسیو پرادو، همه، از دانش‌آموز ارشد گرفته تا ورودی جدید، با همدیگر رفتار گزنده و حیوانی دارند. از طرفی، استیفن‌ام. هارت، عنوان رمان شهر و سگ‌ها را استعاره‌ای می‌داند که رابطه خوی حیوانی و تلاقی آن با دنیای متمدن را نشان می‌دهد. به نظر او، رمان سال‌های سگی همانند داستان دو شهر چارلز دیکنز آغاز می‌شود. به این ترتیب که نویسنده در ابتدای رمان دو جهان کاملا متفاوت از هم را ترسیم می‌کند و بعد، آرام آرام، رابطه تنگاتنگ این دو را با هم به خواننده نشان می‌دهد. نویسنده خوی حیوانی دانش‌آموزان را، که با القابی چون بوآ و جاگوار و دانش‌آموزان سال اول با عنوان «سگ‌ها» شناخته می‌شوند، در مقایسه با مُردنی به خوبی تصویر می‌کند. مردنی سگی است که صاحبش با او رفتاری محبت‌آمیز دارد و به همین خاطر، انسان‌تر از انسان‌های داستان به نظر می‌آید. در پایان بخش اول رمان، با پیدا شدن تن مجروح ریکاردو آرانا، معروف به برده، روایت خطی داستان می‌شکند و این گویی اهمیت زمانی این اتفاق را به ما نشان می‌دهد. با شروع بخش دوم رمان، خواننده یکباره به گذشته پرتاب می‌شود. استیفن هارت بخش دوم رمان را نمایش ددمنشی‌‌های جهان انسان‌های بالغ می‌داند. او معتقد است که دنیای آدم بزرگ‌های داستان، دنیای تبانی و فساد است. برای مثال، ستوان گامبوا تحت فشار قرار می‌گیرد تا گزارش خود را که مبنی بر ظن به قتل آرانا است، تسلیم مقامات نکند. و در آخر، به دلیل ایستادگی در برابر دستگاه حاکم به پایگاه نظامی دورافتاده‌ای در جنگل تبعید می‌شود. آلبرتو، که به گفته منتقدان خود یوساست، سرنوشت بهتری ندارد. جناب سرهنگ، رمان‌های غیراخلاقی را که آلبرتو برای دانش‌آموزان نوشته به او نشان می‌دهد و او را وادار به سکوت می‌کند. به نظر هارت، مهم‌ترین خصوصیت سال‌های سگی، نقش ادبیات در این رمان است. آلبرتو، معروف به شاعر، قهرمان این رمان است. او ماجرای قتل آرانا را به‌رغم تمام مخاطرات فاش می‌کند و این عملش، نکوهیده و رمان‌گونه به نظر می‌رسد. بنابراین، سرانجام ادبیات حقایق مربوط به نهادهای اجتماعی را فاش می‌کند؛ حقایقی که جامعه از برملا شدن آن‌ها ترس دارد. و نکته جالب توجه این است که رمان سال‌های سگی چنان خشم مقامات مدرسه نظامی لئونسیو پرادو را برافروخت که برای
بی‌اعتبار کردن یوسا، نمرات ضعیف درسی‌ او را در ملاءعام اعلام کردند و ‌هزار نسخه از کتابش را به آتش کشیدند.
در رمان سال‌های سگی، مدرسه لئونسیو پرادو نماینده جامعه پرو است، چراکه دانش‌آموزانی از همه قومیت‌ها و تمامی طبقات اجتماعی در آن زندگی می‌کنند. همچنین، به گفته سوان‌سان، عکسی که از لیما در آغاز رمان وجود دارد، مناطق مختلف شهر را پیش چشم خواننده قرار می‌دهد.
بر همین اساس، ما در طول رمان یکسره با جامعه و فراز و نشیب‌های آن سر و کار داریم. این درگیری تمام‌وقت ما با جامعه و شرح و توصیف آن، یکی از خصوصیات بارز واقعیت‌گرایی است. همچنین، عنوان رمان به زبان اسپانیایی (شهر و سگ‌ها) رابطه بین انسان و محیطش را ماهرانه به تصویر می‌کشد و این نمود دیگری از تعهد یوسا به واقعیت‌گرایی است. اما نکته حایزاهمیت در این‌جا، تکنیک‌هایی است که نویسنده رمان به کار می‌گیرد تا درک و دریافت خواننده را از واقعیت شاخ و برگ دهد. برای مثال، با توجه به شیوه رگ‌های مرتبط، مدرسه و شهر در رابطه با هم تعریف می‌شود و شناخت هر گروه انسانی از جامعه‌اش، تنها در قیاس با دریافت‌های متفاوت گروه‌ دیگر عینیت می‌یابد. همچنین، وقایع اصلی رمان از منظر شخصیت‌های مختلف داستان، در بافت‌ها و زمان‌های متفاوتی از زندگی‌شان تعریف می‌شود. به‌علاوه، شخصیت‌ها از دو منظر درونی و بیرونی ترسیم می‌شوند. کاوش در دنیای درونی و بیرونی انسان‌ها، قیاسی است بین (خود) هر شخصیت و بازتاب آن در جامعه. برای مثال، در اواخر رمان معلوم می‌شود که راوی ناشناس، ترسو و درون‌گرای رمان کسی نیست جز گردن‌کلفت مدرسه، جاگوار. بر
همین اساس، رمان تصویری پیچیده از واقعیت می‌آفریند و خواننده را به تفکر درباره امر ظاهر و واقعیت وادار می‌کند.

چاپ هفتم رمان سال های سگی ماریو بارگاس یوسا با ترجمه احمد گلشیری به تازگی در فروردین ۱۳۹۲  از  سوی انتشارات نگاه منتشر شد .

Tags: , ,

از سکوی سرخ

از متن کتاب از سکوی سرخ: برای شاعر، فرم تکوین حادثه است. او در این حادثه خودش را زیر نگاه خواننده مبادله می کند، و توفیق او در وقوع همین مبادله است. در این معنی فرم در قطعه شعر یعنی زندگی زبان، شاعر در این زندگی آنقدر با زبانش یگانه می شود که در ارائه ی زبان ارائه ی تن می کند. زندگی زبان دیگر زندگی بدن می شود که چون باله هزاران هزار فرم در خود دارد. سهم فرم در شعر حجم سهم مظروف است و نه ظرفی برای ارائه ی فکر، و شعر خودش موضوع شعر میشود. اصرار در ارائه ی فکر نقابی برای بی فکری است. فقر در فکر است که فکر را به رخ می کشد، تا نقابی شود برای فقر. وگرنه شعر، تمامِ شعر، در درون قطعه و بر سفیدی کاغذ اتفاق می افتد. راستی چه اتفاقی افتاده است؟ جز اتفاق، که افتاده است.

انتشارات نگاه در چاپ دوم این کتاب را به قیمت ۱۴۰۰۰ تومان منتشر کرده است.

Tags: , , , ,

مجموعه اشعار شهریار

این مجموعه ی دو جلدی که از سوی انتشارات نگاه به چاپ پنجاهم رسیده است، در بخش آغازین خود شامل مقدمه هایی می باشد که با “سخن ناشران” آغاز شده، به “شرح بیوگرافی استاد شهریار” می پردازد و در ادامه “شرح یکی از غزل های استاد” گنجانیده شده است. در انتهای این بخش نیز تحت عنوان “برای خوانندگان عزیز”، مقدمه ای از استاد شهریار که سال های پیش برای جلد اول دیوان نوشته شده است عینا چاپ گردیده. ناشر در ادامه، مقدمه ی استاد شهریار برای جلد سوم دیوان که در سال ۱۳۳۵ نوشته شده را تحت عنوان “مقدمه” آورده و  در ادامه “سبک ها و مکتب های شعر ایران” را به قلم استاد به چاپ رسانیده است. در انتهای این بخش نیز “تدوین کلیات اشعار شهریار” به قلم دکتر حمید محمدزاده آورده شده است.

عناوین جلد اول این کتاب شامل مقدمه ها، غزلیات، قصیده ها و دوبیتی ها می باشد و مثنوی ها، مکتب شهریار، قطعات، انقلاب اسلامی و شهریار، اقتباس و ترجمه از دیوان حضرت امیر(ع) و متفرقه در جلد دوم آورده شده اند.

انتشارات نگاه این مجلدات را مجموعاً به قیمت ۴۰۰۰۰ تومان منتشر کرده است.

Tags: , ,

راز گل سرخ

این کتاب با سالشمار زندگی سهراب سپهری آغاز شده، و در ادامه مولف منتخبی از اشعار شاعر را آورده است. همچنین در بخش پایانی، نقد و نظر چند تن از صاحبنظران را در رابطه با اشعار سهراب می خوانید.

به عنوان نمونه، در بخش آغازین مقالۀ “صدای پای آب، مانیفست سهراب” به قلم محمود نیکویه چنین می خوانیم:

در میان آثار و اشعار به جا مانده از زنده یاد” سهراب سپهری” منظومۀ زیبای “صدای پای آب” از درخشش ویژه برخوردار است و هرجا که سخن از سپهری باشد فورا “صدای پای آب” در فرایاد می آید، چرا که شهرت سهراب به واسطۀ سرایش این منظومه گل کرد و آثار دیگر او به بار و بر نشست. در این منظومه شاعر پس از معرفی مختصری به بیان اندیشه ها و افکار شاعرانۀ خود می پردازد و خواننده را با خود به اعماق اندیشه های انسان دوستانه و عشق به تمامی موجودات عالم خاکی می برد، به طوری که انسان از این همه محبت و علاقۀ او به تمامی آفریده های خلقت به تحسین و شگفتی می نشیند.

هرکجا برگی هست، شور من می شکفد

انتشارات نگاه این کتاب را به قیمت ۹۵۰۰ تومان منتشر کرده است.

Tags: , , , , ,

Pin It on Pinterest

Share This