خانم دالاوى – چشم و چراغ 49

17,000تومان

ويرجينيا وولف

ترجمه خجسته كيهان

 

چشم و چراغ 49

 

خانم دَلُوِی رمانی نوشتهٔ ویرجینیا وولف است. این اثر که به سبک جریان سیال ذهن نوشته شده، برگرفته از داستان کوتاه «خانم دلووی در خیابان باند» و داستان ناتمام «نخست وزیر» است.

خانم دالاوی، رمانی است که ماجراهایش از یک صبح تا شب در شهر لندن به وقوع می پیوندد. داستان با کلاریسا دالاوی، (خانم دالاوی) شروع می شود. در ادامه داستان با دیگر شخصیت های رمان از طریق ذهنیات و افکارشان آشنا می شویم.  شاید بتوان گفت دغدغه اصلی وولف در این کتاب زندگی روزمره زنان و مردان طبقه اشراف و به نوعی مرفه جامعه انگلستان بعد از جنگ جهانی اول است. وولف در این کتاب با سبک ویژه خود، جریان سیال ذهن، به موشکافی دغدغه های این افراد و همچنین روابط آن ها در بطن شهر لندن می پردازد.

خانم دلووی در سال ۲۰۰۵ از سوی مجله تایم در میان ۱۰۰ رمان برتر انگلیسی‌زبان از سال ۱۹۲۳ قرار گرفت.

خانم دالاوی، رمانی است که ماجراهایش از یک صبح تا شب در شهر لندن به وقوع می پیوندد. داستان با کلاریسا دالاوی، (خانم دالاوی) شروع می شود. در ادامه داستان با دیگر شخصیت های رمان از طریق ذهنیات و افکارشان آشنا می شویم. شاید بتوان گفت دغدغه اصلی وولف در این کتاب زندگی روزمره زنان و مردان طبقه اشراف و به نوعی مرفه جامعه انگلستان بعد از جنگ جهانی اول است. وولف در این کتاب با سبک ویژه خود، جریان سیال ذهن، به موشکافی دغدغه های این افراد و همچنین روابط آن ها در بطن شهر لندن می پردازد.

توضیحات

گزیده ای از رمان خانم دالاوى

خانم دالاوى دست به چشمش برد و وقتى خدمتکار در را بست و صداى حرکت دامن لوسى آمد، احساس کرد انگار راهبه‌اى است که ترک دنیا کرده و لباس‌ها و سرپوش آشنا را پیرامون خود مى‌یابد، همچنین پاسخ به دعاهاى قدیمى را. آشپز در آشپزخانه سوت زد. خانم دالاوى صداى ماشین تحریر را شنید.

در آغاز رمان خانم دالاوى می خوانیم

پیش‌گفتار مترجم

خانم دالاوى از رمان‌هاى مهم و مطرح ویرجینیا ولف است. رمانى که مایکل کانینگهام با الهام از آن «ساعت‌ها» را نوشت، در زمانِ خود از منظر سبک نگارش و ساختار بدعت‌گزار بود. ولف که از شیوه‌ى سنتى رمان‌نویسى انتقاد مى‌کرد، از ابتدا در پى کشف شیوه هایى نو براى بیان واقعیت‌هاى ذهنى و حالات درونى انسان بود. البته او بعدآ در این راه از دیگران بسیار آموخت، به‌خصوص از معاصرانش، از پروست، جویس، و ریچاردسون و نیز استادان دوره‌هاى گذشته که در آثارشان کیفیتى جدید مى‌یافت: تأکید بر دنیاى درون. ولف که در رمان‌هاى اولیه‌اش با تأثیر از آثار فورستر به شکافتن جزئیات روابط انسانى مى‌پرداخت، در مجموعه‌اى از داستان‌ها و طرح‌هایش به‌نام «دوشنبه یا سه‌شنبه» جریان سیال ذهن و برهم زدن زمان را آزمود. ویرجینیا ولف که از آغاز مى‌خواست شکل تازه‌اى از رمان را راائه دهد، در سال 1925 با نوشتن رمان خانم دالاوى براى اولین بار الگوى زمان را در قالب رمانى بلند برهم زد و با جسارت طرح داستان را به یک روز واحد، یک منطقه (شهر لندن) و یک شخصیت واحد در مرکز داستان محدود کرد (بازگشت به سه واحدى که جویس قبلا در «اولیس» به‌کار گرفته بود).

ایده‌ى اصلى رمان خانم دالاوى از پنج سال پیش از انتشار آن در ذهنش شکل گرفته بود، به طورى که در 26 ژانویه 1920 در دفتر خاطراتش نوشت: «بعدازظهر ایده‌ى یک فرم تازه براى رمان جدیدم به ذهنم رسید.» موضوع رمان هنوز برایش روشن نبود، امّا فرمى که به نظرش رسیده بود، امکانات بالقوه‌ى فراوانى داشت: «فرض کنید چیزى از دلِ چیز دیگرى بیرون بیاید، مثل یک رمانِ نانوشته ـ ولى نه‌فقط در 10 صفحه، بلکه در حدود 200 صفحه ـ آیا چنین فرمى آن‌گونه سبُکى سبک و گسستگى را که مى‌خواهم در بر ندارد؟»[1] راوى ولف که در داستانِ کوتاهِ «رمانِ نانوشته» در قطارى نشسته است، داستان زندگىِ غریبه‌اى را مجسم مى‌کند که بر صندلى مقابلش قرار دارد. او در این داستان نه‌تنها قراردادهاى ادبیات رئالیستى، بلکه قواعد خود زندگى را به چالش مى‌گیرد. «رمان نانوشته» بازتاب دو فرضیه‌ى مهم ولف درباره‌ى چگونگى اصلاح رمان رئالیستى است. اول این که رمان‌نویسان باید گزینش کنند. وى در این باره در نقدى در سال 1910 نوشت: «رمان‌نویسان دوران ملکه‌ى ویکتوریا هرچه را مى‌دانستند چگونه نقل کنند، از قلم نمى‌انداختند.» وى مى‌افزاید: «در حالى که خواسته‌ى ما این است که چیزهاى غیرلازم را حذف کنیم.» و دوم این که «رمان باید با تغییر زاویه‌ى دید به پیش رود، به طورى که زندگى نه‌فقط از جنبه‌هاى بیرونى، بلکه چنان‌که به تجربه مى‌آید بیان گردد.»

ولف همچنین در مقاله‌اى زیر عنوان «رمان‌هاى مدرن» نوشت : «بهترین مواد خام براى آفرینش آثار داستانى تأثیرات گوناگونى است که هنگام رویارویى با جریان عادى زندگى به ذهن مى‌رسد.» او سپس این روش را در رمان «اتاقِ ژاکوب» به‌کار گرفت و با این که نخستین
کتاب‌هایش «سفر به برون» و «شب و روز» را از دیدگاه راوى داناى کل نوشته بود، در «اتاق ژاکوب» ماجرا را از منظر دو راوى بیان کرد. با این حال او بعدآ با توجه به نظرگاهِ منتقدان که شخصیت‌هاى آثارش را «شبح‌وار» نامیده بودند، به این نتیجه رسید که براى جان بخشیدن به شخصیت‌ها باید همین روش را از دیدگاه روانى به‌کار برد، به طورى که در نامه‌اى به یکى از دوستانش نوشت: «خیال دارم از این پس مثل زالو به قهرمانانم بچسبم!»

ولف با همین ایده داستانِ کوتاهِ «خانم دالاوى در بانداستریت» را نوشت که بعدآ به رمان خانم دالاوى تبدیل شد.

براى نمایاندن تأثیر جریانات زندگى بر ذهن یا کاربرد آن روش از دیدگاه روانى، لازم بود به‌جاى یک راوى، هریک از شخصیت‌ها را مدنظر قرار دهد. با این که ولف از دیرباز به ساختار از هم گسیخته‌ى کارکرد ذهن و تداعى‌هاى آن پى برده بود، تنها هنگام نوشتن «خانم دالاوى» بود که به کاربرد تک‌گفتارهاى ذهنى، یا نداهاى درونى به‌مثابه پایه‌ى آفرینش شخصیت پى برد. او درباره‌ى این کشف مهم در 30 اوت 1923 چنین نوشت: «باید درباره‌ى “ساعت‌ها” و کشف خودم بسیار بگویم: این که چگونه پشت شخصیت‌هایم مادهاى زیبا حفر مى‌کنم؛ گمان مى‌کنم با این روش دقیقآ به آنچه مى‌خواهم برسم؛ انسانیت، طنز و ژرفا». ایده این است که نمادها به یکدیگر مى‌پیوندند و هریک در لحظه‌ى اکنون به روشنى مى‌رسد.» ولف که ابتدا رمان «خانم دالاوى» را «ساعت‌ها» نام‌گذارى کرده بود، بعدآ این روش را «فرآیند تونل زدن» نامید و در توضیح افزود: «گذشته را هرگاه لازم باشد تکه‌تکه مى‌کنم.» البته باور او به گزینش هنگام رمان‌نویسى، و «حذف چیزهاى غیرلازم» نیز پشت این کشف نهفته است.

ولف روشى براى خلق شخصیت یافته بود که با تقلید از فرآیند گزینشى که هریک از ما به وسیله‌ى آن خود، یکدیگر و جهان پیرامونمان را بازمى‌شناسیم، ایجاد شده بود.

ساختارى که در «خانم دالاوى» پرورش داد، در نمایش این فرآیند اهمیت داشت. از روى دیگر او به‌جاى این که مانند آثار قبلى‌اش ماجرا را طى چند ماه یا سال نقل کند، زمان روایت را تنها به یک روز محدود ساخت. احتمالا این شیوه نمایانگر شمایلش به نزدیک‌تر بودن به واقعیت است که در مقایسه با رمان «اتاق ژاکوب» پدیدار مى‌شود. در رمان «خانم دالاوى» (که به همین سبب ابتدا «ساعت‌ها» نامیده مى‌شود) زمان همراه با پیشرفت روایت به شکلى نمایان با صداى زنگ‌هاى ساعت «بیگ‌بن» به پیش مى‌رود.

تضادى که ولف «زمان ساعت» و «زمان ذهنى» مى‌نامید، به تقابلى مربوط مى‌شود که او در این دوره در یادداشت‌هایش به ذکر آن پرداخت : تضاد میان واقعیت جهان قابل مشاهده، و واقعیت ناملموس که وجود آن صرفآ احساس مى‌شود. با این حال به نظر او «واقعیت» و «تخیل» در نهایت به یکدیگر وابسته‌اند و نوشتن «خانم دالاوى» موجب افزایش تمرکز بر این وابستگى و چگونگى بیان آن در ادبیات داستانى گشت. در سراسر این رمان نقطه‌ى تمرکز دائمآ از جهان بیرونى به ذهن شخصیت‌هایى که آن را مشاهده مى‌کنند تغییر مکان مى‌دهد. و این در حالى است که مکانِ ماجرا فورآ مشخص مى‌شود: شهر لندن و خیابان‌هاى آن، چنان که واقعآ بودند، به طورى که خواننده مى‌تواند مسیر کلاریسا و سایر قهرمانان رمان را روى نقشه‌ى شهر دنبال کند. واقعى بودن مکان صحنه‌ها و توصیف آن به شخصیت‌هاى رمان نیز استحکام مى‌بخشد.

از دیدگاه زمانى نیز ابتدا فصلِ سال مشخص مى‌شود: کلاریسا با خود مى‌گوید: «اواسط ماه ژوئن است و جنگ تمام شده.» چند صفحه‌ى بعد پى مى‌بریم که چهارشنبه است و باز هم چند صفحه‌ى بعد پیتر والش که فکر مى‌کند طى پنج سال دورى‌اش از انگلستان همه چیز تغییر کرده، فاش مى‌کند که سال 1923 است. ولف به این وسیله بیشتر به واقعیت نزدیک مى‌شود، و با این که تاریخ دقیق روز را بازگو نمى‌کند، از قرائن چنین برمى‌آید که 20 ژوئن باشد، از سوى دیگر او مى‌خواهد با ذکر ساعت در هر صحنه، در حالى که قهرمانان مختلف در خیابان‌هاى لندن راه مى‌روند، بر اثر هم‌زمانى، رویدادهاى گوناگون و ظاهرآ بى‌ارتباط را بازگو کند؛ رویدادهایى که در آخرین صحنه‌ى رمان به گونه‌اى ارتباط مى‌رسند.

ولف که همیشه رابطه‌ى فرد با گروه را جذاب مى‌یافت این بار این تقابل را در ضیافتِ باشکوه کلاریسا دالاوى در آخرین صحنه‌ى رمان آشکار مى‌سازد.

امّا به طور کلى ولف در این رمان با نظاره‌گرىِ چیزهاى بسیار عادى زندگى به بیان احساسات مى‌رسد و با توالى تک‌گفتارها، نداهاى درونى هریک از شخصیت‌ها را مى‌نمایاند.

به گفته‌ى بسیارى از منتقدان بیست صفحه‌ى اول رمان «خانم دالاوى» پیچیده‌ترین اثر ویرجینیا ولف است، در حالى که همین پیچیدگى شاید به درجات کمترى در مابقى رمان نیز قابل مشاهده است.

حرف آخر این که در ترجمه این اثر کوشیده‌ام سبک نگارش ولف تا حد ممکن چنان که هست حفظ شود.

[1] . یادداشت‌هاى روزانه‌ى ویرجینیا ولف ـ ترجمه‌ى خجسته کیهان ـ نشر قطره ـ 1385.

توضیحات تکمیلی

وزن 270 g
ابعاد 21 x 14 cm
پدیدآورندگان

,

وزن

270

نوع جلد

SKU

94410

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-394-8

قطع

تعداد صفحه

240

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “خانم دالاوى – چشم و چراغ 49”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This