جنون منطقی

38,000تومان

افشین یداللهی

افشین یداللهی (زاده دی ۱۳۴۷ در اصفهان)، پزشک متخصص اعصاب و روان و از ترانه‌سرایان اهل ایران است. پدر افشین یداللهی از بزرگان شهر ایزدخواست بوده است و مادر وی نیز اهل اسفرجان است.

یداللهی چندین سال است که اداره انجمنی به نام خانه ترانه را برعهده دارد. خانه ترانه در سال ۱۳۸۰ با همکاری ترانه‌سرایانی از قبیل سعید امیر اصلانی، بابک صحرایی، یغما گلرویی، افشین سیاهپوش، نیلوفر لاری‌پور، محمدرضا حبیبی و افشین یداللهی راه‌اندازی شد. این جلسات به خواندنترانه، نقد ترانه و جلسات کارگاهی اختصاص می‌یافت. جلسات خانه ترانه سپس به فرهنگسرای قانون و پس از آن به فرهنگسرای شفق انتقال یافت.

در طی سال‌های گدشته به‌تدریج ترانه‌سراهای مؤسس خانه ترانه به دلایل مختلفی از آن جدا شدند و افشین یداللهی تنها فرد باقی‌مانده از هیئت مؤسس این انجمن است که بعد از این اتفاق همچنان اداره خانه ترانه را بر عهده دارد. جلسات خانه ترانه در فرهنگسرای شفق تاکنون از اثربخش‌ترین جلسات اجرایی بوده و همکاری آهنگسازانی از قبیل بابک بیات و داریوش تقی‌پور را نیز درپی داشته است.مکان اجرایی خانه ترانه در گذر زمان دستخوش تغییراتی بوده است.از ترانه‌سرایان قدیمی در خانه ترانه می‌توان به اسامی: نادر بختیاری، مونا برزویی، ساناز صفایی، علیرضا سلیمانی، روزبه بمانی، سیامک رجاور، فروه مخصوص، بامداد بامداد، کوروش سمیعی، سعید کریمی، صابر قدیمی، میثاق جوهری، وحید عربانی، مهسا سماواتی، المیرا آقازاده، نیما کوکلانی، میثم یوسفی و بسیاری دیگر از اعضای قدیمی انجمن اشاره کرد

توضیحات

گزیده ای از کتاب جنون منطقی

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید
وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمان ها می کشید
وقتی عطش طعم تو را با اشک هایم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

در آغاز کتاب جنون منطقی می خوانیم

هرگونه برداشت تصویری، صوتی و موسیقیایی از ترانه‌های

این مجموعه بدون اجازه کتبی از مؤلف ممنوع است.

سپاس فراوان از جناب آقای رضا عزیزی که پیش و بیش از من – و بی‌آنکه بدانم – بسیاری از سروده‌هایم را گردآوری کرده بودند و پس از مطلع نمودن من، با جدیت و دقت بسیار، تمام مراحل گردآوری نهایی، تایپ و نظم‌دهی اشعار را به انجام رساندند.

بی‌شک بدون حضور و پیگیری ایشان، انتشار مجموعه‌های فعلی امکان‌پذیر نمی‌شد.

فهرست

وطنم! ای شکوهِ پا برجا، در دلِ التهابِ دوران‌ها 17

هر چی آرزوی خوبه مالِ تو. 19

مرز در عقل و جنون باریک است… 21

می‌شه خدا رو حس کرد، تو لحظه‌های ساده. 23

وقتی گریبانِ عدم، با دستِ خلقت می‌درید.. 25

تو که فک(ر) می‌کنی دنیا تو دستاته. 27

ایران به آتش می‌کشد، خاموشیِ تاریخ را 29

برای آخرین بار خدا کنه بباره. 31

کدوم خواستن؟ کدوم جنون؟ کدوم عشق؟. 33

آخرِ قصه‌مه امّا، قصه‌ی آخرم این نیست… 35

شهر از هجومِ خاطره‌هایت به من پُر است… 37

با من بگو از عشق، ای آخرین معشوق.. 39

همین که پیشِ هم باشیم، همین که فرصتی باشه. 41

من عاشقِ ایرانم، در سختی و آسانی.. 43

همیشه تو صحنه بودیم، امّا بازی پشتِ صحنه‌س…. 45

بوسه‌هایت مسیرِ معراج است… 47

غروبم، مرگه رو دوشم، طلوعم کن، تو می‌تونی.. 49

همه دنیا بخواد و تو بگی نه. 51

به نابودی کشوندیم تا بدونم.. 53

از کفرِ من تا دینِ تو راهی به جز تردید نیست… 55

نه این قرارمون نبود تو بی‌خبر بری.. 57

اگه دستم به جدایی برسه. 59

من از پشتِ شب‌های بی‌خاطره. 61

از بس که تو رو می‌خوام، دیگه نمی‌خوام باشی.. 63

کوچه وقتی که نباشی رگِ خشکیده‌ی شَهره. 65

ساده بیا دستِ منو بگیر و. 67

‌ای واژه‌ی بی‌معنی، رویایی بی‌تعبیر! 69

خبر، خبر! یکی اومد، که هر چی قلبه می‌بره. 71

نبودی، نبودم، ‌تو هستی که هستم.. 73

نمی‌دونم چه چیزی فرق کرده. 75

تو، خوابت مثلِ بیداری و بیداریت مثِ خوابه. 77

خیالتو می‌دزدم از تو شبستونِ خواب… 79

تو شروعِ آسمونی، می‌دونستم نمی‌مونی.. 81

در این ظهری که خورشید از پسِ تاریکیِ آن بَر نمی‌آید.. 83

بر آتشِ خود آبی، از مشک نمی‌ریزم. 86

از اون روزی که با لبخند گذشتی از کنارم. 88

سادگی آسونه امّا، ساده موندن خیلی سخته. 90

چه رسمی داری‌ ای دوره زمونه؟. 92

به من مومن نگو وقتی که حتی.. 94

هیشکی ندیدم تو نَخِت نباشه. 96

من و تو خرابِ عشقیم، مگه نه؟. 98

زندگیِ گله‌ای، آدمای فله‌ای.. 100

عشق است که امشب حالِ من خرابه. 102

گاهی مسیرِ جاده به بن‌بست می‌رود. 104

رفاقت گاهی اشکه گاهی خونه. 106

دکمه‌ی ماهو وا کن، پیرهنِ شب رو در آر. 108

چقد(ر) خوبه که تو هستی، چقد(ر) خوبه تو رو دارم. 110

وقتی که ایران هست، خلیج یعنی فارس…. 112

خدا ما رو برای هم نمی‌خواست… 114

چلّه به چلّه عشق را از غم به شادی می‌بریم.. 116

تو می‌ری با یکی دیگه که قَدرتو نمی‌دونه. 118

منو ویرون کنی، آباد می‌شم.. 120

نترس از سفر‌ها که یارِ تو هستم.. 122

از اول هم من و تو ما نبودیم.. 124

فصلِ بارونیِ بیشه، رنگِ چشماته همیشه. 126

هیچ حکمرانی به غیر از عشق، صاحبِ اختیارِ دنیا نیست… 128

یه شب خوابت چشامو بی‌خبر بُرد. 130

شروعِ این سفر فقط به خاطرِ تو بود و بس…. 132

آخ که می‌شه با هر شبِ چشمِ تو، صد تا آسمونو رنگِ رویا کرد. 134

آسمونِ رویا، امشب گرمه از تبِ من.. 136

وقتی که چشمت، تنهای تنها، تو بسترِ اشک، خوابش نمی‌برد. 138

آدم به زمین آمد، این حادثه رویا نیست… 140

تو رو دیدم نفسم بند اومد.. 142

اتفاق افتاد، دستِ من نبود. 144

نذار باور کنم تنهای تنهام. 146

من پیِ کدوم نشونِ بی‌نشون.. 148

تو گذشتن از حصارِ وهم و رویا و خیالی.. 150

با من خطر کن تا زخمِ تازه. 152

بیدارم و می‌بینمت رویا به رویا 154

از پارس تا خزر ایران نشسته است… 156

نگا(ه) کن، شهرو ویرون می‌نویسن.. 159

حرفا این دور و زمونه خنده‌ داره، مگه نه؟. 161

انگار عادت کردیم به گناهِ ساده. 163

به سوگِ من نشسته‌ای ولی نمرده‌ام هنوز. 165

دارم می‌رم، دلم خونه، پریشونه، نمی‌تونه. 167

بذار هیچکی کنارِ ما نباشه. 169

خودمو نمی‌شناسم، نه تو بیداری نه خواب… 171

من همونم که به اشکت، دل سپرد و با تو بارید.. 173

می‌خوام پیشت بمونم، ولی عادت نداری.. 175

خسته‌تر از صدای من گریه‌ی بی‌صدای تو. 177

یه رسیدن یه خیال، یه جدایی یه سوال.. 179

‌ای رفیقِ خسته‌ی من، ‌ای تو همدردِ صمیمی.. 181

اینجا مسیرِ عشق است، راهی به روشنایی.. 183

تو می‌شناسی صدایِ عاشقا رو. 185

می‌شه بارون شد و صحرا رو عاشق کرد. 187

آخرایِ عمرِ شب بود، تو دمِ سپیده رفتی.. 189

آزادم از بندِ تنم وقتی که زندونِ توام. 191

اولین روزِ زمین، اولین روزِ زمان.. 193

کنجِ خونه نشستی و دَرو رو دنیا بستی و. 195

یا تظاهر می‌کنیم، یا همو دور می‌زنیم، یا به هم دروغ می‌گیم.. 197

تو از کدام گم شدن حوالیِ من آمدی؟. 199

قدرت مثِ یه دشنه‌س، مَحرم اگه نباشیم.. 201

تفتیده در هُرمِ ستم، ویرانه‌های آرزو. 203

زنده‌م از این که دوباره، یه سوالِ بی‌جوابم.. 205

از خانه‌ات بیرون بیا، تا حسِ خوبِ زندگی.. 207

نرفتن عاشقامون تا بمونه حسرتی از عشق.. 209

من با جوانمردی خوشم، ایرانی‌ام، ایرانی‌ام. 211

آخرِ این قصه باید، یه جورِ خوب تموم بشه. 213

شک می‌کنم تو چشمِ تو، گاهی به چشمایِ خودم. 215

کنارت چقد(ر) حالِ من بهتره. 217

آه از این راهِ بی‌نهایت، پایِ خسته، نگاهِ سرگردان.. 219

«من» به دستانِ سرد و خالیِ تو، «من» به فهمیدنِ تو محتاجم.. 221

اون شبِ بارونی و سرد، آخرینِ پاییزِ ما بود. 223

بگذار واژه‌ها را، گاهی سکوت کافیست… 225

هرچه دارم از تو دارم، ای همه دار و ندارم. 227

این روزا حال و هوات بهاریه. 229

تاریخ توقف کرد، در حافظه‌ی دنیا 231

منو ببین تو آینه، تو نورِ شمعِ چشمات… 233

غزل‌پوشِ تنِ پس‌کوچه‌ها در غربتِ آواز! 235

از بهشتِ زیرِ رگبار تا زمینِ زنده از خون.. 237

من یه مَردِ نیمه‌مُرده‌م، با یه دشنه تویِ گُرده‌م. 239

تا حالا رد شدی از حوالیِ عشق؟. 241

تو از باران که می‌خواندی.. 243

گاهی قصه‌های ما مثلِ همه. 245

من اگه زخمی به دنیا اومدم. 247

دلِ من غریبه‌س اینجا، مالِ این دور و ورا نیست… 249

از راه بزن بیرون، ای رِندِ خطر پیشه. 251

دنبالِ کی می‌گردی؟ عشقِ تو روبه‌روته. 253

این فقط یه نیمکت از شهرمونه. 255

دیگه دارم به خودم شک می‌کنم.. 257

یک قدم دور از عدل، صد قدم دور از عشق.. 259

زندگی فرصتِ لمسِ لحظه‌هاس…. 261

بذار از زندگیم چیزی بفهمم.. 263

من از عفریته‌ی بد پیله‌ی عادت… 265

زندگی یعنی همین که اگه داری یا نداری.. 267

شقایق کینه تو قلبش نداره. 269

تو مثِ یه حسِ تازه از زمونه‌ی قدیمی.. 271

شاید وقتی تو می‌رسی نباشم.. 273

تا انتهایِ مبهمِ آهم، نمی‌رسی، افسوس…. 275

تو قلبی داری از جنسِ حماسه، نشونِ بی‌نشون ِبی‌نیازی.. 277

دوباره سال و ماه و روزی از نو. 279

در قلبِ تمامِ عاشقان خونِ تو بود. 282

حدسِ حرفای نگفته‌ت، مثِ دزدیدنِ رازه. 284

حرفاتو اول یه کم مزمزه کن.. 286

همپایِ مهربان! همراهِ من بمان! 288

همیشه سهمِ تو شده جدایی و دربه‌دری.. 290

خسته‌م از لبخندِ اجباری، خسته‌م از حرفای تکراری.. 292

کنارِ من اَمنی، میانِ هر بحران.. 294

تا حالا سراغی از خودت گرفتی توی خلوت؟. 296

همراهِ عشق و آرزو! خاتونِ رنج و آبرو! 298

اینجا اریکه‌ی قومی‌ست سر بلند.. 300

من همون روزی که با تو گفتگویی ساده کردم. 302

نمی‌دونی چه سخته پیشِ چشمات از خطر گفتن.. 304

از کوه‌های سر سبز، تا دشت‌های خالی.. 306

یه دل دارم که فاجعه‌س، مثلِ صداقتِ چشات… 308

گاهی وقتا با یه رویا، می‌شه از حادثه رد شد.. 310

آغوشِ تو، آرامشی در طوفانِ من.. 312

گاهی از سادگیِ یه فاجعه. 314

نمی‌خوام عشقِ تو از دلم بره. 316

تو اهلِ خانه نبودی.. 318

میونِ مرگ و زندگی، پُر از هراسِ رفتنم.. 320

گاهی یه خونه‌ی ساده‌ یه گلیم.. 322

در دست‌های تو، تاریخِ انسان است… 324

من و تو کوه و بیابون، من و تو، جاده و جاده. 326

تا دلِ ترانه، خونه، دل من ترانه‌خونه. 328

بوی ترانه می‌دهی، باز به خانه‌ام بیا 330

برای شکستگی‌هات کسی نیس(ت) قصه بخونه. 332

نگاهم تو چشات گم شد ولی باور نمی‌کردی.. 334

‌ای وطن، ای ابتدای زندگی.. 336

چه دوره و زمونه‌ای، همه می‌گن دیوونه‌ای! 338

صدای تو آن اتفاقِ عجیب است… 340

یه صدایی! یه صدایی! تو گذرگاهِ قیامت… 342

مرا آغاز کن ‌ای عشق، ای عشق.. 344

جهانِ تو است این جهانِ روان.. 346

به چه قیمتی دلم رو، به نگاهِ تو سپردم؟. 348

چشمِ آینه بی‌تو بسته‌س، بی‌تو پایِ جاده خسته‌س…. 350

خفّتِ بند می‌کشم، مدعیِ رهایی‌ام. 352

چه ساده حیف می‌شدم، اگه ندیده بودمت… 354

سلام حالت چطوره میای بریم تماشا؟. 356

ببین بازم صُب(ح) شده، پاشو با هم حاضرشیم.. 358

گنجینه‌ی رنج است با لبخندی آرام. 360

با عشق دارم پَر در میارم. 362

کاش می‌شد منم تو این دنیا یه کاره‌ای بشم.. 364

فردا، اگر نه برای همیشه، برای لحظه‌ی آخر، تو را می‌خوانم.. 366

کاش نگاهِ سبز ِتو وا می‌شد تو شبِ سردِ دنیای من.. 368

با توام با تو که با من، همسکوتی، همزبونی.. 370

هر چند که خاموشم، چشم از تو نمی‌پوشم.. 372

نگاهِ آسمون خیس، چشاش غرقِ ستاره. 374

با گام‌های خونین تا سبزه‌زار رفتی.. 376

بینِ این همه هیاهو، سهمِ ما اشک و جنازه‌س…. 378

تو به من نگفته بودی، که دلِ تو هم شکسته. 380

من با تمامِ عشق، از هیچ می‌رسم.. 382

تو بی‌من رفتی و من بی‌تو موندم. 384

با یک گلوله سیل توقف نمی‌کند.. 386

آسمون سیاهه و زمین سفید.. 388

وقتی نگاهم می‌کنی، تکرارِ دنیای توام. 390

من را میانِ خاطره آواره می‌کنی.. 392

شروعِ قصه‌ت از ویرونگی بود. 394

گفتنی‌هامو شنیدی من دیگه حرفی ندارم. 397

اصفهان نصفِ جهانه امّا مردمش یه دنیان.. 399

یه حسرتِ همیشگی بعد از تو، تو دلِ منه. 401

در چند ثانیه یک شهر کشته شد.. 403

حتی بی ‌دست، می‌شه دستاتو گرفت… 405

دلم سردرگمه می‌فهمی اینو؟. 407

من عشق را گم کرده‌ام در ازدحامِ زندگی.. 409

همه عاشق می‌شن امّا همه عاشق نمی‌مونن.. 411

خسته‌م از رخوتِ کهنه، من که اهلِ افت و خیزم. 413

‌ای که زنده‌ام کردی با هجومِ رسوایی.. 415

بالِ ترانه‌های من،‌ تر شده از اشکِ چشام. 417

نمی‌خواد آره بگی، وقتی که چشمات می‌گه: نه. 419

ماه‌نشینِ شب‌شکن! آینه‌پوشِ بی‌بدن! 421

آره می‌تونی تو باشی اون که آرزوشو داشتم.. 423

وصله بزن با دلِ من، سینه‌ی پاره پارَه‌تو. 425

از حادثه می‌ترسی آن سوی همین لبخند.. 427

بیا ‌ای هم‌عبورِ کوچه‌های عشقِ ناپیدا 429

واسه آرامشِ لحظه‌های من.. 431

از تو توقعی نیست برگِ برنده باشی.. 433

تمومِ سینه‌مو گریه گرفته. 435

غروبِ حرف‌های من، طلوعِ یک شبانه شد.. 437

زندگی دستِ تو رو رد کرده. 439

دلِ من دلش خوشه، اصلاً بلد نیست بگیره. 441

تلنگری به شب بزن که آفتِ غزل شده. 443

تو نمی‌تونی بگیری لحظه‌های منو از من.. 445

شاید این بودنِ ما کنارِ هم.. 447

پیوست: دستور خط زبان گفتار‌ فارسی.. 449

پیشگفتار. 451

مقدمه. 453

تعاریف…. 457

شکل ساختاری نگارش ترانه. 458

واج‌های غیر ملفوظ در زبان گفتار. 462

کلمه‌های تغییر یافته در زبان گفتار. 464

فاصله‌گذاری.. 474

نشانه‌گذاری.. 489

توضیحات تکمیلی

وزن 1000 g
ابعاد 21 x 14 cm
پدیدآورندگان

نوع جلد

SKU

942003

نوبت چاپ

شابک

978-964-351-944-5

قطع

تعداد صفحه

492

سال چاپ

موضوع

تعداد مجلد

وزن

1000

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “جنون منطقی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This