نظریه های ادبیات و نقد

36,000تومان

برنا موران

ترجمه ناصر داوران

در یک حادثۀ هنری چهار عنصر نقش بازی می‌کنند، هنرمند، اثر، مخاطب و جهان بیرون (جامعه). با کمی دقت درمی‌یابیم که هر یک از نظریه‌های هنری متوجه یکی از چهار عنصر فوق می‌باشند. در کتاب حاضر نظریه‌های بنیادینی را برگزیده‌ایم که می‌توانند نمونه‌هایی باشند برای این چهار درک هنری متفاوت و سعی کرده‌ایم که ادعاهای هر یک را در رابطه با جوهر هنر و کارکرد آن توضیح دهیم. با وجود نظریه‌های دیگر، فکر می‌کنیم که هر یک از آن‌ها با اندک تفاوتی موافق یکی از چهار روش یاد شده خواهند بود. شیوه‌های نقد ادبی را به عنوان شیوه‌های رویکرد به جهان خارج، هنرمند، مخاطب و اثر هنری مورد بررسی قرار داده‌ایم .

توضیحات

در آغاز کتاب نظریه های ادبیات و نقد می خوانیم :

 

فهرست مطالب

دیباچه ………………………………………………………………………………………..9

یادداشت مترجم                                                                   11

بخش اول

فصل 1. نظریهی محاکات I……………………………………………………….. 15

هنر جهان محسوس را تقلید می‌کند …………………………………………18

هنر کل و یا ذات را تقلید می‌کند ……………………………………………27

هنر ایده‌آل‌ها را تقلید می‌کند …………………………………………………34

فصل 2. نظریهی محاکات II ……………………………………………………….41

مارکس، انگلس، پلخانف ……………………………………………………… 44

رئالیسم سوسیالیستی …………………………………………………………….57

هنر به مثابه‌ی تولید ………………………………………………………………72

فصل 3. نقد با رویکرد به جهان خارج و جامعه ……………………………. 87

نقد تاریخی ………………………………………………………………………….88

نقد جامعه‌شناختی ………………………………………………………………..93

نقد مارکسیستی …………………………………………………………………..98

 

بخش دوم

فصل 4. اکسپرسیونیسم I …………………………………………………………. 115

هنر از دید رمانتیک‌ها ………………………………………………………… 115

اکسپرسیونیسم به مثابه‌ی آفرینش …………………………………………118

فصل 5. اکسپرسیونیسمII  ………………………………………… ……………. 131

اکسپرسیونیسم در مفهوم القا ………………………………………………. 131

القا از دیدگاه ل. تولستوی  …………………………………………………. 135

فصل 6. نقد با رویکرد به مولف ……………………………………………….151

روان‌کاوی و شخصیت هنرمند ……………………………………………. 151

روان‌کاوی و نقد ………………………………………………………………..173

 

بخش سوم

فصل 7. نقد نو ……………………………………………………………………….. 185

شکل و محتوا …………………………………………………………………… 187

ارزش محتوا …………………………………………………………………….. 195

فصل 8. فرمالیسم روس …………………………………………………………… 207

ویژگی ادبی در شعر  ………………………………………………………….207

ویژگی ادبی در رمان ………………………………………………………….213

فصل 9. ساختارگرایی و بعد از آن …………………………………………….. 217

زبان‌شناسی ساختارگرا …………………………………………………………218

ساختارگرایی در ادبیات ……………………………………………………… 225

پساساختارگرایی و دریدا ……………………………………………………. 233

فصل 10. نقد با رویکرد به اثر ………………………………………………….243

نقد نو  …………………………………………………………………………… 243

نقد ساختارگرا ………………………………………………………………….254

نقد کهن‌الگوگرا ……………………………………………………………….260

بخش چهارم

فصل 11. نظریههای مخاطب محور …………………………………………….271

نظریه‌ی تأثیر عاطفی ………………………………………………………..271

زیبایی‌شناسی دریافت ………………………………………………………283

نقد فمینیستی …………………………………………………………………. 294

فصل 12. نقد با رویکرد به مخاطب  …………………………………………. 311

نقد امپرسیونیستی ……………………………………………………………. 311

نقد مخاطب محور ………………………………………………………….. 316

 

بخش پنجم

فصل 13. ادبیات و حقیقت ………………………………………………………. 321

ادبیات با حقیقت رابطه دارد …………………………………………….. 323

ادبیات با حقیقت رابطه ندارد ……………………………………………. 333

مساله‌ی باور …………………………………………………………………… 338

فصل 14. تعریف ادبیات و معیارهای ارزش ………………………………… 351

آیا ادبیات قابل تعریف است؟ …………………………………………… 352

آیا کارکرد ادبیات قابل تعریف است؟ ………………………………… 359

فصل15.  داوریهای زیباییشناختی ……………………………………………365

دیدگاه عین‌گرا ………………………………………………………………..365

دیدگاه ذهن‌گرا ………………………………………………………………. 373

به سوی راه حل ……………………………………………………………… 377

فصل 16. نتیجه ………………………………………………………………………. 387

نمایه‌ی اشخاص‌ ……………………………………………………………..393

نمایه‌ی موضوعات …………………………………………………………………..397

منابع …………………………………………………………………………….. 401

 

 

دیباچه

 دروس نقد ادبی از سلسله دروس زبان و ادبیات انگلیسی در قالب چنین کتابی، پیش از هر چیز به این دلیل است که امروزه در ترکیه به ‌رغم اقبال روزافزون به مساله، کتاب‌های منتشر شده درباره‌ی نظریه‌های ادبیات و  نقد، به قدری اندک است که می‌توان گفت وجود ندارد. ضمن این که مطالب مربوط به ادبیات، مباحثات و نقد و بررسی‌ها، هم در دانشگاه و هم در بیرون از آن نسبت به مسائل ناگشوده و مفاهیم غربال ناشده بی‌اعتنا هستند. دیدگاه‌هایی هم که مطرح می‌شود، اغلب مبهم می‌نمایند. به همین دلیل تدقیق در نظریه‌های ادبی و توضیح هر یک، حتی اگر در معنای مطالعه‌ی شیوه‌های نقد ادبیات و حل پاره‌ای از مسائل هنر نباشد، ایجاد بستری است به منظور پرده‌ برافکندن و این چیزی است که به‌ویژه برای دانش‌جویان خالی از فایده نخواهد بود.

نظریه‌ها و شیوه‌ها بسیار متنوع‌اند. در طول سده‌ها، به این سؤال که «هنر چیست؟» و محدودتر از آن «ادبیات چه مفهومی دارد؟» پاسخ‌های گوناگونی داده شده. می‌توان این پاسخ‌ها را بر اساس جوهر متفاوتشان، ترتیب تاریخی‌شان، ذهن‌گرا یا عین‌گرا، علمی و یا عاطفی بودنشان و… گروه‌بندی کرد. اساس گروه‌بندی در کتاب حاضر بر این باور متکی است که در یک حادثه‌ی هنری چهار عنصر نقش بازی می‌کنند: هنرمند، اثر، مخاطب و جهان بیرون (جامعه). پیوند درونی عناصر یاد شده چنین شمایی دارد:

 

 هنرمند اثر      مخاطب

 جامعه

 با کمی دقت درمی‌یابیم که هر یک از نظریه‌های هنری متوجه یکی از چهار عنصر فوق می‌باشند. برخی از آن‌ها ویژگی‌هایی را که موجب پیدایی هنر می‌شوند، در پیوند‌های هنر و جهان بیرون می‌جویند. اثر را به آینه مانند می‌کنند؛ آینه‌ای که انسان، زندگی و جامعه را بازمی‌تاباند. برخی نظریه‌ها به دنبال یافتن اسرار هنر در هنرمند هستند. از دید این افراد، هنر یعنی بیان عواطف. تعدادی نظریه‌های دیگر، نه جهان خارج و نه هنرمند را، که مخاطب را در مرکز توجه قرار می‌دهند. این بار هنر در ذوق زیبایی‌‌شناختی و هیجانی که در مخاطب برمی‌انگیزد، مورد جست‌و‌جو‌ست. بالاخره نظریه‌های فرمالیستی هنر را نه در ارتباط اثر هنری با دیگر چیز‌ها، که بلاواسطه و در خود اثر می‌جویند. به اعتقاد فرمالیست‌ها، آنچه اثر هنری را از دیگر اثر‌ها متمایز می‌کند، ساختار ویژه آن است.

در کتاب حاضر نظریه‌های بنیادینی را برگزیده‌ایم که می‌توانند نمونه‌هایی باشند برای این چهار درک هنری متفاوت و سعی کرده‌ایم که ادعا‌‌های هر یک را در رابطه با جوهر هنر و کارکرد آن توضیح دهیم. با وجود نظریه‌های دیگر، فکر می‌کنیم که هر یک از آن‌ها با اندک تفاوتی، موافق یکی از چهار روش یاد شده خواهند بود.

شیوه‌های نقد ادبی را به عنوان شیوه‌های رویکرد به جهان خارج، هنرمند، مخاطب و اثر هنری مورد بررسی قرار داده‌ایم. بعضی از این شیوه‌ها اساساً آورده‌ی نظریه‌ها هستند. برخی دیگر، هر چند در ظاهر پیوندی با نظریه‌ای مشخص ندارند، جهت‌گیری علایقشان آن‌ها را با یکی از چهار گروه یاد شده سازگار می‌نماید. در ضمن از آن جایی که بررسی دقیق تمام این نظریه‌ها و متفرعاتشان در چار‌چوب محدود این کتاب نمی‌گنجد، به ترسیم خطوط کلی هر یک، توضیح دیدگاه‌هایشان نسبت به هنر و اشاره‌‌ای مختصر به کاستی‌هایشان بسنده کرده‌ایم. نباید فراموش کرد که نوشته‌ی حاضر ادعایی فراتر از این که مدخلی است بر نظریه‌های ادبیات و نقد، ندارد.

برنا موران

 

یادداشت مترجم

برنا موران به‌سال 1921 در استانبول متولد شد. در 1954 به درجه‌ی دانشیاری در رشته‌ی زبان و ادبیات انگلیسی و در 1964 به درجه‌ی استادی نایل آمد. 1993 سال درگذشت اوست.

موران از پیشروان نقد ادبیات مدرن در ترکیه است. او با انتشار نظریههای ادبیات و نقد به سال 1972 در مرکز توجه صاحب‌نظران قرار گرفت. دریافت نشان علمی بنیاد زبان ترک پیامد انتشار همین اثر است. برنا موران علاوه بر کتاب یاد شده، کتاب سه جلدی دیگری هم در زمینه‌ی نقد عملی، به نام نگاهی انتقادی به رمان ترک (1983) از خود به یادگار گذاشته است. این کتاب که پیدایش رمان ترک و شرایط اجتماعی مرتبط با آن را، در عین گرایش به غرب، مورد بررسی قرار می‌دهد، به عنوان یکی از مهم‌ترین اثر‌ها در زمینه‌ی نقد ادبیات ترک شناخته شده. برخی مقاله‌ها و رپرتاژهای موران که در نشریات مختلف به چاپ رسیده، بعد از مرگ وی در کتابی تحت عنوان دربارهی ادبیات (2004) انتشار یافت. کتابنامهی آثار انگلیسیِ مرتبط با ترکها (1964) نخستین اثری است که از موران به چاپ رسیده.

نظریههای ادبیات و نقد کتاب درسی است. توضیحات مولف در دیباچه‌ این نکته را تأیید می‌کند. از سوی دیگر در ایران کتاب درسی مرتبط با موضوع، که در عین سادگی از جامعیت نسبی نیز بهره برد، اگر هم وجود داشته باشد، کم است. یکی از انگیزه‌های مترجم در ترجمه این کتاب، ایفای نقشی اگرچه اندک، در رفع این کاستی است.

نارسایی‌های کتاب از مترجم است. رفع این نابایستی‌ها نیز با اظهار نظرها و راهنمایی‌های دوستان صاحب‌نظر ممکن خواهد بود.

کتاب در زمان مولف هشت بار تجدید چاپ و در هر نوبت یافته‌های جدید بدان افزوده شده. موران مطالبی را که در طول این مدت اهمیت خود را از دست داده و یا از اهمیت‌شان کاسته شده، به تناسب پیراسته است. ترجمه فارسی از چاپ نهم کتاب انجام گرفته که یک سال پس از مرگ موران (1994) منتشر شده و دربرگیرنده‌ی تازه‌ترین دیدگاه‌ها و آخرین اصلاحات مولف است.

°

ترجمه‌ی کتاب را با پیشنهاد دوست فاضل، آقای دکتر غلام‌حسین فرنود آغاز و با راهنمایی‌ها و گره‌گشایی‌های مستمر ایشان به فرجام رسانده‌ام. از آقای فرنود به خاطر همراهی‌ها و بردباری‌های صمیمانه‌ای که داشتند، بسیار سپاسگزارم. همچنین سپاسگزارم از یاری‌های همسرم روح‌انگیز پورناصح در ترجمه‌ی عناوین کتاب‌های انگلیسی داخل متن.

بخش اول

 

  • فصل 1

نظریهی محاکات I

 

  • نخستین پاسخی که به پرسش «هنر چیست؟» داده شده (حداقل در غرب)، پاسخ گرایشی است که هنر را نوعی محاکات، تشبیه و یا تقلید می‌دانست. چیزی که در اثر هنری می‌بینیم، عبارت است از طبیعت، انسان و زندگی. هنرمند در اثر خود این چیز‌ها را برای ما باز‌می‌تاباند؛ گو این ‌که آینه‌‌ای گرفته باشد در برابر جهان. سقراط در دیالوگ دولت، اثر افلاطون، ضمن تلاش برای تفهیم کاری که نقاش انجام می‌دهد، خطاب به گلاکون می‌گوید: «اگر می‌خواهی آینه‌ای بردار و به هر طرف بگیر. در یک چشم بر هم زدن، خورشید و ستاره‌ها را، جهان را، خود را و تمام لوازم خانه،
    نباتات و جانوران را خواهی آفرید.»[1] بدین سان می‌خواهد
    نشان دهد که کار نقاش عبارت است از آینه گرفتن در برابر جهان. اندکی بعد توضیح می‌دهد که شاعر هم تفاوتی با نقاش ندارد:
    «آیا کار شاعر تراژدی‌نویس غیر از این است؟ آیا عمل او تشبیه نیست؟»[2]
  • نظریه‌ی هنر به مثابه‌ی محاکات، باوری است با پیشینه‌ی سده‌های بسیار، که تا روزگار ما دوام آورده است. مشبه‌به «آینه» که پیوسته از سوی مدافعان این دیدگاه مورد مراجعه قرار می‌گیرد، در حکم چراغی است که در پرتو آن اندیشه‌هایشان آشکارتر نموده می‌شود. لوکاس دو هیر در سده‌ی شانزده، ضمن ستایش از نقاشی‌های وان ایک می‌گوید: «این‌ها آینه‌اند؛ بلی، نقاشی نیستند؛ آینه‌اند».[3] لئوناردو داوینچی هم اشاره‌‌ای دارد به شباهت میان نقاشی و آینه:
  • اگر می‌خواهید بدانید که نقاشی شما به چیز‌هایی که از طبیعت به عنوان موضوع نقاشی برگزیده‌اید، شباهت دارد یا نه، آینه‌ای برگیرید و ضمن دقت در چگونگی انعکاس این چیز‌ها در آن، چیزی را که در آینه می‌بینید، با نقاشی خود مقایسه کنید.[4]
  • تشبیه اثر هنری به آینه، محدود به نقاشی نمی‌شود. همان گونه که سقراط می‌گوید، کار شاعر هم نوعی محاکات است. این سخن سیمونیدس، شاعر یونانی که می‌گوید: «نقاشی، شعر بی‌صدا و شعر، نقاشی سخن‌گوست»، بیانگر اندیشه‌ای است که در تاریخ نقد ادبی پیوسته با آن مواجه می‌شویم. تشبیه ادبیات به آینه را در قرن نوزده، دکتر جانسون به کار برده است. دکتر جانسون ضمن ستایش از شکسپیر، می‌گوید که او آینه‌ای در دست گرفته و زندگی را به درستی به خواننده منعکس می‌کند[5]. با نزدیک‌تر شدن به روزگار خود، نمونه‌های دیگری نیز می‌یابیم. استاندال در سرخ و سیاه، رمان را به آینه تشبیه می‌کند: «رمان آینه‌ای است که در طول مسیر همراهمان باشد.» (بخش 13). برای پلخانف مارکسیست «هنر و ادبیات آینه‌ی زندگی است».[6] در ترکیه هم اکرم رجائی‌زاده در مقدمه‌ی عشق ماشین، حکایت و رمان را «آینه‌ی عبرت» قلمداد می‌کند.
  • وجه مشترک همه‌ی این هنرمندان، منتقدین و متفکرین این است که مهم‌ترین ویژگی هنر را تقلید از طبیعت، انسان، زندگی و به طور خلاصه، واقعیت می‌دانند. اصرار مداوم بر کشف ارتباط میان هنر و واقعیت، نباید مایه‌ی تعجب باشد؛ چرا که در هر حال بین هنر و انسان، طبیعت و زندگی، پیوند تنگاتنگی وجود دارد. منتهی مساله این است که هنرمند چه نوع واقعیتی را انعکاس می‌دهد و واقعیت کدام است. پاسخ‌هایی که به این پرسش‌ها داده می‌شود، متفاوت است. واقعیت مورد تقلید برای نویسنده، متفکر و زیبا‌یی‌شناس، معانی گوناگونی دارد. به همین خاطر توضیح این آموزه از یک نظر وابسته به تبیین مفاهیمی است که بینش‌های مختلف برای واقعیت قایل هستند. به طور کلی تا می‌گوییم «تقلید واقعیت»، با سه دیدگاه اساسی مواجه می‌شویم. نخستینشان طرز فکری است که هنر را در انعکاس محسوسات، همان‌گونه که هستند (واقعیت سطحی)، می‌داند. دیدگاه دوم هنر را تقلید کل و یا ذات معرفی می‌کند و بالاخره سومی معتقد است که هنر باید ایده‌آل‌ها را بازتاباند. از نظر زمانی هم نظریه‌های برجسته‌ی محاکات را باید به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد. چون همه‌ی نظریه‌هایی که تا اواسط قرن هجده مطرح هستند، می‌توانند در امتداد یک سنت ثابت هم‌نشین شوند. این نظریه‌ها اغلب تفاسیر متنوع ارسطو را مد نظر دارند. از قرن نوزده به این سو، نظریه‌ی محاکات شکل تازه‌ای به خود می‌گیرد و حقیقتاً هم پس از جدایی از ارسطو، حرکت رو به جلو داشته است. اینک سه شکل اساسی نظریه‌ی محاکات را تا اواسط قرن هجده بررسی می‌کنیم.

هنر جهان محسوس را تقلید میکند

بر اساس این نظریه، هنرمند باید جهان محسوس، آن‌چه در این جهان وجود دارد و انسان را با حداکثر صداقت ممکن منعکس کند. به موجب این بینش ناتورالیستی، هنرمند زندگی یا بخشی از زندگی، یکی از جهات آن و یا سطحی از سطوح آن را همان گونه که هست، به ما عرضه می‌کند. اثر هنری کپیه‌ای است از یک واقعیت سطحی. این دریافت بسیط از تقلید، در یونان قدیم رواج داشت. همه‌ی ما با داستان‌هایی از این دست آشنا هستیم. زئوس که با نقاشی‌های خود در اواخر قرن پنجم پیش از میلاد شهرتی به هم زده بود، کودکی انگور به دست را چنان به تصویر کشیده بود و انگور‌ها چنان واقعی می‌نمودند که پرنده‌ها قصد خوردنشان را می‌کردند. همان زمان که زئوس را به واسطه‌ی این نقاشی می‌ستایند، با تاسف می‌گوید: «اگر در تصویر کودک موفق‌تر می‌بودم، پرنده‌ها از او می‌ترسیدند». از دیگر حکایت‌های معروف این که پار‌هاسیوس، هنرمند معاصر و در عین حال رقیب زئوس، با چنان مهارتی روی پرده نقاشی می‌کند که می‌تواند او را نسبت به واقعی بودن تصویر بفریبد.

  • اگر دیدگاه‌های افلاطون را از بسیاری جهات به عنوان یکی از نمایندگان این نظریه مورد بررسی قرار می‌دهیم، دقیقاً بدان جهت است که او می‌پندارد نقاشی و ادبیات به جای انعکاس ذات و ایده‌آل خود، دنیای بیرونی و محسوس را باز‌می‌تاباند.
  • افلاطون نخستین کسی است که با جدیت به مسائل مربوط به هنر پرداخته است. تئوری هنری او سیستم منسجمی ندارد. در هر حال یکی از دلایل این که در دیالوگ‌های ایون، ضیافت، دولت، فائیدروس، سوفیست، کراتیلوس و قوانین، گاه با افکار متناقضی درباره‌ی هنر مواجه می‌شویم، این است که عقاید افلاطون با گذشت زمان تغییر می‌یابد؛ اما فعلاً می‌خواهیم دیدگاه‌های او را در مورد ادبیات بررسی کنیم. بنابراین برخی مسائل بحث‌انگیز را که به پیوند میان موسیقی، پیکره‌سازی و معماری با زیبایی‌ها اشاره دارند، به یک سو می‌نهیم. وجه مشترک ما ادبیات است و علت این که در کتاب حاضر تئوری افلاطون را به عنوان نظریه‌‌ای که جهان مورد تقلید را جهان محسوسات می‌داند، بررسی می‌کنیم، نیز همین است. هر گاه همه‌ی زیبایی‌‌شناسی افلاطون موضوع بحثمان می‌بود، لازم می‌آمد که در مواردی به جدایی او از این نظریه تأکید کنیم. برای بررسی دیدگاه‌های افلاطون، قبل از هر چیز، به دو پرسش اساسی اشاره خواهیم کرد:
  • 1) جوهر ادبیات چیست؟
  • 2) تأثیر ادبیات کدام است؟
  • پیش از بررسی پاسخ‌های افلاطون به این پرسش‌ها، یادآوری پایه‌ای‌ترین ایده در فلسفه‌ی او ضروری می‌نماید. افلاطون بر خلاف سوفیست‌های نسبی‌گرا، آدمی بود سخت تشنه‌ی علم قطعی. سعی می‌کرد وجود واقعیتی پایدار، مستقل از انسان و کامل را ثابت کند. بدین سان در برابر دنیای پیوسته‌ متحول محسوسات، جهان نامتغیر مُثل را که تنها با اندیشه قابل درک باشد، باور داشت. همان گونه که می‌دانیم، واقعیت اصلی در فلسفه‌ی افلاطون متعلق به جهان مثل است. جهانی که با اندیشه قابل درک است، نه با حواس. دنیای مادی که ما آن را با حواس پنج‌گانه‌ی خود در‌می‌یابیم، با تمام درخت‌ها، دریا‌ها، انسا‌ن‌ها، حیوانات و خانه‌هایش، کپیه‌ای mimesis))‌ بیش نیست. هر یک از این‌ها مثالی دارند که همان واقعیت اصلی است. سخن گفتن از دانشی استوار و قطعی درباره‌ی جهان محسوسات که پیوسته در حال دگرگونی و شدن است، ممکن نیست. دانش واقعی، دانش پایدار مثل است و به همین خاطر فیلسوف، تنها دنیای مثل را که می‌تواند موضوع عقل باشد، به عنوان مورد شناخت بر‌می‌گزیند.
  • بخشی از این جهان محسوسات که تقلیدی بیش نیست (عناصر، حیوانات، نباتات، انسان‌ها و…) با خواست خدا و بخشی دیگر (بنا‌ها، ابزار و آلات، اشیاء و…) توسط انسان ایجاد شده است؛ اما چیز‌هایی وجود دارند که درجه‌ی واقعی‌ بودنشان فروتر از واقعیت کپیه‌ای است. آفریده‌های الهی منحصر به پدیده‌های طبیعی نیست؛ چرا که بازتاب این آثار هم وجود دارد؛ مثل انعکاس اشیاء در سطوح شفاف (مانند آب). افلاطون این بازتاب‌ها را eidola (خیال یا ایماژ) می‌نامد. درجه‌ی واقعیت eidolaها بسیار اندک است. اساساً دنیای محسوسات به دلیل این که کپیه‌‌ای است از مثل‌، یک پله از واقعیت فاصله دارد و چون eidolaها کپیه‌ای از اشیاء جهان مادی هستند، کپیه‌ی کپیه‌ی مثال‌ها محسوب می‌شوند.
  • در عالم هنر هم، نقاشی و شعر مانند eidolaها، بازتاب اشیاء و انسان‌های جهان محسوسات هستند. به همین دلیل افلاطون هنر را تقلید (mimesis) می‌داند.

 

  1. 1. Sabahattin Eyüboğlu,Ali Cimcoz,un Çevirisi, (596 d-e).
  2. 2. es, 597 d.
  3. 3. Rene Huyghe The Discovery of Art (1959). p.68.
  4. 4. Leonardo da Vinci, Literary Works by Jean Paul Richter. (London, 1883) I. no.529.
  5. 5. »Preface to Shakespeare«, Johnson on Shakespeare, ed. Walter Raleigh (Oxford),11.
  6. 6. Sanat ve Sosyalizm, Çeviren: Selim Mimoğlu. (Sosyal Yayınlar). 176.

 

توضیحات تکمیلی

وزن 600 g
ابعاد 21 x 14 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

99164

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-596-6

قطع

تعداد صفحه

407

سال چاپ

تعداد مجلد

موضوع

وزن

600

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “نظریه های ادبیات و نقد”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This