No products in the cart.

Category Archives: رویدادها

رویدادهای کتاب جشن امضا، رونمایی

جشن امضای کتاب مجموعه اشعار محمد علی بهمنی

.مؤسسۀ انتشارات نگاه با همکاری شهر کتاب مشهد برگزار می کند

جشن امضای کتاب مجموعه اشعار محمد علی بهمنی با حضور مؤلف

؛ جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۷ در مجموعه فرهنگی ؛ هنری شهرکتاب_مشهد نبش ضلع جنوبی چهارراه ابوطالب

 

 

 

Tags: , , ,

جشن امضای کتاب تقدیر

مؤسسۀ انتشارات نگاه با همکاری کتاب بهمن برگزار می کند :

جشن امضای مجموعه ترانه ی تقدیر با حضور خانم مونابرزویی مؤلف کتاب

در کرج ، ۴۵ متری گلشهر، خیابان درختی ؛ کتاب_بهمن .
.
زمان : پنجشنبه ۱۸ خرداد ماه ۱۳۹۶
ساعت : ۱۸ تا ۲۰ عصر .

Tags: , , ,

پایان نمایشگاه کتاب سی‌ام

پایان نمایشگاه کتاب سی‌ام

نمایشگاه سی‌ام در زیر باران دلپذیر بهاری و استقبال گرم کتاب‌دوستان به آخر آمد.
انتشارات نگاه باز هم با گرمای دستان و مهر چشمانتان رونق داشت و شادیم که در دل این همه دوستدار کتاب برای خود جایی داریم. امیدواریم همراهی گرم و راهگشای شما ما را در ادامه راه مددرسان باشد. و بتوانیم همه ساله با دستان پر از کتاب در انتظارتان بمانیم.

 

مؤسسۀ انتشارات نگاه

Tags: ,

روز جهانی کتاب

روز جهانی کتاب

روز جهانی کتاب یک رویداد سالانه است که در ۲۳ آوریل، برگزار می‌شود. این روز توسط یونسکو نامگذاری شده است.

در سال ۱۹۹۵ یونسکو تصمیم گرفت که روز جهانی کتاب و حق نشر در این روز جشن گرفته شود. این روز همچنین مصادف با سالگرد در گذشت ویلیام شکسپیر و سروانتس است.

 

 

Tags:

بهار با تخفیف رسید

بهار رسید

همراهان هماره نگاه
سال ۹۵ به لطف دلگرمی‌ها و حمایت‌‌‌های بی‌دریغ شما به سر می‌آمد، نگاه در طول عمر خود همیشه چشم انتظار گرمی نگاه خوانندگانش بوده و طی این مسیر طولانی جز با این همراهی ناممکن می‌شد. آرزو داریم در سال ۱۳۹۶ همه امور بر وفق مراد کتاب دوستان و کتاب خوانان باشد، سفرۀ فرهنگی در تک‌تک خانه‌های ایرانیان گسترده باشد و ماحضر متنوع فرهنگی بر سفره‌ها، غذای روحی مناسبی برای همه مهیا نماید.
وضع معیشت همه ایرانیان به گونه‌ای شود که با خیال راحت به بلند پروازی‌های فرهنگی خود بال و پر دهند و کتاب در سبد خانواده ایرانی جایی همیشگی بیابد .
امیدواریم همدلی و دوری از بغض و کیته و بدبینی سیره و روش همه شود و افق‌های فرهنگی خود را با حمایت از کتاب خوب گسترش دهیم.
آرزو داریم نسل جوان ایرانی، پویا، فهمیده و کتاب خوان شوند که اگر چنین باشد، آینده برای همه بدون نگرانی خواهد بود.

به مناسبت بهار جان‌ها، مؤسسۀ انتشارات نگاه تخفیف ۲۰ درصدی خود را تقدیم شما خانواده‌های ایرانی می‌نماید، شاید با این کار کتاب جزیی از سبد خرید خانواده‌ها شود.

برای استفاده از این تخفیف کافی است از کد تخفیف (noroz) استفاده کنید.
کد تخفیف: noroz
درصد تخفیف: %۲۰

www.negahpub.com

این تخفیف تا ۱۳ فروردین ۱۳۹۶ ادامه خواهد داشت. به دلیل تعطیلات کلیه کتاب‌های خریداری شده از روز ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ ارسال می‌گردد.

مؤسسۀ انتشارات نگاه

Tags: , , ,

یازدهمین نمایشگاه سراسری کتاب قزوین

یازدهمین نمایشگاه سراسری کتاب قزوین

سیصد و سی امین نمایشگاه کتاب استانی و  یازدهمین نمایشگاه سراسری کتاب قزوین

زمان: ۲ تا ۷ اسفند ۱۳۹۵

مکان: بلوار دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی استان قزوین

ساعت بازدید: ۹ تا ۱۲ و ۱۶ تا ۲۱

 

مؤسسۀ انتشارات نگاه  در کنار شما خواهد بود.

 

Tags: , ,

رونمایی از کتاب عالیجناب مهربان، ترانه

شب‌های شعر نگارستان

رونمایی از کتاب عالیجناب مهربان، ترانه

با مدیریت: محمدعلی بهمنی

همراه با حضور نویسنده‌ی اثر: ایرج دیهیمی

همراه با حضور نویسنده و شاعران و ترانه‌سرایان

 

زمان: دوشنبه ۲۵ بهمن ماه ۱۳۸۵

از ساعت ۱۷ الی ۲۰

 

مکان: نگارستان شهر – واقع در گیشا، خیابان پیروزی شرقی، بوستان گفت‌وگو، ساختمان نگارستان شهر

 

ورود برای عموم آزاد است.

برای خرید و برررسی کتاب عالیجناب مهربان، ترانه می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

عالیجناب مهربان، ترانه – ایرج دیهیمی

 

 

Tags: , ,

ژرژ سیمنون چگونه می نوشت؟

ژرژ سیمنون چگونه می نوشت؟

برای ژرژ سیمنون نوشتن مانند کار یک کاراگاه است، با اولین سرنخ شروع می‌کند و جلو می‌رود و کم کم داستان شکل می‌گیرد.

ژرژ ژوزف کریستین سیمنون در ۱۲ فوریه سال ۱۹۰۳ در شهر لیژ بلژیک به دنیا آمد. پدرش دزیره در یک شرکت بیمه حسابدار بود. ژرژ در سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۴ در مدرسه سن آندره  به تحصیل پرداخت و با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ به کالج سن لویی رفت که دبیرستانی تحت نظارت ژزوئیت ها بود.

تا پیش از ۱۹۱۸ به مشاغل مختلفی از جمله شاگردی در کتابفروشی پرداخت، اما در ژانویه آن سال در پی بیماری پدرش ترک تحصیل کرد و در نشریه گازت دو لیژ به عنوان خبرنگار مشغول کار شد.

کار در گازت که روزنامه ای پرتیراژ و عامه پسند بود باعث شد تا مهارت های تند نویسی و ویرایش سریع متون نوشتاری را به خوبی فرا بگیرد. عادت تندنویسی تا پایان کار حرفی اش با او ماند به نحوی که می توانست یک رمان کامل را تنها در سه ساعت بنویسد و آماده چاپ کند.

در سال ۱۹۳۰ شخصیت محبوب آثارش کمیسر مگره، برای نخستین بار در داستان کوتاهی که آن را به درخواست ژوزف کسل  برای چاپ در مجله کارگاه نوشت. او در دهه ۱۹۴۰ به امریکا رفت. دوران اقامت در امریکا از خلاقانه ترین ایام زندگی زندگانی پربار سیمنون بود. در ۱۹۷۲ عملاً داستان نویسی را کنار گذاشت و به نگارش زندگینامه خود پرداخت. سیمنون در شب چهارم سپتامبر ۱۹۸ در شهر لوزان سوئیس، هنگامی که درخواب بود از دنیا رفت.

از این نویسنده آثار بسیاری به فارسی ترجمه شده‌اند؛ «مگره می‌ترسد» ترجمه کاظم اسماعیلی، «سایه گیوتین» ترجمه کاوه میرعباسی، «شبی در چهارراه» ترجمه کریم کشاورز، «دیوانه‌ای در شهر» ترجمه رامین آذربهرام، «مسافری که با ستاره شمال آمد» ترجمه کاوه میرعباسی و «مشتری شنبه‌ها» ترجمه رامین آذربهرام برخی از این آثار هستند.

ژرژ سیمنون در گفت‌وگوی تابستان سال ۱۹۵۵ خود در شماره ۹ مجله معتبر «پاریس ریویو» شیوه نوشتن خود را چنین توصیف کرد:

با نصیحت نویسندگان تازه‌کار شروع می‌کنم. می‌دانید، وقتی جمله زیبایی در کارتان دیدید آن را حذف کنید. خودم هروقت با چنین جمله‌ای در رمان‌هایم برمی‌خورم آن را پاک می‌کنم.

هیچ وقت الگوی طرح داستان را دست نمی‌زنم. گاهی پیش آمده در حال نوشتن داستان نام‌ها را عوض کنم، مثلا فصل اول شخصیت هلن نام دارد و در فصل دوم شارلوت. اما این چیزها را موقع بازنویسی عوض می‌کنم.

نوشتن یک حرفه است، اما من این را قبول ندارم. به نظرم هرکس که فکر می‌کند نیازی ندارد نویسنده شود، هرکس فکر می‌کند می‌تواند کار دیگری انجام دهد باید همان کار دیگر را انجام دهد. نوشتن حرفه نیست بلکه «کارِ غم» است. نویسنده نمی‌تواند شاد باشد.

نوشتن حرفه نیست بلکه «کارِ غم» است. نویسنده نمی‌تواند شاد باشد. چون اگر کسی می‌خواهد هنرمند باشد یعنی به دنبال خودش می‌گردد. هر نویسنده‌ای می‌خواهد خودش را از لابه‌لای شخصیت‌هایش پیدا کند، از میان نوشته‌هایش.

چون اگر کسی می‌خواهد هنرمند باشد یعنی به دنبال خودش می‌گردد. هر نویسنده‌ای می‌خواهد خودش را از لابه‌لای شخصیت‌هایش پیدا کند، از میان نوشته‌هایش. به نظرم آدم‌های زیادی این مشکل را دارند. به همین دلیل کتاب می‌خوانند تا پاسخ را پیدا کنند، اگر پاسخی وجود داشته باشد.

وقتی نوشتن را شروع کردم فکر نمی‌کردم مشتری داشته باشم. حقیقت این است که با نوشتن داستان‌های تجاری کار را شروع کردم تا زندگی‌ام بگذرد، اما به این کارها نوشتن نمی‌گفتم. جدا از این کارها عصر هر روز می‌نشستم و برای خودم می‌نوشتم و اصلا فکر نمی‌کردم آن نوشته چاپ شود.بطور ناخودآگاه همیشه دو سه تِم در ذهن دارم، منظورم دو سه رمان یا حتی ایده رمان نیست. حتی به نظرم این تم‌ها به درد رمان نمی‌خورد. درواقع مسائلی هستند که مرا نگران می‌کنند.

امروز شروع کردم به نوشتن درمورد یکی از آن ایده‌ها، کاملا آگاهانه. گفتم روز آفتابی قشنگی است. یاد فلان بهار افتادم و غیره. باید فضاسازی کرد. بد نیست در شهری در ایتالیا باشیم یا شاید هم فرانسه یا آریزونا و کم کم دنیای کوچکی در ذهنم شکل گرفت با چند شخصیت.

این شخصیت‌ها تاحدودی از آدم‌های واقعی که می‌شناسم سرچشمه می‌گیرند و تا حدودی هم از تخیل. و بعد آن ایده قبلی می‌آید و جای خودش را باز می‌کند. این شخصیت‌ها هم همان مشکلاتی را دارند که من در ذهنم دارم.

همیشه شروع کارم با یک مسئله جغرافیایی است. این مرد و این زن کجا هستند. چه چیزی آنها را به حرکت درمی‌آورد. این مسئله اصلی است. بعد از این رمان را فصل به فصل می‌نویسم. هیچ نقشه‌ای ندارم، فقط اسم شخصیت‌ها، سن آنها و نام خانوادگی آنها را می‌دانم. هیچ چیز دیگری نمی‌دانم.

روز اول نوشتن می‌دانم که در فصل اول چه رخ می‌دهد. روز بعد فصل دوم و الی آخر. وقتی رمانی را شروع می‌کنم روزی یک فصل می‌نویسم. محال است روزی را از دست بدهم. مثلا اگر دو روز مریض شوم تمام چیزهایی که قبلش نوشته‌ام را می‌ریزم دور و دیگر سراغ آن رمان نمی‌روم. البته رمان‌های تجاری را اینطور نمی‌نویسم.

رمان‌های من همیشه درمورد یک شخصیت هستند و دیگر شخصیت‌ها از دید او توصیف می‌شوند. یکی از دلایل کوتاه بودن رمان‌هایم این است که اینطور نوشتن برای پنج شش روز راحت است و بعد از آن خیلی سخت می‌شود. خسته می‌شوم.

شخصیت‌های من شغل دارند، شخصیت دارند؛ سن آنها، وضعیت خانوادگی آنها و همه چیز را درمورد آنها می‌دانید. اما سعی می‌کنم هر کدام از این شخصیت‌ها را سنگین کنم، مثل مجسمه و انگار بردار هرکسی در این دنیا باشند.وقتی نامه خواننده‌ها به دستم می‌رسد واقعا خوشحال می‌شوم. از سبک من تعریف نمی‌کنند، نامه آنها شبیه نامه به روانپزشک یا دکتر خصوصی است. می‌گویند تو ما را درک کردی.

با ماشین تحریر می‌نویسم. و همانطور که گفتم چون روزی یک فصل می‌نویسم، نشستن پشت ماشین تحریر واقعا مرا خسته می‌کند. هر روز می‌نویسم، از صبح خیلی زود تا ظهر و بعد از آن استراحت می‌کنم.


منبع: خبرآنلاین- ترجمه: حسین عیدی‌زاده

 

برای بررسی و خرید آثار ژرژ سیمنون می‌توانید از لینک زیر استفاده کنید:

ژرژ سیمنون

Tags: ,

دومین خیریه‌ی اسفندگان کتاب

دومین خیریه‌ی اسفندگان کتاب در حمایت از انجمن درخت کوچک زندگی (حامی کودکان کار، محروم و بدسرپرست)

 

 

در این برنامه که با مشارکت جمعی از ناشران از جمله آگه، افق، به‌نگار، پیدایش، ثالث، روزگار، روزنه، شمع و مه، شهرستان ادب، قطره، ققنوس، کتاب پارسه، کتابسرای تندیس، محراب قلم، مرکز، مروارید، چشمه، سیزده، نقش خورشید، نگاه، نیلوفر، نیماژ، همشهری و هوپا برگزار می‌شود، جمعی از نویسندگانی که آثارشان را در این مؤسسۀ منتشر کرده‌اند به فروش آثارشان با امضا خود به نفع کودکان کار، محروم و بدسرپرست خواهند پرداخت.

این رویداد روز ۵ اسفند ماه و از ساعت ۱۴ تا ۲۱ در محل کتابفروشی نشر چشمه‌ برگزار می‌گردد.

آدرس: کتاب‌فروشی نشر چشمه‌ی کوروش واقع در اتوبان ستاری شمالی مجتمع تجاری کوروش طبقه پنجم

با حضور: فرشته احمدی، شیوا ارسطویی، کوروش اسدی، پیمان اسماعیلی، مهدی افروزمنش، رضیه انصاری، محمد حسینی، مریم حسینیان، سید امین حسینیون، محسن حکیم معانی، مهدی ربی، محمدرضا زمانی، سارا سالار، بلقیس سلیمانی، حسین سناپور، محمد حسن شهسواری، آرش صادق بیگی، علی صالحی، سعید عباسپور، احمد غلامی، الهام فلاح، کاوه فولادی نسب، ضحی کاظمی، مریم کهنسال نودهی، جواد ماه‌زاده، کامران محمدی، حسن محمودی، نسیم مرعشی، پیمان هوشمندزاده و مهدی یزدانی‌خرم.

Tags: ,

Pin It on Pinterest