مجموعه اشعار نیما یوشیج

55,000تومان

نیما یوشیج

سیروس طاهباز

اين كتاب مجموعه ى كامل اشعار فارسى نيمايوشيج_ پدر شعر نو فارسی_ است، كه به يارى خداوند بزرگ در طول ساليان متمادى گردآورى، نسخه بردارى، تدوين و آماده شده است. شعرهاى فارسى به پيشنهاد روانشاد عاليه خانم جهانگير (يوشيج) و زنده ياد جلال آلاحمد و موافقت استاد بزرگ محمدمعين، وصىّ نيما، و لطف آقاى شراگيم يوشيج، به تدريج از سال 1340 به بعد تفكيك، نسخه بردارى و تدوين بدست آقای سیروس طاهباز منتشر شده

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج شاعر معاصر ایرانی و ملقب به پدر شعر نوی فارسی است. وی بنیانگذار شعر نو فارسی است. نیما یوشیج با مجموعه تأثیرگذار افسانه، که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به‌پا کرد…

توضیحات

گزیده ای از مجموعه ی اشعار کامل نیما یوشیج

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یک نفردر آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا تواناییّ بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،
در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!
آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛
یک نفر در آب می‌خواند شما را

در آغاز مجموعه اشعار نیما یوشیج می خواینم:

یادداشت زنده یاد دکتر محمد معین

هفتاد سال پیش کودکى در یوش مازندران دیده به جهان گشود که مقدر بود بعدها نیماى نیماور = (نامآور) گردد. نیما در طى زندگانى ادبى خود در داستاننویسى، نمایشنامه نویسى، نگارش مباحث ادبى به آزمایش پرداخته است، ولى آنچه که او را نامبردار ساخته جنبه شاعرى اوست.
در شعر نیز وى مراحل مختلف را طى کرده: سرودن اشعارى که شکل و قالب و مضمون آنها به سبک قدماست؛ سرودن اشعارى که شکل و قالب آنها به سبک پیشینیان است ولى مضمون آنها نو و بکر مىباشد و سرودن اشعار به سبکنو، از این سهنوع، آنچهکه شخصیت نیما رانشان مىدهد دسته اخیر است.
پس از درگذشت نیما بنا به وصیّت وى، کار تدوین و چاپ آثار فراوان و گرانقدرش با یارى همسر و فرزند و چند تن از یاران صمیم آن مرحوم با مراقبت نگارنده آغاز شد و نخستین شماره به عنوان «افسانه و رباعیات» از طرف سازمان چاپ کیهان طبع و منتشر گردید. و اینک دومین شماره به عنوان «ماخاولا» به همت و علاقه بىشائبه آقاى سیروس طاهباز و همراهى آقاى شراگیم، فرزند برومند نیما، از طرف «انتشارات شمس» منتشر مىگردد. امید است که هرچه زودتر در انتشار آثار دیگر نیما توفیق یابیم.
بهمن ماه 1344
محمد معین

یادداشت زنده یاد جلال آل احمد

… یک سال پس از مرگش، 1339، «افسانه و رباعیات» در یک جلد درآمد. در نشریات کیهان. به نظارت استادم محمد معین و داریوش و جنتى و آن «یکى دیگر»، «افسانه» را حتى آماده کرده بود (و این سومینبار بود که چاپ مىشد) و رباعیات را ما دو تن دیگر. و دکتر معین فقط سرپرستى مىکرد. و بعد هرکدام ما به علتى سرخوردیم. یکى به علت ولنگارى این دوست در فلان رنگیننامه و دیگرى به علت مشاغلى که داشت و سوّمى به وحشتى که از «قائمیانبازى» مىکرد ـ دکتر معین هم که همان کار «لغتنامه» کافى بود که از پا بیندازدش.
ناچار عالیه خانم به دست و پا افتاد. و چه شورى مىزد! تا یک روز جمع شدیم با «آزاد» و ساعدى و طاهباز که تعهد کنیم نشر الباقى آثار پیرمرد را و حال آن که هر کداممان یک سر و هزار سودا. تا عاقبت طاهباز داوطلب شد. و قرارمان براینکه عالیه خانم همه کارها را بسپارد به طاهباز تا به کمک خودش و شراگیم نظمى بدهند و دفترها و آن «یکى دیگر» هم دست طاهباز را بگذارد در دست دکتر معین، که اگر ما همت نداشتیم این دارد. و این کارها را کردیم. و طاهباز راه افتاد.
اول یک کتاب جیبى درآورد «برگزیده اشعار نیمایوشیج» دى ماه 1342 ـ با تصویرى که هانیبال الخاص از صورت پیرمرد کشیده بود بر روى جلد. بعد «ماخاولا» را درآورد. اسفند 1344. در انتشارات شمس تبریز. با طرح جلدى که بهمن محصص کشیده بود. و تا اینجا هم عالیه خانم حضور داشت و هم دکتر معین. سپس عالیه خانم نیز به دنبال پیرمرد رفت و دنیاى ما را حتى به آن اندازه نتوانست تحمل کند که مجموع آثار پیرمرد درآید. و از این پس کارها ماند به عهده طاهباز تنها که «شعرمن» را در «انتشارات جوانه»، پاییز 1345 منتشر کرد با تصویر ماسکى که ضیاءپور نقاش از صورت پیرمرد در زمان حیاتش برداشته بود. و کار طاهباز مىدانم که هنوز ادامه دارد.
20 بهمن 1346
جلال آلاحمد

اى نام تو بهترین سرآغاز
بىنام تو نـامه کى کنم باز
«نظامى»

یادداشت گردآورنده

این کتاب مجموعه ى کامل اشعار فارسى نیمایوشیج است، که به یارى خداوند بزرگ در طول سالیان متمادى به گردآورى، نسخهبردارى، تدوین و آماده کردنشان براى چاپ توفیق یافتم. شعرهاى فارسى به پیشنهاد روانشاد عالیه خانم جهانگیر (یوشیج) و زندهیاد جلال آلاحمد و موافقت استاد بزرگ محمدمعین، وصىّ نیما، و لطف آقاى شراگیم یوشیج، به تدریج از سال 1340 به بعد تفکیک، نسخه بردارى و تدوین کردم و بخشى از آنها را در طول این سالیان در مجموعه هاى جداگانه به ا ین شرح منتشر کردم :
ماخاولا (29 شعر، انتشارات دنیا، چاپ اول 1344)، شعر من (21 شعر، انتشارات جوانه، 1345)، ناقوس (12 شعر، انتشارات مروارید، 1345)، شهر شب و شهر صبح (11 شعر، انتشارات مروارید، 1346)، قلمانداز (21 شعر، انتشارات دنیا، 1349)، فریادهاى دیگر و عنکبوت رنگ (14 شعر، انتشارات جوانه، 1350)، آب در خوابگه مورچگان (540 رباعى، انتشارات امیرکبیر، 1351)، مانلى و خانهى سریویلى (دو منظومه، انتشارات امیرکبیر، 1352)، حکایت و خانوادهى سرباز (انتشارات امیرکبیر، 1353)، و افسانه (با نقاشىهاى بهمن دادخواه، کانون پرورش فکرى کودکان و نوجوانان، 1357).
در سال 1364 به نشر مجموعهى نسبتآ کاملى از شعرهاى فارسى نیمایوشیج توفیق یافتم که با نام «مجموعهى آثار نیمایوشیج، دفتر اول، شعر»

در 722 صفحه توسط «نشر ناشر» به چاپ رسید. با آنکه خوشحال بودم پس از گذشت 24 سال از آغاز کار، سرانجام شعرهاى کسى که شعر امروز ایران با نام او آغاز مىشود پس از گذشت 26 سال از خاموشى او، یکجا، توسط من به چاپ مىرسد اما عمیقآ متأسف بودم که به دلیل شتاب ناشر، غلطهاى چاپى بسیارى در آن راه یافته بود و افتادگىهایى داشت که درک درست شعر را براى جوانان و ناآشنایان به شعر نیما ناممکن مىساخت، حتى نیمى از شعر «قو» در ص 130 و نیم دیگر آن در ص 126 به چاپ رسیده بود و پایانش در ص 131!
اما چاپ «مجموعهى آثار نیمایوشیج، دفتر اول، شعر» با همه کاستىها و غلطهایش، علاوه بر استقبال شعردوستان، مقبول اهل نظر هم افتاد. نخست از رهرو صدیق طریقت نیمایى شادروان مهدى اخوان ثالث (م. امید) یاد مىکنم که در این مورد، این بنده را مشمول عنایات خاصهى خویش کرد. تذکارى هم فرمود که مىتوانستم بعضى شعرها، از جمله پنج غزل، را اصلا نیاورم که چون عرض کردم: بنابراین داشتم که هرچه را از آن یکتامردِ عرصهى شعر و هنر مىتوانم خواند، بیاورم؛ موافقت و تحسین فرمودند و شعر کوتاهى از نیما را با عنوان «عقوبت» که در آن کتاب نیامده بود، مرحمت فرمودند که به این چاپ افزوده شد. با وجود این در امتثال امر آن شاعر بىمانند در این چاپ آن پنج غزل و بعضى قطعات دیگر را به بخش پایانى کتاب منتقل کردم.
مایهى دلگرمى دیگر نامهى محبتآمیز دکتر حسن هنرمندى از پاریس بود که راهنمایىهایى هم دربر داشت، از جمله اشاره به یک نامهى منظومِ در گوشهاى چاپ شده که آن را هم در این چاپ آوردم.
آقاى هوشنگ گلشیرى هم مقالهاى در مجلهى «مفید» دربارهى این کتاب نوشتند که براى رفع پارهاى از اشکالات احتمالى وزنى مىباید به آقاى مهدى اخوان ثالث مراجعه مىکرده باشم. در پاسخ به این اشکال ایشان باید با اکراه ذکر کنم که در طول آن بیست و چهار سالى که بر سر این کار گذاشتم همواره وصیتنامهى آن بزرگوار را که در این کتاب هم آمده است پیشرو داشتهام و به آن عمل کردهام و ترجیح دادهام واژه یا واژههایى را نیابم و یا درست نخوانم اما مطابق با دستور صریح آن وصیت پرمعنا عمل کنم.
* * *

اما چاپ «مجموعهى کامل اشعار فارسى نیمایوشیج»، مؤسسه انتشارات نگاه، چاپ اول 1370، گرچه به نسبت مجموعههاى دیگر امتیازات فراوان دارد، از جمله شامل بودن به تمامى اشعار نیما، اما بهرغم کوشش مدیر آگاه و دلسوز آن، خالى از غلطهاى چاپى نیست که البته گناه آن به گردن راقم این سطور است. غلطهاى مهم آن در چاپ حاضر اصلاح شده است.
با این توضیح، سخن را به پایان مىبرم که در دستنوشتههاى نیما پارهاى از واژهها به دلیل پارگى یا فرسودگى کاغذ، قابل خواندن نبود که با نشانهى…* مشخص شده است و همچنین در پارهاى از شعرها، سطر یا سطورى دچار این آسیب بود که با علامت ……….* مشخص شده است.
نسخهى نهایى و پاکنویس شدهى شعر بلند «قلعهى سقریم» در سال 1338 مفقود شده است و این شعر از روى دستنوشتهى ماقبل نهایى نسخهبردارى شده است. و دیگر اینکه شعرهاى این کتاب، به جز رباعیات و پارهاى از قطعات آخر کتاب، به ترتیب تاریخ سروده شدن آنها آمده است.
شهریور ماه 1375
سیروس طاهباز

توضیحات تکمیلی

وزن 500 g
ابعاد 18.5 x 14.5 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94042

نوبت چاپ

شابک

978-964-617-402-36

قطع

تعداد صفحه

902

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

500

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مجموعه اشعار نیما یوشیج”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This