کانت و فلسفه معاصر

28,000تومان

لوسين گلدمن

ترجمه پرويز بابايى

لوسين گلدمن به سال 1913 در بخارست پايتخت رومانى متولد شد. او حقوق را در دانشگاه بخارست و فلسفه را در وين پيش از عزيمت به پاريس در 1934 گذراند. وى كه در زادگاه خود با انديشه ماركسيستى آشنا شده بود در وين با شركت در كلاس‌هاى درس ماكس آدلر ماركسيست اتريشى، و مطالعه آثار ماركس و لوكاچ پيوند خود را با اين انديشه عميق‌تر ساخت. گلدمن تحصيلات فلسفى خود را در سوربن ادامه داد. در 1942، جنگ وى را ناگزير به ترك پاريس و عزيمت به سويس كرد. در سويس براى دومين بار در يكى از اردوگاه‌هاى پناهندگان زندانى شد و با وساطت دانشمند مشهور ژان‌پياژه آزاد شد. وى دو سال با ژان پياژه در ژنو همكارى داشت و در اين دوران كتاب حاضر را كه تز دكتراى او در فلسفه بود نخست به زبان آلمانى با عنوان انسان، اجتماع و جهان در فلسفه امانوئل كانت نوشت .

توضیحات

گزیده ای از کتاب کانت و فلسفه معاصر

هدف این اثر فراهم ساختن درآمدی بر فلسفه کانت است، نه شرح مفصل و جزء به جزء آن. به ویژه مایلم به آن نکاتی تاکید کنم که به عقیدۀ من، مغفول مانده یا بر اثر تعبیرات نوکانتی تحریف شده است.

در آغاز کتاب کانت و فلسفه معاصر؛ می خوانیم

گنجانیده‌ها

سپاسگزارى و قدردانى مترجم    7

درباره مؤلف و آثار وى            9

یادداشت مترجم انگلیسى          11

پیشگفتار به چاپ فرانسوى  1967          13

پیشگفتار به ویراست اصلى (آلمانى)  1945             19

درآمد        21

بخش یکم

فصل نخست. فلسفه کلاسیک و بورژوازى غربى        33

فصل دوم. مقوله کلیت در تفکر کانت و…    57

فصل سوم. دوره پیش‌انتقادى      67

بخش دوم

فصل نخست. فلسفه انتقادى و مسائل آن    119

فصل دوم. من چه مى‌توانم بدانم؟             159

فصل سوم. من چه باید بکنم؟     209

فصل چهارم. من به چه چیز امیدوار باشم؟              223

اکنون ـ زیبایى         226

جاودانگى ـ خدا، نامیرایى      239

آینده ـ تاریخ           255

نتیجه. انسان چیست؟              279

نمایه          287

سپاسگزارى و قدردانى

در ترجمه و انتشار این کتاب مدیون دوستان عزیزى هستم که یادآورى نام آنان برایم شادى‌بخش است. نخست باید از زنده‌یادان محمدرضا سوداگر ـ تحلیل‌گر و مترجم نظریه‌هاى اقتصادى و سیاسى و محمدجعفر پوینده مترجم فرهیخته و سخت‌کوش یاد کنم. دوست دیرینم سوداگر سال‌ها پیش نسخه انگلیسى کتاب را در بازگشت از سفر انگلستان برایم به ارمغان آورد و ترجمه آن را به من توصیه کرد. تصمیم به ترجمه آن داشتم که دوست دیگرم پوینده در دوران همکارى‌مان با مجله آدینه به من خبر داد که او نیز کتاب را در دست ترجمه دارد و حتا فصل اول آن را در مجموعه‌اى براى معرفى گلدمن انتشار داد. افسوس که عمر پربارش به دست کوردلان ناتمام ماند و به آرزوى خود، از جمله ترجمه این کتاب کامیاب نگشت. به انجام رساندن آرزوى او انگیزه‌اى براى من شد که درنگ را جایز ندانم و به تصمیم خود براى ترجمه آن بازگردم؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

سپس باید از محبت‌ها و زحمات دوستان دیگر سپاسگزارى کنم به‌ویژه از عباس مخبر ـ مترجم نامدار ـ که با لطف و مهربانى صفحاتى از بخش دوم ترجمه را خواند و اصلاحات ارزشمندى را پیشنهاد کرد. و نیز از دوست و همکارم در مؤسسه انتشارات نگاه ـ اصغر مهدى‌زادگان که ترجمه این کتاب را مصرّانه تشویق و انتشار آن را به مؤسسه توصیه کرد. وى تمامى متن ترجمه را خواند و تذکرات مفیدى را یادآور شد. ضمنآ بر ذمه خود مى‌دانم که سپاسگزارى خود را از بهره‌هاى فراوانى که از آثار مترجمان و شارحان برجسته کانت در زبان فارسى دکتر میر شمس‌الدین ادیب سلطانى، دکتر غلامعلى حدّاد عادل، دکتر شرف‌الدین خراسانى، دکتر عبدالکریم رشیدیان، زنده‌یاد دکتر حمید عنایت، دکتر عزت‌الله فولادوند، دکتر میر سید عبدالحسین نقیب‌زاده گرفته‌ام و نیز از تشویق‌ها و راهنمایى دوستان عزیزم میر حسین سرشار و محمد گودرزى  که همواره مددکار من بوده‌اند اعلام دارم. نمى‌توانم این چند جمله را به پایان آورم و از زحمات حروف‌نگاران شایسته مؤسسه انتشارات نگاه ـافسانه یونانى و سیما اکرم‌زاده ـ سپاسگزارى خود را ابراز نکنم.

          پ. ب. بهمن‌ماه  1380

درباره مؤلف و آثار وى

لوسین گلدمن به سال 1913 در بخارست پایتخت رومانى متولد شد. او حقوق را در دانشگاه بخارست و فلسفه را در وین پیش از عزیمت به پاریس در 1934 گذراند. وى که در زادگاه خود با اندیشه مارکسیستى آشنا شده بود در وین با شرکت در کلاس‌هاى درس ماکس آدلر مارکسیست اتریشى، و مطالعه آثار مارکس و لوکاچ پیوند خود را با این اندیشه عمیق‌تر ساخت. گلدمن تحصیلات فلسفى خود را در سوربن ادامه داد. در 1942، جنگ وى را ناگزیر به ترک پاریس و عزیمت به سویس کرد. در سویس براى دومین بار در یکى از اردوگاه‌هاى پناهندگان زندانى شد و با وساطت دانشمند مشهور ژان‌پیاژه آزاد شد. وى دو سال با ژان پیاژه در ژنو همکارى داشت و در این دوران کتاب حاضر را که تز دکتراى او در فلسفه بود نخست به زبان آلمانى با عنوان انسان، اجتماع و جهان در فلسفه امانوئل کانت نوشت[1] . سپس به پاریس بازگشت و در 1958 به سمت مدیریت گروه پژوهشى در اکول‌پراتی

(دانشسراى عالى پاریس) منصوب شد. بجز کانت و فلسفه معاصر، آثار عمده وى بدین قرارند: علوم انسانى و فلسفه، پژوهش‌هاى دیالکتیکى (1959). لوسین گلدمن در اکتبر 1970 در پاریس درگذشت.

کتاب حاضر یکى از معدود پژوهش‌هایى است که فلسفه کانت را به‌طور کلى مورد بررسى قرار مى‌دهد. لوسین گلدمن رابطه میان ادوار انتقادى و پیش‌انتقادى را در تحول اندیشه کانت مطالعه مى‌کند و بر این باور است که غفلت گسترده دوره پیش‌انتقادى، فهم شایسته دوره انتقادى را زایل نموده است.

گلدمن ایده‌هاى کانت را در بافت اجتماعى و تاریخى‌شان قرار مى‌دهد. در این اثر بود که گلدمن پایه کاربرد مضمون «نگرش تراژیک» را گذاشت که به پژوهش درخشان وى درباره پاسکال و راسین، یعنى خداى پنهان گسترش یافت.

گلدمن هفت سال کار پیوسته را به تألیف این اثر اختصاص داد. این کتاب در واقع ادامه بررسى پیشین او درباره کانت و تحلیلى مارکسیستى از ادبیات و فلسفه در فرانسه است. نتیجه کار او به عنوان نمونه کاربست مارکسیسم اصیل زبانزد همگان گشت و کسانى چون ژان پل سارتر در نقد عقل دیالکتیکى به ستایشِ آن برخاستند. گلدمن اصرار دارد که فلسفه دینِ کانت، فلسفه تاریخِ نقابدارى بود که توانست به آسانى از تزیینات کلامى‌اش رها گردد. گلدمن نگرش کلیت کانت را با جهان‌نگرى اساسآ متفاوت تجربه‌گرایى و خردگرایى فرانسوى مقایسه مى‌کند و سرشت کمک ویژه و قطعى کانت را در گسترش فلسفه اروپایى به اثبات مى‌رساند. با انجام این کار، او نشان مى‌دهد که چرا هگل، مارکس و لوکاچ به تفکّر کانت چونان مکملِ فلسفىِ انقلاب فرانسه مى‌نگریستند. به باور مارکوزه این کانت بود که گلدمن را به سوى مارکسیسم کشاند و نه هگل.

یادداشت مترجم انگلیسى: ارجاعات به آثار کانت نخست برپایه ویراست آکادمى پروس، با شماره جلد و صفحه و سپس در صورت لزوم برپایه ترجمه انگلیسى به شرح زیر صورت گرفته است :

سنجش داورى زیباحسیک  Aesthe.J

ترجمه جى.سى.مره‌دیث، چاپ کلارندون، 1911.

سنجش‌خرد عملى و نوشته‌هاى دیگر در فلسفه‌اخلاق Ethics

ترجمه ل.دبلیوبک، شیکاگو 1949.

قانون اخلاق : بنیادهاى مابعدالطبیعه اخلاق Groundwork

ترجمه اچ.جى.پاتون، هاچینسون، ویراست سوم، 1956.

عناصر مابعدالطبیعه عدالت           Metaph.I

ترجمه جى. لاد، بابز ـ مریل، 1965.

آیین فضیلت        Metaph.II

ترجمه ام.جى.گریگور، هارپر تورچ بوکز، 1964 (دو کتاب یاد شده دو بخش مابعدالطبیعه اخلاق را تشکیل مى‌دهند.

کانت، مکاتبات فلسفى       Phil.Corr

99ـ1759، ترجمه آ.زویگ، چاپخانه دانشگاه شیکاگو، 1967.

نوشته‌هاى سیاسى کانت    Polit

ترجمه اچ.بى.نیس‌بت چاپخانه دانشگاه کمبریج، 1970.

سنجش خرد عملى            Prac.R

ترجمه ل.دبلیو.بک، بابز ـ مریل، 1956.

گزیده نوشته‌هاى پیش‌انتقادى        Pre-Crit

ترجمه جى.بى.کرفرد و دى.اى.والفورد، چاپخانه دانشگاه منچستر، 1968.

تمهیدات به هر مابعدالطبیعه آینده که خواهد توانست Proleg

خود را چونان علم معرفى کند

ترجمه پى.جى.لوکاس، چاپخانه دانشگاه منچستر، 1953.

سنجش خرد ناب  Pure R

ترجمه ن.ک.اسمیث، مک‌میلان ویراست دوم 1933.

دین در محدوده تنها عقل  Religion

ترجمه تى.ام.گرین و اچ.اچ هودسن، هارپر تورچ بوکز، 1960.

سنجش داورى غایت‌شناختى          Tel.J

ترجمه جى.سى.مره‌دیث، چاپخانه دانشگاه اکسفورد، 1928.

افزون بر این، ارجاعات به سنجش خرد ناب با شماره صفحه ویراست اصلى، به روش معمول داده شده‌اند. مثلا :

III, 589; Pure R, 488; B 600.

دلالت مى‌کند بر جلد 3 ص 385، از ویراست آکادمى پروس

یا صفحه 488 ترجمه کِمپ اسمیت سنجش خرد ناب، مطابق با صفحه 600 ویراست 1787.

پیشگفتار

به چاپ فرانسوى  1967

این کتاب نخستین اثر من بود. با آن من پژوهشى را آغاز کردم که در آثار دیگرم آن را پى گرفتم تا آنجا که به پیدایى تدریجى روشى تازه براى درک و تبیین آفرینش فرهنگى انجامید. هنگامى که من در این اثر مبانىِ این گونه پژوهشِ جامعه‌شناختى را طرح مى‌کردم، البته به تحول آتى کارم آگاهى نداشتم. در آن زمان قصد اصلى من نوشتن تاریخ تفکّر دیالکتیکى بود که خود بخش مکمل آن تفکر را تشکیل مى‌داد.

هگل و مارکس به ما آموخته‌اند که مسأله تاریخ، تاریخ مسأله‌هاست، و نیز، توصیف معتبر  هر امر انسانى بدون تشریح سیر تکوینى آن محال است. این بدین معناست که باید ضمن ملحوظ داشتن تحول ایده‌ها، تحول شیوه‌اى را هم که انسان‌ها در شناخت پدیده‌هاى مورد مطالعه به‌کار مى‌گیرند در نظر گرفت چرا که این تحول عامل مهمى در سیر تکوین پدیده‌ها به‌شمار مى‌رود. البته، عکس آن نیز صادق است: تاریخ مسائل مسأله تاریخ است و تاریخ اندیشه‌ها تنها در صورتى مثبت تواند بود که رابطه تنگاتنگى با تاریخ زندگى اقتصادى، اجتماعى و سیاسى انسان‌ها داشته باشد. سرانجام مارکس در قطعه مشهورى در اشاره به
داروین، که عمیقآ مورد تحسین او بود (و به‌علاوه، خواسته بود کاپیتال را به او تقدیم کند)، یکى دیگر از اصول روش‌شناختى علوم انسانى را عبارت‌بندى کرد مبنى بر اینکه کالبدشناسى انسان کلید کالبدشناسى میمون است.

بدین ملاحظات بود که من در آرزوى ایجاد یک دستگاه فلسفه دیالکتیکى، از تاریخ آن آغاز کردم و در تخصیص نخستین مطالعه‌ام به فلسفه کانت، تأکید اصلى را بر نکاتى از فلسفه او گذاشتم که به سمت تحولات بعدى، به‌ویژه به دیالکتیک هگلى پیش مى‌رفت.

با وجودِ این تأکید خاص، تصور مى‌کنم در گزینش و دریافت یک رشته از وجوه اساسى تفکّر کانت، به ویژه اهمیت دوره پیش‌انتقادى، وحدت تکامل آن تفکّر، و جایگاه بنیادى مفهوم کلیت[2]  در خود فلسفه

انتقادى توفیق یافتم. با انجام این کار، من تصویر کاملا تازه‌اى از فلسفه کانت ترسیم کردم که به من اجازه مى‌داد ماهیت و منشأ تحریف‌هاى نوکانتى را در آن روشن سازم.

اما در حالى که مفهوم کلیت در این اثر مفهوم اصلى را تشکیل مى‌دهد، مفهوم دیالکتیکىِ به ویژه مهمِ دیگرى متأسفانه مغفول مانده است: مفهوم یگانگى ذهن و عین، که در تدوین آن، فلسفه کانت گام بلندى برداشته است. این نکته را با استفاده از عبارت خود کانت انقلاب کوپرنیکى اصطلاح کرده‌اند. اما در اینجا نیز من تصور مى‌کنم که معنا و اهمیت آن انقلاب تنها از دیدگاه‌هاى هگلى و مارکسیستى به‌درستى دریافت تواند شد.

انقلاب کوپرنیکى کانت متضمن سه مفهوم است که تحول بعدى آنها
در تفکّر فلسفى و علمى بسیار ثمربخش بوده است و البته تنها در پرتو همین تحول ارزیابى و درک تواند شد. این سه مفهوم عبارتند از :

  1. تقابل میان شکل عام و محتواى خاص. این نقش مهمى را در پرداخت تحلیل مارکسیستى انسان در جامعه لیبرال و (بر محورآن) تمایز میان دموکراسى صورى و قشربندى واقعى، میان برابرى صورى و نابرابرى واقعى و جز آنها ایفا کرده است، تحولى که در نظریه شىءوارگى به اوج مى‌رسد. این وجه از تحلیل کانتى در اثر حاضر تا اندازه‌اى مورد بررسى قرار گرفته است.
  2. تمایز میان دو گونه شناخت؛ یکى مبتنى بر تجربه و یکى مبتنى بر داورى‌هاى تألیفى پیشینى[3] (که به خلاف ادعاى پوزیتیویست‌ها،

سرشت تحلیلى و همانگویانه ندارند). به نظر کانت، این تمایز محکم و عام است و براى تمامى دانش‌هاى انسانى معتبر است. برخى از متفکّران بعدى، کوشیده‌اند این تمایز را برمبناى واقعیت تجربى و موقعیت انسان در رابطه با عالم کائنات[4]  استوار سازند. در این زمینه مى‌توان از دو

کوشش مهم معرفت‌شناسىِ جامعه‌شناختى دورکهم و معرفت‌شناختى تکوینى ژان‌پیاژه نام برد. اما دیدگاه‌هاى دورکهم و به‌ویژه پیاژه هر قدر از صلابت تحلیل تراگذرنده[5]  متفاوت باشند، با این همه مى‌توان گفت که

کلى‌ترین چارچوب این اندیشه‌ها سرشتى کانتى دارند.

  1. این ایده که انسان، آفریننده جهانى است که آن را در تجربه درک مى‌کند و مى‌شناسد (در نگر کانت انسان فقط بخشى از آن را مى‌آفریند). این، همان ذهنیتِ تراگذرنده مشهور زمان و مکان و مقوله‌هاست. اما

چون این آفرینش به‌وضوح نمى‌توانست به فرد تجربى نسبت داده شود، کانت ناگزیر بود آن را به ساختارهاى صورى محدود سازد و به آن سرشتى انتزاعى و تراگذرنده بخشد. سرنوشت این پنداشت در کانت‌گرایى نو و در زمانه ما در اندیشه هوسرل و در پدیدارشناسى به‌خوبى شناخته شده است.

شاخه دیگر تحول که از کانت به هگل، مارکس و لوکاچ مى‌رسد، این وجه انقلاب کوپرنیکى را گسترش داده است. اما در این مورد با فائق آمدن تحلیل تراگذرنده و ادغام شدن در علم اثباتى از راه جایگزین شدن ذهن جمعى در ذهن فردى (یا با کاربرد اصطلاحى که من ترجیح مى‌دهم، فاعل فرافردى). گروه‌هاى اجتماعى و جامعه که عبارت از واقعیت‌هاى تجربى هستند، (با کنش فنى) سرشت ملموس جهان طبیعى را به‌طور واقعى مى‌آفرینند و به میانجىِ آن کنش بر طبیعت، تمامى ساختارهاى اقتصادى، اجتماعى و سیاسى، ساختارهاى روان‌شناختى و مقوله‌هاى ذهنى را (که خصوصیت تکوینى آنها را انسان‌شناسى[6] ،

جامعه‌شناسى، روان‌شناسى کودک و معرفت‌شناسى نشان داده‌اند) به‌وجود مى‌آورند.

اینجا نیز تفکّر کانت نقطه عطفى را تشکیل داد و راه را به معرفت‌شناسى علمى گشود که دیگر نیازى به نفس تراگذرنده ندارد و مى‌تواند تمامآ بر سطحى اثباتى باقى بماند. این تحول گرچه در کتاب حاضر کاملا نادیده گرفته نشده، کمتر مورد بحث قرار گرفته است. در اینجا من فقط مى‌توانم خواننده را به فصولِ زیرِ عنوان شىءوارگى در تاریخ و آگاهى طبقاتى اثر جورج لوکاچ (1923)، که اکنون به صورت کلاسیک درآمده است، ارجاع دهم.

براى متفکّر دیالکتیکى، اندیشه فلسفى واقعیتى به کلى مستقل نیست که از بنیاد از بقیه زندگى اجتماعى جدا باشد. متفکّران دیالکتیکى، در حالى که استقلال نسبى و نیاز این اندیشه را به استحکامِ درونى مفرط بازمى‌شناسند همواره بر این باور بوده‌اند که توضیح معناى یک نظام فلسفىِ تجربه شده در عمل، عامل مهمى براى فهم معناى عینى و براى هر داورىِ کلا مبتنى بر اعتبار و محدودیت آن، به‌شمار مى‌رود.

در این زمینه، مایلم به دِینِ خود به مکتب تفکّرى که هیچگاه با آن موافق نبوده‌ام ـ اگزیستانسیالیسم ـ اعتراف کنم. اگزیستانسیالیسم، یعنى فلسفه دوره‌اى بحرانى در جامعه غربى، اساسآ بر محدودیت وجود فردى، بر مرگ، دلهره و شکست متمرکز بود. من به اقتضاى سنّت کلاسیک کانت، هگل و مارکس، همراه با اکثریتِ متفکّران دیالکتیکى، در برابر این فلسفه، وجود یک فاعل جمعى، فرافردى و امکان امید تاریخى ماندگار را قرار داده‌ام که از مرزهاى فرد فرامى‌گذرد.

با این همه، امروزه، در زمانى که تفکّر فلسفى به خردگرایى انتزاعى و صورت‌گرایانه یا به خردگریزى بازمى‌گردد، مى‌توان دید که رواج گسترده اگزیستانسیالیسم دست‌کم این مزیّت را داشته است که تفکّر فلسفى زمان خود را ـ حتا تفکّر فلسفى متفکرانى را که دیدگاه آن را نپذیرفتند ـ به زندگى واقعى و ملموس انسان‌ها نزدیک کند. این مکتب با تأثیر آشکار خود و نیز با رواج خود به این امر کمک کرده است که بار دیگر نویسندگان و فیلسوفان درباره آنچه مى‌توان آن را معناى وجودى نوشته‌هاشان نامید زیر پرسش قرار گیرند. از این دیدگاه و به‌رغم فاصله من از هر شکلى از تفکّر اگزیستانسیالیستى، اثر حاضر به یک حال و هواى فکرى که به باور من هنوز هم معتبر است و نباید به‌آسانى از کنار آن گذشت یارى مى‌رساند.

بارى، در زمانه‌اى که بسیارى از ذهن‌هاى درخشان و هوشمندان برجسته از سنّت انسان‌مدارى روى برمى‌گردانند و به ساختارگرایى صورت‌گرایانه یا به ستایش خردگریزى مى‌گرایند، در زمانه‌اى که به بحران ساختارهاى اقتصادى و اجتماعىِ جامعه‌هاى ما، بحران نه کمتر بنیادىِ تفکّر فلسفى و علوم انسانى افزوده مى‌گردد، مایلم ابراز امیدوارى کنم که این کتاب به برخى از خوانندگان‌اش کمک کند که خود را به‌ضدّ این جریان بسیج نمایند.

          پاریس مه  1967

[1] . ترجمه فرانسوى آن با عنوان درآمدى به کانت و ترجمه انگلیسى زیر عنوان امانوئلکانت انتشار یافته و ما ترجمه فارسى را براى متمایز شدن آن از کتاب‌هاى متعدد دربارهکانت، کانت و فلسفه معاصر، نام نهادیم که عنوان فصل پایانى کتاب هم هست.

[2] . Totality

[3] . a priory

[4] . The univers

[5] (آزاد از آزمون) . Transcendental

[6] . Anthropology

توضیحات تکمیلی

وزن 500 g
ابعاد 21 x 14 cm
وزن

500

پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94529

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-092-3

قطع

تعداد صفحه

294

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کانت و فلسفه معاصر”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This