مجموعه اشعار نسرین جافری

30,000تومان

نسرین جافری

به کوشش: فریدون شهبازیان

 

شاعر اجتماعى كسى است كه رشته روابط عميق اجتماعى را مى‌بيند، و مغز حوادث را مى‌گيرد، و خطوط اساسى سير اجتماعى را تعقيب مى‌كند، شاعرى كه با روح رابطه‌هاى اجتماعى كارى نداشته باشد، به‌ناچار درباره عشق‌هاى فردى و چيزهاى سطحى شعر خواهد گفت، و چون رابطه عميق با پيرامونش ندارد، دير يا زود متوقّف شده و به انحطاط خواهد گرائيد.

 

توضیحات

در آغاز کتاب مجموعه اشعار نسرین جافری، می‌خوانیم:

 

فهرست

زخم سایه و بید

سخن شاعر             15

  1. تکیه بر دار 17
  2. از سنگ، از صدا 19
  3. … 20
  4. بوى گمشده خورشید 23
  5. به فکر آن چراغم هنوز 25
  6. بوى خیس ستارگان 27
  7. زخم بید و سایه 29
  8. سخن بگو مادر 35
  9. آگاهى تلخ گیاه 37
  10. آن سوى سیم‌هاى خاردار 39
  11. سکوت 40
  12. خواب کبود نیلوفر 42
  13. به کجا مى‌روم؟ 43
  14. آن سوى زمان 46
  15. سیرم از این شب 48
  16. .. 49
  17. باران درگرفته است 51
  18. چه دور و چه روشنى تو! 54
  19. شهروند بى‌شهر 59
  20. بوى گندم 62
  21. … 66
  22. ماهور 68
  23. ایستگاه بهار 70
  24. یاد 74
  25. مرا با خون رصد کن 76
  26. طلوع خاکستر 80
  27. وداع 82
  28. … 84
  29. قربانى 85
  30. کلید 86
  31. … 90
  32. شکفته بر سنگفرش کوچه‌ها 91
  33. اندیشه باروت 95
  34. خواب دنباله‌دار 97
  35. نشان از یک ستاره 99
  36. … 101
  37. بى‌چهره 103
  38. اسیر 105
  39. گفتند بهار است 108
  40. انتظار 110
  41. پدر 114

 

رملِ هندسى آفتابگردان

اشاره‌اى کوتاه به شعرى دیگر    121

  1. مرا باد 3 13
  2. زمان بر آه مى‌چکد 4 13
  3. آه / باران 5 13
  4. با زِرهى که بر تن واژه‌گانت مى‌کنم 6 13
  5. تو را رها کرده‌ام 9 13
  6. براى تو فصلى آورده‌ام 41 1
  7. عبور که مى‌کند در ماه 3 14
  8. راه را 5 14
  9. تو قرینه جهان بودى 7 14
  10. تشریحِ آن ستاره 9 14
  11. از طبل پوستم برمى‌خیزم 50 1
  12. نیلوفرِ سماع مى‌روید 2 15
  13. بادهاى بى‌علف چرخیدند 3 15
  14. من راهى بودم در اعماق غبار 4 15
  15. ایستگاه‌ها خیلى دورند 6 15
  16. جوهر گندم را به آسیاب‌هاى نورى مى‌برند 7 15
  17. با روحِ سیالِ سیبى کال 61 1
  18. حواسم که در سؤال تنت مى‌نشیند 3 16
  19. نارنجى خیس 7 16
  20. کلید شعرم را به اعتبارِ تو زیر سر نهادم 70 1
  21. ناقوسى مَحو با بتى زرد 3 17
  22. در آسمان کوچکِ یک شکوفه 5 17
  23. خیلى وقت است که سیگارى روشن کرده‌ام 6 17
  24. دیرهنگام است عزیزم 7 17
  25. صفحه‌اى باز مى‌شود 9 17
  26. بر بومِ آیه‌هاى بى‌واژه 81 1
  27. سراسرِ قلبم در تو پراکنده است 2 18
  28. ذراتِ تنم سوخت تمامِ عالم بود 3 18
  29. با ته‌رنگِ خورشیدى مات 5 18
  30. خمیده‌ام کنارِ ایستگاه‌هاى تمامِ جهان 7 18
  31. پرستوهایى / بى‌واسطه   8 18
  32. با جیرجیرکى 9 18
  33. پرنده‌هاى جنوب 90 1
  34. طبق اصول 91 1
  35. نه نا مى‌داشتم 2 19
  36. شهرى تاریک 4 19
  37. تو را با پرندگان سرودم 5 19
  38. چقدر مگر رفته بودى 6 19
  39. شبِ غلتان با خاکسترِ روشنِ یاس‌ها 8 19
  40. چه دشوار است 9 19
  41. با هر لحظه 201
  42. بى‌مرز / بى‌شب 2 20
  43. مثل کلامى در آخرِ هر فصل 4 20
  44. محبوب من، 6 20

 

نیمى از مرا کشتهاند

سخن شاعر             11 2

  1. در طلوع اثیرىِ این لیموها 3 21
  2. با آن نجواى سپید شمالى 14 2
  3. با تابشِ الکلىِ دورترین هجاها 6 21
  4. مى‌ترسم از خودم 8 21
  5. هر آنچه آفریده بودم 20 2
  6. هنگامى که سى ساله بودم 21 2
  7. مثل ابدیت ساده بود 3 22
  8. آه / وقتى آن پرنده بخواند 5 22
  9. با لکنت بنفشِ این رنگ 6 22
  10. مى‌لرزند کلمات 8 22
  11. گاهى شعاعى سبز از ته فکرم عبور مى‌کند 4 23
  12. با ویروسِ یک لحظه 5 23
  13. عصر بود 8 23
  14. کافى است با تو سخن بگویم 40 2
  15. پرنده روى طنابِ ذهنش نشسته 3 24
  16. یک طرف صورتت سبز است 6 24
  17. باید پیش از میلاد آن ستاره 8 24
  18. چه روشن است دستانم 9 24

 

به سمت هرگز به سوى هیچ

  1. چقدر تاریکم 3 25
  2. نمى‌دانم کجا بودم 6 25
  3. باز مى‌تابى 8 25
  4. به چیزى اضافه‌ام نکن 2 26
  5. یک مثلث باران 4 26
  6. به او گفتم : 6 26
  7. چه آسان گذشتى 7 26
  8. چه‌قدر باران 9 26
  9. چه‌قدر فیگور 71 2
  10. یک کُد 2 27
  11. در حافظه تاریکِ این جهان 3 27
  12. نگو که نیستم 4 27
  13. پُشتِ جهان یک جوانه ایستاده بود 5 27
  14. از همه سایه‌روشن‌هاى خود گذشت 6 27
  15. چه شکست‌خورده‌ام 7 27
  16. درونِ آهکِ تنم 8 27
  17. صدایم نکن 9 27
  18. تند نمى‌نویسمت 80 2
  19. این سایه سنگینم مى‌کند 2 28

 

بوتهزارى در قلبِ مکانى تاریک

سخن شاعر             7 28

  1. پرنده ساده بود 9 28
  2. وقتى با هفت سرنشین شاتل 90 2
  3. مرا بردار از خودم! 2 29
  4. با “CD” اکسیژن 4 29
  5. وقتى که تو 5 29
  6. این خداى کودکانه 7 29
  7. کابین‌هاى این ترن چقدر خالى است 9 29
  8. بسکه خسته‌ام 300
  9. بدون عالم و زمان 2 30
  10. اکنون / مثلِ یک «ابژه که سخن مى‌گوید» 3 30
  11. این بادام جنوبى 4 30
  12. اى کاش «مایاکوفسکى» 5 30
  13. وقتى که تو 6 30
  14. پشتِ لنزِ شب 7 30
  15. رایش بر لبه پرتگاه 8 30
  16. تو چیزى گفتى 9 30
  17. «مارکى مقدس» 11 3
  18. باران بود و شب 3 31
  19. وقتى که روى موج منفى یک رویش 4 31
  20. مرزِ میانِ تقدس و شرک 5 31
  21. دیپلماتِ کوبیست 7 31
  22. ترنى که از مکانِ کافکایى 9 31
  23. این کامپیوتر خاموش 21 3

 

همیشه در جنوب

سخن شاعر             5 32

  1. «نبرد در تونل …» 7 32
  2. چه خوابِ سبزى از جنوبِ جانِ 8 32
  3. اکنون «ساعتِ صفر» است 9 32
  4. تنِ خورشیدیم نانِ مقدسِ اجرا مى‌بود 30 3
  5. تو پرسوناژِ منى 31 3
  6. ابهام محض 2 33
  7. بى‌سیمِ یاس‌ها صامت شده بود 3 33
  8. دیدى چقدر نوشتم و خط زدم 4 33
  9. دست از سرم بردار 5 33
  10. چرا در نماى بسته این فیلم 6 33
  11. بدجورى بازى مى‌کنى رفیق 7 33
  12. خارج از کادر : 8 33
  13. دیدى چقدر نوشتم و خط زدم 40 3
  14. با این کشیشِ اخلاق 41 3
  15. در شبى نارنجى 2 34
  16. خاموش مى‌شود 3 34
  17. چکار مى‌کنى اَبله! 4 34
  18. سوژه که دنبالِ خودش مى‌گشت 5 34
  19. امپراتورِ توریست 6 34
  20. باختِ آخر 7 34
  21. یک هستىِ تازه 8 34
  22. ارجاع یک نام 9 34
  23. زن آبستره بود 50 3
  24. به چه فکر مى‌کنى عزیزم! 3 35
  25. دیپلمات کوبیست 4 35
  26. مى‌رقصند سایه‌ها 5 35

 

نمایه الفبایى سطر اول شعرها      357


 1

تکیه بر دار

 

 

میان دو قطبحریق مى‌بافم

گرانى تو!

بهار آبى پرنده و پوستر!

زبان زخمى من تیر مى‌کشد

باران جنوبى من!

تو از قامت نماز شکسته قبیله‌ام

بالا رفته‌اى

و من در شط سایه‌ات

خود را دار مى‌زنم.

خیالت به بازویم تکیه داده است

بیا و به این دار

و این سر تکیه کن.

تو به رنگ زیتونى

غریب من!

بر ساحل شرجى چهره‌ام

پارو بزن.

 

 

 

 


 2

از سنگ، از صدا

 

 

در خواب و رازتکیه مى‌دهم بر عصب باد

و هجاى حنجره‌ام را

بر سیم‌هاى افق مى‌آویزم.

با دردى کهنه

ادامه مى‌دهم

در موج و باد

مى‌گذرم از سنگ

از صدا

و در هاله‌اى مسموم

پوست خسته‌ام را مى‌تکانم.

 

 


 

 3

 

        به شاعرترین شاعر روزگار

احمد شاملو

 

 

 

شب است و تردید      شب است و گرداب

آه

چه سردم

کلون درها را انداخته‌اند

و پرندگان در آسمان قفل کرده‌اند.

زمزمه روشن!

تو برگ عبورى.

Ê

 

با تاجى از خاکستر

روى غرور منقبض شهر

قدم مى‌نهیم

و به میزان تنظیم بمب‌ها

بر مدار معکوس مى‌چرخم.

مثل خواب عریانم

اى لحظه تسکین

همه جهان رنگ است.

 

Ê

 

سایه‌هاى زخمى

راز صنوبر و قطب است

خورشید منکثر بر یشم جنگل!

نامت رهایى است

و صدایت

طعم جوانه گندم مى‌دهد.

 

Ê

 

ریشه‌ام

روى دست بایر خاک

عصاى سلیمان است

اى لحظه تسکین

دانه‌ام ده از باران.

 

Ê

 

باران

روى شانه صلح

ستاره مى‌دوزند

پلک زمان مى‌پرد

و چلچله‌ها

در بعدى دیگر مى‌خوانند.

 

Ê

 

عطش آب

در عبور تو مى‌شکند

و نسیم عطسه مى‌کند

چترها را باید گشود.

 

 

 


 

 4

بوى گمشده خورشید

 

 

پیچیده بر قامتش  پیچیده بر دستش

آهنگى از کهکشان.

 

رنجیده بود خاطرش

جز سکوت هیچ نگفت.

 

پژمرده بود نگاهش

جز پائیز هیچ ندید.

 

اى بوى گمشده خورشید!

خانه کجاست؟

 

Ê

 

گوشه آسمان را تا مى‌کنم

و مى‌بارم در خود.

دستم را بگیر مادر!

تا نیفتم

از بام قصه‌اى که تو شدى.

 

 

توضیحات تکمیلی

وزن 550 g
ابعاد 21 x 14 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

9992

نوبت چاپ

شابک

978-600-376-140-7

قطع

تعداد صفحه

366

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

550

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “مجموعه اشعار نسرین جافری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This