No products in the cart.

Category Archives: یادبودها

یادبود ها

زندگینامه‌ی فروغ فرخزاد

زندگینامه: فروغ‌ فرخزاد (۱۳۱۳- ۱۳۴۵)

فروغ‌ فرخزاد شاعره‌ معاصر در سال‌ ۱۳۱۳ در تهران‌ به‌ دنیا آمد. وی پس‌از پایان‌ کلاس‌ سوم‌ دبیرستان‌ به‌ هنرستان‌ بانوان‌ رفت‌ و خیاطی‌ و نقاشی‌ آموخت.
در ۱۶ سالگی‌ ازدواج‌ کرد و به‌ اهواز رفت‌. ولی‌ کمتر از ۲ سال‌ بعد جدا شد و به‌ تهران‌ بازگشت. او سرودن را از ۷ سالگی‌ آغاز کرد و نخستین‌ مجموعه‌ شعر او در سال‌ ۱۳۳۱چاپ‌ شد. دومین‌ مجموعه‌ شعر وی (دیوار) در ۲۱ سالگی‌ چاپ‌ شد که این مجموعه مورد نقد و سرزنش‌ ادبا قرار گرفت‌.

فروغ‌ فرخزاد یک‌ سال‌ بعد علیرغم‌ ملامت‌ شخصیت‌های‌ ادبی‌، سومین‌ مجموعه‌ شعر خود به نام‌ عصیان‌ را چاپ‌ کرد. این‌ ۳ مجموعه‌ شعر هم بحث‌‌انگیز شدند.

آخرین مجموعه شعری که فروغ فرخزاد، خود آن را به چاپ رساند مجموعه تولدی دیگر است. این مجموعه شامل ۳۱ قطعه شعر است که بین سال‌های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۲ سروده شده‌اند.

او سپس‌ جذب‌ فعالیت‌های‌ سینمائی‌ شد و در سال‌ ۱۳۳۸ برای‌ مطالعه‌ و تجربه‌ سینما به‌ انگلستان‌ رفت‌.

او پس‌ از بازگشت‌ در سال‌ ۱۳۴۱ فیلم‌ مستندی‌ از جذامیان‌ تبریز به نام‌ خانه‌ سیاه‌ است تهیه‌ کرد که‌ این‌ فیلم‌ در سال‌ ۱۳۴۲ برنده‌ جایزه‌ بهترین‌ فیلم‌ مستند فستیوال‌ اوبرهاوزن‌ ایتالیا شد.

سرانجام فروغ‌ فرخزاد ‌ ۲۴ بهمن سال‌ ۱۳۴۵ دراثر سانحه‌ تصادف‌ رانندگی‌ در سن‌ ۳۲ سالگی‌ درگذشت و در آرامگاه ظهیر‌الدوله دفن شد‌.

 

مهم‌ترین‌ آثار فروغ‌ فرخزاد:

اسیر(۱۳۳۱)
دیوار (۱۳۳۵)
عصیان‌(۱۳۳۶)
تولدی‌ دیگر(۱۳۴۲)
ایمان‌ بیاوریم‌ به‌فصل‌ سرد(۱۳۵۲)
برگزیده‌ اشعار(۱۳۵۳)
گزینه‌ اشعار(۱۳۶۴)


سه‌ کتاب‌ آخر پس‌ از مرگ‌ منتشر شدند.

Tags:

زندگینامه ی خود نوشت نیما

 نیما از خود می گوید

در سال ۱۳۱۵ هجری ابراهیم نوری مرد شجاع و عصبانی از افراد یکی از دودمانهای قدیمی شمال ایران محسوب می شد. من پسر بزرگ او هستم. پدرم در این ناحیه به زندگانی کشاورزی و گله داری خود مشغول بود. در پاییز همین سال زمانی که او در مسقط الراس ییلاقی خود یوش منزل داشت من به دنیا آمدم، پیوستگی من از طرف جّده به گرجی های متواری از دیر زمانی دراین سرزمین می رسد. زندگی بدوی من در بین شبانان و ایلخی بانان گذشت که به هوای چراگاه به نقاط دور ییلاق قشلاق می کنند و شب بالای کوه ها ساعات طولانی با هم به دور آتش جمع می شوند.
از تمام دوره ی بچگی خود من بجز زد و خوردهای وحشیانه و چیزهای مربوط به زندگی کوچ نشینی و تفریحات ساده آنها درآرامش یکنواخت و کور بی خبر از همه جا چیزی بخاطر ندارم.
در همان دهکده که من متولد شدم خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده یاد گرفتم. او مرا در کوچه باغ ها دنبال می کرد و به باد شکنجه می گرفت، پاهای نازک مرا به درخت های ریشه و گزنه دارمی بست، با ترکه های بلند می زد و مرا مجبور می کرد به از بر کردن نامه هایی که معمولا اهل خانواده ی دهاتی بهم می نویسند و خودش آنها را بهم چسپانیده و برای من طومار درست کرده بود. اما یکسال که به شهر آمده بودم اقوام نزدیک من مرا به همپای برادراز خود کوچکترم (لادبن) به یک مدرسه کاتولیک وا داشتند. آنوقت این مدرسه درطهران به مدرسه عالی سن لوئی شهرت داشت. دوره تحصیل من ازاینجا شروع می شود. سال های اول زندگی مدرسه ی من بزد و خورد با بچه ها گذشت. وضع رفتارو سکنات من، کناره گیری و حجبی که مخصوص بچه های تربیت شده در بیرون شهرست موضوعی بود که در مدرسه مسخره برمی داشت. هنر من خوب پریدن و با رفیقم حسین پژمان فراراز محوطه مدرسه بود. من درمدرسه خوب کار نمی کردم. فقط نمرات نقاشی به داد من می رسید. اما بعدها درمدرسه مراقبت و تشویق یک معلم خوشرفتارکه نظام وفا شاعر بنام امروز باشد مرا بخط شعر گفتن انداخت.
این تاریخ مقارن بود با سالهائی که جنگ های بین المللی ادامه داشت. من درآنوقت اخبار جنگ را بزبان فرانسه می توانستم بخوانم. شعرهای من درآنوقت به سبک خراسانی بود که همه چیز در آن یک جورو بطور کلی دوراز طبیعت واقع و کمتر مربوط با خصایص زندگی شخص گوینده وصف می شود. آشنایی با زبان خارجی راه تازه را در پیش چشم من گذاشت. ثمره کاوش من دراین راه بعد از جدایی ازمدرسه و گذرانیدن دوران دلدادگی، بدآنجا می انجامد که ممکن است در منظومه “افسانه” من دیده شود. قسمتی از این منظومه در روزنامه دوست شهید من میرزاده عشقی چاپ شد. ولی قبلا در سال ۱۳۰۰ منظومه بنام “قصه رنگ پریده” را انتشار داده بودم.
من پیش ازآن شعری در دست ندارم. درپاییز سال ۱۳۰۱۱ نمونه ی دیگراز شیوه ی کار خود “ای شب” را که پیش ازاین تاریخ سروده بودم و دست به دست خوانده و رانده شده بود در روزنامه هفتگی نوبهار دیدم.
شیوه ی کار من درهرکدام ازاین قطعات تیر زهرآگینی مخصوصا درآن زمان بطرف طرفداران سبک قدیم بود. طرفداران سبک قدیم آنها را قابل درج و انتشار نمی دانستند. با وجود آن سال ۱۳۴۲ هجری بود که اشعارمن صفحات زیاد منتخبات آثار شعرای معاصر را پرکرد. عجب آنکه نخستین منظومه ی من “قصه رنگ پریده” هم که از آثار بچگی من بشمارمی آید، درجزو مندرجات این کتاب و در بین نام آن همه ادبای ریش و سبیل دار خوانده می شد و به طوری قرارگرفته بود که شعرا وادبا را نسبت بمن و مولف دانشمند کتاب (هشترودی زاده) خشمناک می ساخت. مثل اینکه طبیعت آزاد پرورش یافته ی من درهردوره اززندگی من باید با زد و خورد رو دررو باشد. اما انقلابات حوالی سال های ۱۲۹۹و ۱۳۰۰ درحدود شمال ایران مرا ازهنر خود پیش ازانتشاراین کتاب دور کرده بود و من دوباره بطرف هنر خود می آمدم.
این تاریخ مقارن بود با آغازدوره سختی و فشاربرای کشورمن. ثمره ئی که این مدت برای من داشت این بود که من روش کارخود را منظم تر پیدا کنم. روشی که درادبیات زبان کشور من نبود و من بزحمت عمری در زیر بار خودم و کلمات و شیوه کار کلاسیک راه را صاف کرده و آماده کرده و اکنون در پیش نسل تازه نفس می اندازم.
دراشعارآزاد من وزن و قافیه به حساب دیگر گرفته می شوند. کوتاه و بلند شدن مصرع ها درآن ها بنا برهوس و فانتزی نیست. من برای بی نظمی هم به نظمی اعتقاد دارم. هر کلمه ی من از روی قاعده دقیق به کلمه ی دیگر می چسپد و شعرآزاد سرودن برای من دشوارترازغیرآن است.
مایه اصلی اشعارمن رنج من ست. بعقیده من گوینده واقعی باید آن مایه را داشته باشد. من برای رنج خود و دیگران شعر می گویم. فورم و کلمات و وزن و قافیه درهمه وقت برای من ابزارهایی بوده اند که مجبور به عوض کردن آن ها بوده ام تا با رنج من و دیگران بهتر سازگار باشد.
در دوره ی زندگی خود من هم از جنس رنج های دیگران سهم هائی هست به طوری که من بانوی خانه و بچه دارو ایلخی بان و چوپان ناقابلی نیستم. باین جهت وقت پاکنویس برای من کم ست. اشعارمن متفرق بدست مردم افتاده یا درخارج کشور بتوسط زبان شناس ها خوانده می شود.
فقط از سال ۱۳۱۷۷ به بعد درجزو هیئت تحریریه “مجله موسیقی” بوده ام و بحمایت دوستان خود دراین مجله اشعار خود را مرتبا انتشارداده ام.
من مخالف بسیاردارم ، می دانم، چون خود من بطور روزمره دریافته ام، مردم هم باید روزمره دریابند. این کیفیت تدریجی و نتیجه کارست. مخصوصا بعضی ازاشعار مخصوص تر به خود من، برای کسانی که حواس جمع درعالم شاعری ندارند مبهم ست. اما انواع شعرهای من زیادند. چنانکه دیوانی بزیان مادری خود باسم “روجا” دارم. می توانم بگویم من به رودخانه شبیه هستم که ازهر کجای آن لازم باشد بدون سروصدا می توان آب برداشت. خوش آیند نیست اسم بردن ازداستان های منظوم خود به سبک های مختلف که هنوزبه دست مردم نیافتاده ست.باقی شرح حال من همین می شود: در طهران می گذرانم. زیادی می نویسم، کم انتشار می دهم و این موضوع مرا از دور تنبل جلوه می دهد.

نیما یوشیج

 

 

 

برای بررسی و خرید آثار نیما یوشیج لطفاً از لینک زیر استفاده کنید:

آثار نیما یوشیج

Tags: , , ,

تولد خالق شوهرآهو خانم

تولد علی محمدافغانی

علی‌ محمدافغانی (زادهٔ دی ماه ۱۳۰۳ در کرمانشاه) از  نویسندگان نامدار ایرانی و نویسنده نخستین رمان واقعی به زبان فارسی ( شوهرآهو خانم) است. وی هم اکنون در آمریکا زندگی می‌کند و چندی پیش نوشتن زندگینامهٔ خود را به زبان انگلیسی به پایان رسانده است.

 

برای بررسی و خرید کتاب شوهر آهو خانم می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

شوهر آهوخانم

Tags: , ,

رودکی سمرقندی

زندگی‌نامه رودکی

 

رودکی

ابوعبدالله جعفربن محمدبن حکیم‌بن عبدالرحمن‌بن آدم رودکی زاده اواسط قرن سوم هجری قمری (۳۲۹ قمری) از شاعران ایرانی دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری است. او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است.

رودکی به روایتی از کودکی نابینا بوده‌است و به‌روایتی بعدها کور شد.او در روستایی به‌نام بَنُج رودک ۱ (پنجکنت در تاجیکستان امروزی) در ناحیه رودک در نزدیکی نخشب و سمرقند به دنیا آمد.

رودکی را نخستین شاعر بزرگ پارسی‌گوی و پدر شعر پارسی می‌دانند که به این خاطر است که تا پیش از وی کسی دیوان شعر نداشته‌است و این از نوشته‌های ایرانی عربی نویس هم عصر رودکی- ابوحاتم رازی مسجل می‌گردد. ۲

زندگی و مرگ

او زاده نیمه دوم سده سوم هجری بود. رودکی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری به دست آورد. می‌گویند رودکی در حدود یک صدهزار بیت شعر سروده است ۳ و درموسیقی، ترجمه و آواز نیز دستی داشته‌است.

رودکی در هنگام مرگ کور بود. عده‌ای او را نابینای مادرزاد می‌دانند و گروهی معتقدند که بعدها نابینا شده‌است. بهر حال رودکی در سه سال پایانی عمر مورد بی مهری امرا قرار گرفته بود. ۴ او در اواخر عمر به زادگاهش بنجرود بازگشت و در همانجا به سال ۳۲۹ هجری (۹۴۱ میلادی) در گذشت.

او مدح‌کننده ۶ امیر سعید نصر بن احمد اسماعیل(۳۰۱-۳۳۱ (هجری)) امیر سامانی، ابوجعفر احمد بن محمد بن خلف بن لیث یا بانویه امیر صفاری(۳۱۱-۳۵۲ (هجری))، ماکان پسر کاکی سردار دیلمی و خواجه ابوالفضل بلعمی وزیر سامانیان-که رودکی را به نظم کلیله دمنه انگیزاند- بوده‌اند. درباره صله‌های گرانی که او از ماکان گرفت خود چنین سرود:

بدا میر خراسانش چل هزار درم وزو فزونی یک‌پنج میر ماکان بود

رودکی فرزندی به نام عبدالله داشته‌است که در بیشتر تذکره‌ها پیش از نام خودش می‌آمده و از این رو به ابوعبدالله معروف شده بود.

شاعری رودکی

رودکی در بسیاری از موارد از اولین‌ها در ادبیات پارسی است.او آثار بسیاری را خلق نمود که متاسفانه جز پاره‌ای از آنها بدستمان نرسیده‌است.شمس قیس رازی در کتاب المعجم فی معاییر اشعار عجم خود رودکی را آفرینندهٔ دوبیتی دانسته و آغاز شاعری رودکی را از آنجا می‌داند که وی صدای شادی کودکی که درحال گردو بازی کردن بود را می‌شنود که ازفرط شادی بابت هنر بازی خود زبان شاعری وی گشوده شده و با کلامی آهنگین می‌گوید: « غلتان غلتان همی رود تا بن گو». ۷ .دولتشاه سمرقندی (قرن نهم) در تذکرهٔ معروف خود آن کودک را پسر یعقوب لیث سر سلسلهٔ صفاریان می‌داند.و شاعر با شنیدن آهنگ این کلام تحت تاثیر قرار گرفته و به خانه می‌رود و بر همان وزن به شاعری می‌پردازد.و از آنجا که اشعارش در دوبیت بودند به دوبیتی یا رباعی معروف می‌شوند.بهرحال اورا مبتکر قالب رباعی دانسته‌اند. ۸

موسیقی و رودکی

در تذکره‌ها آمده رودکی چنگ نواز بوده‌است.می‌گویند توان و چیرگی رودکی در شعر و موسیقی به اندازه‌ای بوده‌است که نیروی افسونگری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر «بوی جوی مولیان» بدون کفش، هرات را به مقصد بخارا ترک کرد. این داستان که در کتاب چهارمقاله از نظامی عروضی آمده‌است بر این قرار است که امیرنصر سامانی (یا امیری دیگر) از بخارا به هرات می‌رود و دلبستهٔ هوای هرات می‌گردد.بازگشت به بخارا را چنان فصل به فصل عقب می‌اندازد که مدت چهارسال او و ملازمانش در هرات می‌مانند.لشگریانش که دلتنگ بخارا شده بودند به رودکی که در آن زمان نزد امیرمحتشم و مقبول القول بود روی آورده و به او گفتند اگر هنری بورزد و شاه را به بازگشت به بخارا ترغیب کند پنجاه هزار درم به او پاداش می‌دهند. رودکی نیز می‌دانست در این هوای لطیف نثر کارگر نیست و باید چیزی بسراید و بنوازد که از هوای هری لطیف تر بنماید.از این رو قصیده‌ای می‌سراید و هنگامی که امیر سامانی صبوحی کرده بود، چنگ نواخته و آن تصنیف را با آواز می‌خواند. و امیر چنان تحت تاثیر قرار می‌گیردکه بدون آنکه کفش را در پایش کند سوار بر اسب می‌شود و مستقیم به سوی بخارا می‌تازد.و نقل است که کفش‌هایش را تا دو فرسنگ دنبال او می‌بردند.و رودکی پنجاه هزار درم از لشگریان می‌گیرد. ۹ آن قصیده اینگونه‌است:

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درُشتی‌های او

زیرپایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست

خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا، شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی

میر سرو است و بخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی

میر ماه ست و بخارا آسمان

ماه سوی آسمان آید همی

او برای سروده‌های آهنگین خود یک راوی داشته که نامش احتمالا مج یا ماج که اشعار رودکی را با صدای خوش می‌خوانده‌است. خود رودکی در شعر خود از او بنام مج یاد می‌کند. اما فرهنگ انجمن آرای ناصری نام اورا ماج ثبت کرده‌است. ۱۰

آثار

رودکی با وجود تقدم نسبت به شاعران بزرگ ایران زمین از پرکارترین‌ها نیز بشمار می‌رود.ابیات او در گزارش‌های رشیدی سمرقندی ، جامی در بهارستان ، نجاتی و شیخ منینی و مولفان «حبیب السیر» و «زینت المجالس» و مفتاح التواریخ در همه و همه تعداد ابیات رودکی بیش از یک میلیون محاسبه کرده‌اند که آمار ارائه شده اندکی در شمار با هم متفاوت است. ۱۱

کلیله و دمنه

مهم‌ترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است. جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی نمانده‌است.کلیله و دمنه در اصل کتابی ست هندی که در دورهٔ ساسانیان به دستور بزرگمهر و به وسیله برزویه طبیب به پارسی میانه ترجمه شد.و داستانیست رمز آمیز از زبان حیوانات.روزبه دادویه مشهور به ابن مقفع پس از اسلام آن را به عربی برگرداند ۱۲ و همان اثر ابن مقفع یا متن پهلوی بتوسط رودکی به شعر فارسی در آمد. نصرالله منشی از معاصران بهرامشاه غزنوی نیز در سدهٔ ششم ترجمهٔ ابن مقفع را به نثر پارسی کشید.داستان منظوم شدن کلیله و دمنه به توسط رودکی در شاهنامه نیز منقول است.شیخ بهایی در کتاب کشکول خود آورده‌است که منظومهٔ کلیله و دمنهٔ رودکی مشتمل بر دوازده هزار بیت بوده‌است.اینک نمونه‌ای از ابیات باقیمانده از منظومهٔ کلیله و دمنهٔ رودکی:

دمنه را گفتا که تا این بانگ چیست با نهیب و سهم این آوای کیست؟

دمنه گفت اورا:جز این آوا دگر کار تو نه هست و سهمی بیشتر

آب هرچه بیشتر نیرو کند بند ورغ سست بوده بفگند

دل گسسته داری از بانگ بلند رنجکی باشدت و آواز بلند

سندبادنامه

از دیگر آثار رودکی می‌توان به سندبادنامه اشاره نمود.اثر سندبادنامه هم از اصلی هندی بوده که از عصر ساسانیان به ایران شده و از ایران به ادبیات عرب و اروپا راه یافته‌است.سندبادنامه در دوره سامانیان به فرمان نوح بن نصر سامانی به فارسی ترجمه گشت.هم اکنون تنها یک سندبادنامه دردست داریم که تهذیب کاتب سمرقندی می‌باشد و اصل آن نوشتهٔ ابوالفوارس قنازری ست.مطابق پژوهش‌های پاول هرن شرق شناس مشهور آلمانی مربوط به سندبادنامهٔ رودکی است ۱۳ :

آن گرنج و آن شکر برداشت پاک وندر آن دستار آن زن بست خاک

آن زن از دکان فرود آمد چو باد پس فلرزنگش بدست اندر نهاد

یا این بیت:

تا به خانه برد زن را با دلام شادمانه زن نشست و شادکام

اشعار غنایی

عمدهٔ اشعار غنایی رودکی را غزل‌ها و رباعی‌های وی تشکیل می‌دهند.این اشعار که برپایهٔ دم غنیمت شمری و خوشی و گذران زندگی و معاشقه استوار است شباهت زیادی با اشعار هوراس و آناکرئون و ابونواس دارد و در حقیقت تجدیدگر راهی ست که از اپیکور آغاز شده در ایران به رودکی رسیده و از همین راه به دست خیام و حافظ سپرده شده است ۱۴ .خمریات او بسیار شبیه به خمریات ابونواس است.در این گونه خمریات و نیز در اوصاف طبیعت و زیبایی‌های جهان او بسیار موفق عمل نموده که این موفقیت را در تاثیر بر متاخرین می‌توان جست.علت اصلی موفقیتش را می‌توان در ذوق بالا در تصویرسازی و تشبیهات دقیق و لطیف دانست.همین تشبیهات و جلوه‌های رنگارنگ و گوناگون طبیعت در شعر رودکی راه را برای شاعرانی مانند منوچهری دامغانی در وصف طبیعت گشود.یک مورد از خمریات معروف رودکی بدین قرار است: (بیار آن می‌که پنداری روان یاقوت نابستی/و یا چون برکشیده ابر پیش آفتابستی//سحابستی قدح گویی و می‌قطرهٔ سحابستی/طرب گویی که اندر دل دعای مستجابستی//اگر می‌نیستی یکسر همه دل‌ها خرابستی/اگر در کالبد جان را ندیدستی شرابستی)).

 

مدایح

اولین مدیحه در پارسی ظاهرا در سیستان بوسیله محمدوصیف سگزی و بسام کرد سروده شد.که در مدح یعقوب لیث بود ۱۵ .رودکی نیز مانند غالب شعرا شاعری درباری بود و درمدح و تکریم شاهان و فضلا بیت می‌سرود.مدایح او غالبا بصورت قصیده اند.گاهی تنها در پایان قصیده چند بیت در مدح کسی نیز گفته و اضافه می‌شود و گاهی نیز قصاید بلند بالایی در مدح بزرگان در اشعار او دیده می‌شود.مهمترین و معروفترین مدیحهٔ او در مدح ابوجعفر احمد بن محمد امیر سیستان است و با این مطلع آغاز می‌شود ((مادر می‌را بکرد باید قربان/بچهٔ اورا گرفت و کرد به دندان).او بجز مدایح مراثی و هجویاتی نیز دارد که البته تعدادشان چندان زیاد نیست.او در مدح بسیار میانه رو بوده و اثری از تملق و چاپلوسی در مدحیاتش نمی‌توان یافت. ۱۶ از مراثی معروف او نیز دو مورد که برای شهید بلخی و خواجه مرادی سروده شده‌است شهرت دارد. ۱۷

در شعر رودکی پند و اندرز و سخنان حکیمانه نیز به وفور یافت می‌شود که همین گونه در شعر کسایی مروزی و فردوسی و ناصرخسرو نیز آمده‌است.بیشتر پند و اندرزهای رودکی اخلاقی و درباب هوشیاری و هشدار است که خواننده را به پندگیری و عبرت آموزی از جهان وا می‌دارد:

زمانه پندی آزادوار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است

به روز نیک کسان گفت تا که غم نخوری بسا کسا که به روز تو آرزومند است

زمانه گفت مرا:خشم خویش دار نگاه کرا زبان نه به بند است پای دربند است

نابینایی رودکی

برخی از نویسندگان همانند محمد عوفی در لباب‌الالباب رودکی را کور مادرزاد دانسته‌اند، همچنین قدیمی ترین منبع، رودکی را اکمه (کور مادرزاد) خوانده‌است. ۱۸ . ولی برخی تنها از نابینایی او سخن گفته‌اند، چنانکه ابوزراعه گرگانی می‌گوید:

اگر به کوری چشم او بیافت گیتی را ز بهر گیتی من کور بود نتوانم

و نیز دقیقی می‌گوید:

استاد شهید زنده بایستی وان شاعر تیره‌چشم روشن‌بین

و فردوسی نیز آنجا که از نظم کلیله و دمنه سخن می‌گوید نابینایی رودکی را می‌نمایاند:

گزارنده را پیش بنشاندند همه نامه بر رودکی خواندند

و ناصر خسرو می‌گوید:

اشعار زهد و پند بسی گفته‌ست آن تیره‌چشم شاعر روشن‌بین

با این همه برخی هیچ سخنی از کوری او نمی‌گویند مانند سمعانی در الانساب و یا نظامی عروضی در چهار مقاله و نیز در کتاب تاریخ سیستان. از دیگر سو شعرهایی نیز از رودکی به‌جامانده که او را بینا می‌نمایاند:

همیشه چشمم زی زلفکان چابک بود همیشه گوشم زی مردم سخندان بود

یا

چادرکی رنگین دیدم بر او رنگ بسی گونه بر آن چادرا

یا در جایی طبیعت بهار را اینگونه توصیف می‌نماید و سخت است که این ابیات را از شاعری نابینا بدانیم

لاله میان کشت بخندد همی ز دور چون پنجهٔ عروس به حنّا شده خضیب

نفاط برق روشن و تندرش طبل زن دیدم هزار خیل و ندیدم چنین مهیب

یا در جایی نقش و نگار و رنگارنگی طبیعت را به کتاب ارژنگ اثر مانی پیامبر ایران باستان مانند می‌کند.مانی پسر پاتگ همدانی کتابی نوشته بود که متاسفانه در دست نیست و آن سراسر مانند دیگر آثار مانویان پر دارای حاشیهٔ منقش بوده‌است.ربط دادن تصاویر ملون و رنگارنگ روی صفحهٔ کتاب به طبیعت بهاری برای کسی که تا کنون آن را ندیده‌است حتی براثر آموزش نیز دور از تصور است:

اکنون ز بهار مانوی طبع پر نقش و نگار همچو ژنگست

با توجه به این اشعار و اشعار دیگری که رودکی به تصریح از فعل «دیدن» استفاده کرده‌است، اندیشمندان فارسی بر این نظر هستند که نوشته محمود بن عمر نجاتی نویسنده کتاب بساتین‌الفضلاء را که در ۷۰۹ (قمری) نوشته شده درست می‌انگارد که چنین می‌گوید: «رودکی در پایان عمر کور شده‌است.» ۱۹ ، ولی با این حال بدیع الزمان فروزانفر با مقایسه بین رودکی و بشار بن برد، شاعر نابینای شعوبی و عربی گوی، اعتقاد دارد که اشعار ذکر شده از او هیچ تضادی با نابینا بودنش ندارد. ۲۰ با این حال بنابر کشفیات اخیر انجام شده، سعید نفیسی با صراحت نابینا بودن رودکی را رد می‌کند.از آنجایی که خود وی در هیچ کجای اشعار باقیمانده اش اشاره‌ای به کوری خود نمی‌کند و تذکره نویسانی که مدعی کور بودن مادرزادی وی هستند بیتی از خود رودکی دربارهٔ کور بودنش ذکر نکردند این احتمال وجود دارد که در سال‌های پایانی عمرش مثلا در زمان سرودن کلیله و دمنه (که امروزه اثری از آن نیست) کور بوده باشد که این جدای از تطابق با گزارش فردوسی از نظم کلیله دمنه، با یافته‌های محققین و تصویر سازی‌های موجود در تشبیهات شاعر نیز همخوانی دارد.

ماجرای نبش قبر

در سال ۱۹۴۰ یعنی هزار سال پس از مرگ رودکی ، صدرالدین عینی ، بنیانگذار ادبیات فارسی تاجیکی برآن شد که از شواهد موجود در «تاریخ سمرقند» گور وی را بیابد. سرانجام پس از تلاش‌های بسیار وی موفق شد گور وی را چنان که در تمامی تذکره‌ها آمده در یک گورستان قدیمی در بنجرود شناسایی نماید.در سال ۱۹۶۵ ، گروهی باستان شناس روسی به رهبری گراسیموف-پیگرتراش نامی روس- گور وی را شکافتند. پس از تحقیقاتی که بر پیکر وی انجام شد و با مبنا قرار دادن اشعار خود شاعر چهرهٔ وی را ترسیم نمودند.نتیجهٔ پژوهش‌ها این شد که کسی چشمان شاعر را درنیاورده‌است بلکه سر وی را روی آتش یا ذغال گداخته گرفته‌اند که موجب سوختن و کوری چشم وی گشته‌است.نیز شکستگی‌های متعدد در ستون مهره‌ها و دنده‌های وی از شکنجه شدنش پیش از مرگ حکایت می‌کند. ۲۱

رودکی در ادبیات فارسی

رودکی را پدر ادبیات فارسی دانسته‌اند. ۲۲ .پیش از وی شعر فارسی سروده می‌شد اما کیفیت اشعار رودکی آغازگر راه پیشرفت ادبیات فارسی بود.ریچارد فرای عقیده دارد که رودکی در تغییر خط از خط پهلوی به خط فارسی نقش داشته‌است. ۲۳ در تذکره‌ها و کتب پارسی اشعار وی بارها ذکر شده‌است که همین‌ها اساس جمع آوری دیوان وی بودند.اشعار او بارها بتوسط شاعران ایرانی مورد استقبال قرار گرفت و بارها در تضمین‌ها از آنها استفاده شد.وی در میان شاعران فارسی بسیار مورد ارج و احترام بوده و کمتر کسی زبان به نکوهش وی گشوده‌است.او شعر فارسی را از پیروی از شعر عربی جدا کرد و اوزان و قوالب جدید فارسی بوجود آورد و با ترجمهٔ منظومه‌های مختلف و سرایش اشعار حکیمانه و تعلیمی و نیز تغزلات و مدیحه راه را برای پیشرفت شعر فارسی بخوبی گشود. ۲۴ از کسانی که از سروده‌های رودکی در اشعار خود تضمین آورده‌اند می‌توان به غضایری رازی ، عثمان مختاری ، سوزنی سمرقندی ، فرخی سیستانی ، معزی نیشابوری ، خاقانی شروانی ، ابوسعید ابوالخیر ، مولانا جلال الدین بلخی و حافظ اشاره نمود ۲۵ . در مورد غزلیات وی که نخستین نمونه دردست غزل فارسی است عنصری بلخی می‌گوید :

غزل رودکی وار نیکو بود

غزل‌های من رودکی وار نیست

مولوی نیز در بسیاری موارد از اشعار رودکی استقبال کرده‌است. که مهمترین آنها شعری ست که مولوی در مرثیهٔ سنایی سروده‌است که تقلیدی مستقیم از سروده‌ای از رودکی به این مطلع است : { مرد همانا که مرادی بمرد/مرگ چنان خواجه نه کاریست خرد} مولوی در مرثیه‌ای درباب مرگ سنایی غزنوی اینگونه آورده‌است:

گفت کسی خواجه سنایی بمرد مرگ چنین خواجه نه کاری ست خرد

در جایی دیگر مولوی یکی دیگر از تنها چند واژهٔ متن اصلی رودکی را تغییر داده‌است که نشان از علاقهٔ وی به اشعار رودکی دارد. رودکی در غزلی اینگونه می‌سراید:

هرباد که از سوی بخارا به من آید با بوی گل و مشگ و نسیم و سمن آید

بر هر زن و هر مرد کجا بر وزد آن باد گویی مگر آن باد همی از ختن آید

نی نی ز ختن باد چنان خوش نوزد هیچ کان باد همی از بر معشوق من آید

هر شب نگرانم به یمن تا تو برآیی زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید

مولوی در استقبال از غزل بالایی رودکی اینگونه سروده‌است:

هرباد که از سوی بخارا به من آید با بوی گل و مشگ و نسیم و سمن آید

بر هر زن و هر مرد که آن بوی اثر کرد گویند که آن بوی همه از ختن آید

نی نی ز ختن چشمهٔ خوش می‌ندهد بوی این بوی همی از بر معشوق من آید

هر شب نگرانم ز یمن تا تو برآیی زیرا که سهیلی و سهیل از یمن آید

بی شک معروفترین شعر و سرودهٔ رودکی که در ادب فارسی سخت نیکو افتاده باشد همان غزلی ست که در بازگرداندن امیرنصر سامانی به بخارا سروده شده‌است. با مطلع { بوی جوی مولیان آید همی / یاد یار مهربان آید همی }

مولوی در تقلید از آن اینگونه سروده‌است:

بوی باغ و گلستان آید همی بوی یار مهربان آید همی

از نثار گوهر یارم مرا آب دریا تا میان آید همی

با خیال گلستانش خارزار نرم تر از پرنیان آید همی

رودکی در شعر و اندیشهٔ حافظ کاملا تاثیر گذار نشان می‌دهد و جدای از تضمین حافظ از شعر رودکی سبک شاعری و اندیشه‌های شاعرانهٔ رودکی نیز در شعر حافظ به وفور دیده می‌شود.از همین غزل فوق خواجه حافظ شیرازی غزلسرای بزرگ سدهٔ هشتم در استقبال از مهاجمی که احتمالا امیرتیمور است اینگونه شعر رودکی را یادآوری کرده و دیگران را به غازی مهاجم فرامی خواند ۲۶ :

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

ابوالفضل بلعمی و رودکی

رودکی و ابوالفضل بلعمی به یکدیگر علاقهٔ بسیار داشته‌اند، چنانکه ابوالفضل بلعمی گفته‌است «در عرب و عجم، رودکی را نظیری نیست». درمقابل رودکی نیز بلعمی بزرگ را مدح بسیار گفته‌است و صله دریافت می‌کرده‌است.

گویا این بیت را رودکی در مدح خواجه بلعمی گفته‌است:

چه فضل میرابوالفضل بر همه ملکان چه فضل گوهر و یاقوت بر نبهره پشیز

آیین بزرگداشت رودکی و جایگاه جهانی

به عنوان پدر شعر کلاسیک فارسی رودکی از جایگاه ممتازی در جهان برخوردار است.اشعار غنایی و تعلیمی وی راه را بر بزرگان زیادی بازکرده‌است و از این رو همواره آیین‌های پاسداشت مختلفی برای این شاعر پارسی زبان برگزار می‌شود.در یکی از این آیین‌ها که در سال ۲۰۰۸ به میزبانی سازمان ملل متحد برگزار شد بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد دربارهٔ شاعری رودکی در حضور جمع کثیری از سرشناسان علمی فرهنگی جهان ،نمایندگان یونسکو و سفیران کشورهای مختلف گفت: «اشعار رودکی می‌تواندمبنای اتحاد جهانی قرار بگیرد چرا که رودکی شاعر خوبی‌ها و عدالت بود» ۲۷ .یونسکو هرساله از کشورهای عضو خود درخواست می‌کند تا بر هر مناسبتی نام بزرگان فرهنگ و ادب خود را ارائه دهند تا جهت بزرگداشت و برگزاری کنگره‌های مربوطه اقدام بعمل آید. ۲۸ . همچنین در سال آذر ماه سال ۱۳۸۷ هجری شمسی ، وزارت میراث فرهنگی گردشگری و صنایع دستی با همکاری بنیاد فرهنگی رودکی و یونسکو،آیین بزرگداشتی برای رودکی در تهران با حضور شرکت کنندگان داخلی و خارجی ترتیب داده شد.بیشتر شرکت کنندگان خارجی از کشورهای هندوستان ، افغانستان ، تاجیکستان ، فرانسه ، ازبکستان،قرقیزستان و قزاقستان بودند. ۲۹ .در سال ۱۹۵۵ میلادی دولت جمهوری تاجیکستان به مناسبت هزار و صدمین سالگرد تولد رودکی مراسمی در این زمینه برپا نمود. ۳۰ از میان بزرگترین رودکی پژوهان می‌توان به براگینسکی ، سیمنوف ، صدرالدین عینی ، سعید نفیسی ، محمدعلی فروغی ، محمد شکوروف و ریچارد فرای اشاره نمود.

نمونهٔ سروده‌ها

نمونهٔ تعلیمی

هرکه ناموخت از گذشت روزگار نیز ناموزد زهیچ آموزگار

تا جهان بود از سر مردم فراز کس نبود از راز دانش بی نیاز

مردمان بخرد اندر هر زمان راز دانش را به هر گونه زبان

گرد کردند و گرامی داشتند تا به سنگ اندر همی بنگاشتند

دانش اندر دل چراغ روشن است وز همه بد بر تن تو جوشن است

نمونهٔ غنایی

شاد زی با سیاه چشمان شاد که جهان نیست جز افسانه و باد

از آمده شادمان بباید بود وز گذشته نکرد باید یاد

باد و ابر است این جهان افسوس باده پیش آر هرچه بادا باد

من و آن جعد موی غالیه بوی من و آن ماهروی حور نژاد

نیکبخت آنکه داد و بخورد شوربخت آنکه او نخورد و نداد

شاد بوده ست از این جهان هرگز هیچ کس تا از او تو باشی شاد؟

داد دیده ست از او به هیچ سبب هیچ فرزانه تا تو بینی داد؟

 

آرامگاه

بدنبال کشفیات صدرالدین عینی آرامگاه او در نیمهٔ قرن بیستم از روی شواهد مندرج در تذکره‌ها و تواریخ نوشته شده از سمرقند پس از مدتی گمگشتگی شناسایی شد.و استخوان‌های وی که نشانهٔ کوری هم در آن بود یافته‌های عینی را تثبیت کرد.درپی آن بقعه‌ای شبیه به آرامگاه عطار بر بالای گور وی ساخته شد که هم اکنون در روستای بنجرودک یا پنجکنت در ۱۷۰ کیلومتری شمال شهر دوشنبه و در خاک جمهوری تاجیکستان قرار دارد. بقعهٔ آرامگاه رودکی دارای پلانی هشت ضلعی و گنبدی دایره‌ای شکل در بالای آن است.اخیراً به دعوت وزارت فرهنگ تاجیکستان چند تن از استادان کاشی کار نیشابور به نمایندگی از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی استان خراسان رضوی برای مرمت آرامگاه رودکی سمرقندی به تاجیکستان اعزام گشتند.کار گروه ایرانی در این مرمت تنها بازسازی گنبد بقعهٔ رودکی به مساحت یکصد متر مربع به سبک افلاک نما، با بهره گیری از کاشی فیروزه‌ای بوده‌است. ۳۱

پانویس

۱٫ ↑ هزارسال شعر فارسی. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ۱۳۶۵ تهران

۲٫ ↑ تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه،از سلسله تحقیقات ایرانشناسی دانشگاه کمبریج،نشر امیرکبیر،۱۳۶۳،تهران،صفحه ۵۲۹

۳٫ ↑ هزارسال شعر فارسی. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ۱۳۶۵ تهران

۴٫ ↑ محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی،سعید نفیسی،چاپ دوم،تهران،نشر امیرمبیر،۱۳۶۳،صفحه ی۴۱۱.

۵٫ ↑ خبرگزاری کتاب ایران (IBNA) – همایش بین‌المللی بزرگداشت رودکی برگزار می‌شود

۶٫ ↑ محمد دبیرسیاقی، پیشاهنگان شعر پارسی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی ؛صفحهٔ ۱۷-۱۸

۷٫ ↑ شمس قیس رازی ، المعجم ، انتشارات دانشگاه تهران، صفحات ۱۱۲-۱۱۴

۸٫ ↑ خبرگزاری کتاب ایران (IBNA) – همایش بین‌المللی بزرگداشت رودکی برگزار می‌شود

۹٫ ↑ نظامی عروضی،چهارمقاله،باهتمام دکتر محمد معین،نشر صدای معاصر،چاپ سیزدهم،۱۳۸۶،تهران،صفحات۵۳ تا ۵۵.

۱۰٫ ↑ دیوان رودکی سمرقندی ، سعید نفیسی ،نشر نگاه ، صفحه۱۹

۱۱٫ ↑ دیوان رودکی سمرقندی ،نفیسی، نشر نگاه،ص۲۳ ،

۱۲٫ ↑ تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه،از سلسله تحقیقات ایرانشناسی دانشگاه کمبریج،نشر امیرکبیر،۱۳۶۳،تهران،صفحه ۴۹۶.

۱۳٫ ↑ دیوان رودکی سمرقندی ، نفیسی،نشرنگاه،۱۳۸۲،ص۲۸

۱۴٫ ↑ ازکوچه رندان ، عبدالحسین زرین کوب ،ص۶۷

۱۵٫ ↑ تاریخ سیستان،نشرمرکز،چاپ نخست صفحات ۱۰۶ و ۱۰۷

۱۶٫ ↑ دکتر جواد هروی،تاریخ سامانیان،نشر امیر کبیر،۱۳۸۲ تهران،صفحهٔ ۵۰.

۱۷٫ ↑ دیوان رودکی سمرقندی ، نفیسی،نشرنگاه،۱۳۸۲،صفحات ۳۴ تا ۴۰

۱۸٫ ↑ صور خیال در شعر فارسی ۳۳۵

۱۹٫ ↑ پیشاهنگان شعر فارسی

۲۰٫ ↑ صور خیال در شعر فارسی ۳۳۵

۲۱٫ ↑ سعید نفیسی ، دیوان رودکی سمرقندی ، نشر نگاه ، چاپ سوم۱۳۸۲ ، صفحات ۱۴-۱۵

۲۲٫ ↑ تاریخ سامانیان،دکتر جواد هروی،نشرامیرکبیر،۱۳۸۲،صفحه ۳۰۰

۲۳٫ ↑ تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه،نشرامیرکبیرص۱۲۷.

۲۴٫ ↑ همایون فر،محمد صادق ،کتاب شناسی رودکی ، مرکز اسناد و مدارک علمی،تهران،سال ۱۳۶۵،صفحه ۲۲۰ و ۲۲۱.

۲۵٫ ↑ سعید نفیسی ، دیوان رودکی سمرقندی ، نشر نگاه ، چاپ سوم۱۳۸۲ ، صفحات ۴۲-۵۳

۲۶٫ ↑ عیدالحسین زرین کوب ، از کوچه رندان ، نشر سخن ، چاپ هفدهم، صفحهٔ ۶۷

۲۷٫ ↑ ریانووستی – اهم اخبار روز – اهم اخبار امروز تا ساعت ۲۲:۰۰

۲۸٫ ↑ یونسکو دوسال را به غزالی و رودکی اختصاص داد

۲۹٫ ↑ خبرگزاری کتاب ایران (IBNA) – همایش بین‌المللی بزرگداشت رودکی برگزار می‌شود

۳۰٫ ↑ دیوان رودکی سمرقندی،سعید نفیسی،نشرنگاه،ص۵۶.

۳۱٫ ↑ Set Cookies

منابع

• خطیب رهبر، خلیل. گزیده اشعار رودکی.

• سیاقی، محمد دبیر. پیشاهنگان شعر پارسی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی

• شفیعی کدکنی، محمدرضا. صور خیال در شعر فارسی. تهران. انتشارات نیل ۱۳۵۰

• صفا، ذبیح الله. تاریخ ادبیات در ایران. ج۱.

• نظامی عروضی سمرقندی. چهار مقاله. مصحح علامه محمد قزوینی.

• نفیسی، سعید. محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی.

• یوسفدهی، هومن. قصیده بوی جوی مولیان. نامواره دکتر محمود افشار (مجموعه مقالات)، ج ۸.

• یوسفی، غلامحسین. چشمه روشن.

• دیوان رودکی سمرقندی ، سعید نفیسی،نشر نگاه،۱۳۸۲،تهران.

• تاریخ سامانیان عصر طلایی دانش در ایران،دکتر جواد هروی،نشر امیرکبیر،تهران ۱۳۸۲

 

 

برای بررسی و خرید کتاب رودکی می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

رودکی سمرقندی

Tags:

آلبوم عکسی به بهانه‌ی درگذشت چارلی چاپلین

امروز درگذشت چارلی چاپلین است.

Tags: ,

۲۱ آذر تولد رضا براهنی

امروز تولد رضا براهنی است.

دکتر رضا براهنی متولد ۲۱ آذر ۱۳۱۴، مشهورترین منتقد ادبی ایران و مشهورترین چهره‌ی ادبی ما در جهان انگلیسی‌زبان است. او همچنین در حوزه‌های رمان و شعر نیز بسیار فعال بوده و مخصوصاً در حوزه‌ی رمان، از چهره‌های شناخته شده در آمریکای شمالی‌ست. شعر او، شعری با رویکردهایی ویژه برای مخاطبان خاص است که دوستدارانِ خود را دارد و البته پیروانی کوشا که این شیوه را پی می‌‌گیرند.

 

برای بررسی و خرید کتاب‌های رضا براهنی می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

آثار رضا براهنی

Tags: , ,

۲۱ آذر تولد احمد شاملو

تولد احمد شاملو

احمد شاملو (۲۱ آذر ۱۳۰۴-۲مرداد۱۳۷۹) که در آغاز به الف.صبح تخلص می‌کرد و بعدها تخلص‌اش را به الف.بامداد تغییر داد از تأثیرگذارترین چهره‌های فرهنگ ایرانی در چند قرن اخیر است که در حوزه‌های مختلف از فرهنگ‌نویسی گرفته[که دومین فرهنگ بزرگ فارسی را بعد از فرهنگ دهخدا نگاشت البته این بار نه در حوزه زبان کتابت که در فرهنگ عامه] تا ترجمه شعر و داستان و مقابله‌گری نسخ ادبی، به چهره‌ی مشهور دوران خود بدل شده، اما نام‌آوری بی‌بدیلش در نوآور‌هایش در شعر معاصر است که مسیر شعر نو را، از مسیری که نیمایوشیج طراحی کرده بود، جدا کرد.

امروز تولد احمد شاملو است.

برای خرید و بررسی آثار احمد شاملو از لینک زیر استفاده کنید:

آثار احمد شاملو

Tags: , ,

تولد مریم رئیس دانایی

 

امروز ۱۳۹۵/۰۹/۲۰ زادروز مریم رئیس دانایی است، مریم طی سال‌هایی که مقیم ایران بود با انتشارات نگاه همکاری داشت و آثارش در حوزه‌ی ترجمه و تالیف از وی توسط انتشارات نگاه منتشر شد، مجموعه داستان‌های کوتاه وی نیز در دست انتشار است.

ضمن تبریک زادروزش، برایش روزهای آفتابی و پر ثمر آرزو داریم.

 

مؤسسۀ انتشارات نگاه

 

مریم رئیس دانایی

Tags:

زندگی‌نامه و جملاتی از اسکار وایلد

اسکار فینگل اُ. فِلاهرتی ویلز وایلد که به نام هنری اسکار وایلد معروف است، (۱۶ اکتبر ۱۸۵۴ تا ۳۰ نوامبر ۱۹۰۰)، شاعر، داستان‌نویس، نمایشنامه‌نویس و نویسنده داستان‌های کوتاه ایرلندی بود.

اسکار وایلد در ۱۸۵۴ میلادی در شهر دوبلین ایرلند متولد شد. پدرش سِر ویلیام وایلد مردی فرهنگ‌دوست بود و به پیشه چشم‌پزشکی اشتغال داشت. او بعدها به مقام چشم پزشک مخصوص ملکه نیز نایل شد و یکی از عتیقه شناسان برجسته ایرلند بود. مادرش جین وایلد با نام مستعار اسپرانزا شاعر سرشناسی و مترجم آثار الکساندر دوما و لامارتین بود. این زوج صاحب دو فرزند پسر شدند. برادر اسکار نامش ویلیام وایلد بود که در ۱۸۵۳ به دنیا آمد و در سال ۱۸۹۹ در لندن درگذشت. اسکار وایلد تحصیلات ابتدایی را در دهکده اینسکیلن واقع در شمال ایرلند دنبال کرد و در دانشگاه‌های ترینیتی، مگدالن و آکسفورد به تحصیل پرداخت. وی در سال ۱۸۸۴ با خانم کنستانس لوید ازدواج کرد و به ترتیب در سال‌های ۱۸۸۵ و ۱۸۸۶ صاحب دو فرزند پسر شد. وایلد مجموعه داستان شاهزاده خوشبخت را برای دو پسرش نوشت.

اسکار وایلد در سال ۱۹۰۰ در عین گمنامی در شهر پاریس دیده از جهان فروبست. امروزه همه کتاب‌هایش را می‌خوانند و از آن‌ها لذت می‌برند؛ ولی در زمان حیات وی این گونه نبود. مردم سده هشتصد و دهه هشتاد کتاب تصویر دوریان گری را پر از ایده‌های شیطانی می‌دانستند، ولی اسکار وایلد جایی نوشته بود: “کتاب‌ها محتوای خوب یا بد ندارند؛ آن‌ها یا خوب نوشته شده‌اند یا بد.” وی از بیماری مننژیت رنج می‌برد و نقل است که یکی از دردناک‌ترین مرگ‌های دنیا را داشته است. وی در بستر مرگ به جیمز ویسلر، نقاش کتاب تصویر دوریان گری می‌گوید: “تنها آرزویم این است که حرفم را می‌فهمیدند.” و ویسلر جوابی بس شگفت آور و هوشمندانه می‌دهد: “آن‌ها خواهند فهمید اسکار! آن‌ها خواهند فهمید…

مضمون اکثر داستان‌های شاهزاده خوشبخت این است که انسان از طریق عشق ورزیدن به دیگران می‌تواند انسان بودنش را ثابت کند و به زیبایی درونی برسد. اسکار وایلد داستان «بلبل و گل سرخ» را به تأثیر از اساطیر ایرانی و مخصوصاً اشعار حافظ نوشت. بلبل با خون دل و نثار کردن جان شیرینش گل سرخ را برای دانشجوی عاشق به دست می‌آورد و دانشجو به راحتی گل سرخی را که به بهای جان بلبل به دست آمده در خیابان می‌اندازد. در حقیقت دانشجو و دختر هیچ‌کدام معنی واقعی عشق را نمی‌فهمند. عاشق واقعی خود بلبل است. آلن تری هنرپیشه معروف تئاتر، پس از انتشار شاهزاده خوشبخت در نامه‌ای به وایلد نوشت: اسکار عزیز داستان‌هایت واقعاً زیبا هستند و من به خاطر آنها از صمیم قلب از تو سپاسگزارم. من از داستان «بلبل و گل سرخ» بیش از داستان‌های دیگر خوشم آمد. امیدوارم روزی یکی از داستان‌های این مجموعه را برای آدم‌های خوب بخوانم؛ شاید هم برای آدم‌های بد بخوانم و آنها را خوب کنم.

 

بعضی از گفته های مشهور اسکار وایلد را می خوانید :

هیچ چیز دشمنان شما را بیشتر از بخشش نمی آزارد.

جهان صحنه ی نمایش است، اما نمایش نامه از بازیگران نا مناسبی استفاده کرده است.

تقسیم افراد به خوب و بد بی معنی است . افراد یا جالب اند یا کسل کننده .

بهترین کاری که با یک نصیحت خوب میتوان انجام داد گفتن آن به دیگریست. نصیحت هیچوقت به درد شما نمیخورد.

بعضی ها با رفتن خودشان به هر جایی شادی می آورند، و بعضی ها هم با رفتنشان شادی می آورند.

بدبین کیست؟ کسی است که قیمت همه چیز را میداند ولی ارزش هیچ چیز را نمیداند.

کمی صداقت چیز خطرناکی است و مقدار زیاد آن هم کشنده است.

زمانی که بچه بودم فکر میکردم پول مهم ترین چیز زندگی است، حالا که پیر شدم این را می دانم.

فقط دو تراژدی در زندگی وجود دارد: بدست نیاوردن چیزی که می خواستید، و دیگری بدست آوردن آن است.

رفقای واقعی شما را از جلو خنجر می زنند.

همه ی زنان شبیه مادرانشان میشوند. این تراژدی آنهاست. هیچ مردی اینگونه نیست. و این تراژدی اوست.

مد نوعی از زشتی است که به قدری غیر قابل تحمل است که ما میبایست هر شش ماه یکبار آن را تغییر دهیم.

فقط یک چیز در زندگی بدتر از این است که دیگران در موردتان صحبت کنند، و آن هم این است که دیگران در موردتان صحبت نکنند.

اخلاق در حقیقت رفتاری است که ما در مورد افرادی که شخصا دوست نداریم به کار میگیریم.

چطور ممکن است زنی توقع خوشبختی با مردی را داشته باشد که با او مانند یک انسان کاملا معمولی رفتار میکند؟

یک شخص محترم کسی است که احساسات دیگران را ندانسته جریحه دار نمیکند.

کتاب‌های چاپ شده از اسکار وایلد در مؤسسۀ انتشارات نگاه:

تصویر دوریان‌گری

ماهی‌گیر و روحش

برای بررسی و خرید کتاب‌های اسکار وایلد: تصویر دوریان گری و ماهی گیر و روحش می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

اسکار وایلد

Tags: , , ,

شانزدهمین سالگرد درگذشت احمد شاملو

شانزده سال از درگذشتِ شاعر ملی ایران، احمد شاملو، گذشت.

 

 

دستادست ایستاده‌ایم

حیران‌ایم اما از ظلماتِ سردِ جهان وحشت نمی‌کنیم

نه

وحشت نمی‌کنیم

تو را من در تابشِ فروتنِ این چراغ می‌بینم آن‌جا که تویی،

مرا تو در ظلمت­کده­ی ویران‌سرای من در می‌یابی

این‌جا که من‌ام.

 

برای بررسی و خرید آثار تالیفی، ترجمه و تحقیقی مرتبط با احمد شاملو از لینک زیر استفاده کنید:

احمد شاملو

Tags: ,

Pin It on Pinterest