ایران در زمان ساسانیان

35,000تومان

پروفسور ارتور کریستین سن

ترجمه رشید یاسمی

بخشی از مقدمه مترجم : اگرچه کارهای استاد کریستنسن هر یک دری شاهوار و اثری شاهکار است، ولی این کتاب واسطۃ العقد سلسله تالیفات اوست و می توان سبک انها را سهل و ممتنع شمرد، زیرا با وجود غور و فرورفتن در اسناد قدیم و آثار گوناگون که لازمه این قبیل تحقیقات اساسی است، مولف محترم اندکی از حدود فصاحت و بلاغت و ایجاز و دقت خارج نشده است. در موارد بسیار، محض اختصار، روایات معروف را که در دسترس هر کسی هست کنار گذاشته، به ذکر نکاتی که تازگی دارد پرداخته است…

كيفيت سازمان ادارى شاهنشاهى بالطبع ضمن شرح تأسيس اين سلسله بيان گرديد و شرح تحولاتى كه در اين قسمت در طول عهد ساسانى رخ داده، به ترتيب در مكان تاريخى خود قرار گرفت، از طرف ديگر براى اين‌كه كتاب خود را زنده‌تر و روشن‌تر كنم، اطلاعات و مطالب مربوط به هريك از مباحث تمدنى و اجتماعى را در فصلى آورده‌ام، كه براى تفسير و توضيح وقايع سياسى با اوضاع عمومى موضوع آن فصل مفيد باشد. به اين ترتيب وصف تشكلات نظامى دوره اول عهد ساسانى در فصل پنجم قبل از بيان جنگ‌هاى ايران و روم صورت گرفته است و اطلاعات مربوط به محاكم و حقوق جنايى در فصل ششم به هنگام شرح آزار عيسويان و تعقيب آنان. تحقيقاتى راجع به مسائل خانواده و مالكيت آغاز فصل هفتم را تشكيل مى‌دهد، كه موضوع عمده‌اش «فتنه كمونيستى مزدك» است. وصف مختصرى از پايتخت ايران را در آن عهد در فصل هشتم، كه مخصوص شاهنشاهى خسرو اول است، قرار داده‌ام، چه در زمان سلطنت اين شاهنشاه، كه بانى انطاكيه جديد در جنب بود، پايتخت ايران به بسط و عظمت نهايى خود رسيد. در همين فصل اطلاعاتى راجع به تشريفات دربار ذكر كرده‌ايم، زيرا بيشتر آنچه كه مورخان ايرانى و عرب درباره اين موضوع آورده‌اند، مربوط به دوره اخير عهد ساسانى است، كه با جلوس خسرو اول پس از فرونشاندن نهضت مزدك آغاز مى‌شود. اما هرچه درباره شكوه و جلال دربار بوده، در فصلى آمده است، كه مخصوص خسرو دوم معروف به پرويز است، زيرا كه هيچ‌يك از شهرياران ساسانى طرايف و ظرايف و جمال و جلال دربارى را به پايه اين پادشاه نرسانيده‌اند.نسبت به سياست خارجى ايران راه اختصار را پيموده‌ام و شرح حوادث جنگى را به كمترين مقدار ضرورى تقليل داده‌ام. اما اگر قصه جنگ شاپور دوم را با روميان از اين قاعده مستثنى ساخته‌ام، از آن سبب است كه ما در آثار آميانوس مارسلينوس روايت بى‌نظير مردى را در دست داريم، كه خود شاهد عينى وقايع بوده و با استادى و مهارت، شاه بزرگ و لشكرهاى او و صحنه‌هاى پرجنب وجوش آن جنگ‌ها را از نو در برابر ديدگان ما زنده و مجسم مى‌كند

توضیحات

 گزیده ای از کتاب ایران در زمان ساسانیان

و جامع‌تر از این کتابى در تاریخ ساسانى نوشته نشده است، خاصه آن‌که مؤلف کیفیت مدنى آن زمان را مورد بحث قرار داده و گرد روایات و سرگذشت‌ها، که در کتب دیگر مبسوطآ قید شده، نگشته است، چنان‌که از تاریخ پادشاهان و چگونگى ایام سلطنت آنان جز آن مقدار که توالى روزگار و انتظام زمان را ضرور است یا یکى از شئون تمدن را روشن مى‌کند، چیزى نیاورده است

 در آغاز کتاب ایران در زمان ساسانیان می خوانیم

 

 

مقدمه مترجم           9

دیباچه چاپ اول      15

دیباچه چاپ دوم      19

فهرست اختصارات    21

مقدمه       27

بخش اول. شمه‌اى از تمدن ایران قبل از ظهور ساسانیان            27

  1. تشکیلات اجتماعى و سیاسى دولت اشکانى 27
  2. اقوام شمال و شرق 38
  3. عقاید و افکار دینى 42
  4. زبان‌هاى عامه و زبان‌هاى ادبى 57

بخش دوم. منابع تاریخ سیاسى و مدنى عهد ساسانیان             63

  1. مآخذ ایرانى معاصر ساسانیان. ادبیات پهلوى 63

صورت کتیبه‌هاى ساسانى        65

  1. روایات ساسانى که در ادبیات عرب و ایران باقى است 72
  2. منابع یونانى و لاتینى 86
  3. منابع ارمنى 89
  4. منابع سریانى 92
  5. منابع چینى 95

فصل اول. تأسیس سلسله اشکانى           96

فصل دوم. تشکیلات دولت شاهنشاهى     109

شهرداران   113

واسپوهران              115

وُزُرگان     122

 

آزادان       123

وزیر اعظم              125

دین          127

مالیه         134

صناعت و تجارت و شوارع       137

سپاه         141

دبیران و سایر عمال اداره مرکزى            143

تشکیلات ایالات      147

فصل سوم. آیین زردشتى دین رسمى کشور              151

فصل چهارم. مانى و کیش او    190

فصل پنجم. دولت شاهنشاهى شرق و دولت امپراتورى غرب   216

فصل ششم. عیسویان ایران       263

فصل هفتم. نهضت مزدکیه        314

فصل هشتم. خسرو انوشروان    358

فصل نهم. آخرین سلطنت بزرگ             426

فصل دهم. انقراض دولت ساسانى            477

خاتمه        488

ضمیمه اول. نگارش اوستا       493

ضمیمه دوم. فهرست صاحبان مناصب عالى کشور    496

نمایه         505

فهرست آثار            534

 

 

 

فهرست تصاویر

 

 

 

شکل 1ـ سکه‌هاى اردشیر اول   100

شکل 2ـ نقش رستم: مجل شاه شدن اردشیر             102

شکل 3ـ قصر فیروزآباد          105

شکل 4ـ کعبه زرتشت که روى سکه شاهان پارسى نقش شده   171

شکل 5ـ آتشدان زردشتى در پشت یکى از سکه‌هاى اردشیر اول           171

شکل 6ـ انواع گوناگون آتشدان‌هایى که در پشت سکه شاپور اول و شاپور دوم و وهرام

پنجم منقوش است.             174

شکل 7ـ آتشکده شهر شاپور    179

شکل 8ـ جام کلیموا   187

شکل 9ـ نمونه نقاشى مانویان در خوچو     213

شکل 10ـ مینیاتور مانوى        214

شکل 11ـ نقش برجسته عهد ساسانى، در نقش رستم             220

شکل 12ـ قلعه محصور که در روى یک جام نقره نقش شده است             223

شکل 13 ـ سکه شاپور اول      229

شکل 14ـ صحنه پیروزى شاپور اول بر والریانوس، در نقش رستم          231

شکل 15 ـ صحنه پیروزى شاپور اول، در شاپور فارس          233

شکل 16 ـ سکه وهرام اول      234

شکل 17ـ اوهرمزد مقام شاهى را به وهرام اول عطا مى‌کند      235

شکل 18ـ سکه وهرام دوم       237

شکل 19ـ صحنه پیروزى وهرام دوم در شاپور فارس            238

شکل 20ـ مبارزه دو سوار        239

شکل 21ـ سکه نرسه              240

شکل 22ـ تاجگذارى نرسه در نقش رستم             241

 

شکل 23ـ سکه هرمزد دوم       242

شکل 24ـ سکه شاپور دوم       243

شکل 25ـ شاپور دوم در شکار شیر، جام نقره         257

شکل 26ـ سکه وهرام چهارم    258

شکل 27ـ طاق بستان            259

شکل 28ـ کتیبه تاجگذارى اردشیر دوم در طاق بستان           260

شکل 29ـ شاپور دوم و شاپور سوم در طاق بستان   260

شکل 30ـ سکه یزدگرد اول      272

شکل 31ـ سکه وهرام پنجم      279

شکل 32ـ قصر سروستان        281

شکل 33ـ سکه یزدگرد دوم      284

شکل 34ـ وه‌دین شاپور، ایران انبارَگبد     289

شکل 35ـ سکه پیروز             290

شکل 36ـ سکه کواد اول         334

شکل 37ـ نقشه شهر سلوکیه و تیسفون و حوالى آن   376

شکل 38ـ قطعات نقوش تیسفون            381

شکل 39ـ طاق کسرى در سال 1888 میلادى         382

شکل 40ـ تصویر خسرو اول در جام       390

شکل 41ـ سکه خسرو اول       391

شکل 42ـ سکه خسرو دوم       430

شکل 43ـ سکه وستهم            431

شکل 44ـ غار خسرو دوم در طاق بستان              441

شکل 45ـ دو تصویر خسرو دوم در طاق بستان       442

شکل 46ـ شکار گوزن خسرو دوم در طاق بستان    451

شکل 47ـ شکار گراز خسرو دوم در طاق بستان     453

شکل 48ـ خسرو دوم در شکار (جام نقره)             461

شکل 49ـ جام نقره    462

شکل 50ـ تنگ نقره   463

شکل 51ـ ناى‌زن (جام نقره)     465

شکل 52ـ سکه یزدگرد سوم     480

 

مقدمه مترجم

 

 

نیاز به نگارش تاریخ ایران باستان از دیرباز احساس مى‌شد. گرچه مشیرالدوله تاریخ ایران باستان را از قدیمترین ادوار تا پایان عهد اشکانیان باز نمود، لکن روزگار مجال نداد تا دوره ساسانیان را به نگارش درآورد. نویسنده این سطور که سالى چند است به تدریس تاریخ در دانشکده ادبیات اشتغال دارد، نقص کار دانشجویان را به سبب این فقدان در نظر داشته، پیوسته مترصد بود که به‌قدر مایه قلیل خود در تدارک این نقیصه بکوشد، ولى جریان کارها و درس‌ها و فراهم نبودن وسایل ضرورى او را از انجام این خدمت بازمى‌داشت، تا این‌که سال گذشته کتاب «تاریخ ایران در زمان ساسانیان» به قلم استاد جلیل و ایران‌شناس نبیل پروفسور آرتور کریستنسن دانمارکى A.Christensen، استاد علم لغت ایرانى در دانشگاه کپنهاگ، از طبع خارج شد. نظر به آگاهى کاملى که از تبحر آن استاد دقیق داشتم و در سفرهایى که به ایران آمده بودند و نعمت صحبت ایشان دست مى‌داد مکرر از این کتاب سخن رفته بود، مى‌دانستم که قریب سى سال در تألیف آن رنج برده‌اند و تقریبآ همه منابع قدیم و جدید را، از یونانى و رومى و سریانى و ارمنى و عربى، خاصه کتاب‌هایى که در دو قرن اخیر به خامه خاورشناسان و محققان آثار باستان نگارش رفته، از نظر انتقاد گذرانیده‌اند. پس نسخه‌اى از آن به‌دست آوردم[1]  و دیدم الحق داد تحقیق و تتبع را داده‌اند. و جامع‌تر از این کتابى در تاریخ ساسانى نوشته نشده است، خاصه آن‌که مؤلف کیفیت مدنى آن زمان را مورد بحث قرار داده و گرد روایات و سرگذشت‌ها، که در کتب دیگر مبسوطآ قید شده، نگشته است، چنان‌که از تاریخ پادشاهان و چگونگى ایام سلطنت آنان جز آن مقدار که توالى روزگار و انتظام زمان را ضرور است یا یکى از شئون تمدن را روشن مى‌کند، چیزى نیاورده است. همه مباحث آن متوجه دین و فرهنگ و علم و هنر و مقامات اجتماعى و مراتب دربارى و مانند این‌هاست. هنوز از خواندن این کتاب نپرداخته بودم که داعیه‌اى در باطن من پدید آمد و ترجمه آن وجهه همت قرار گرفت. بسى دریغ آمد که با وجود چنین خرمن مهیایى به خوشه‌چینى جدیدى دست برده شود و چون در نظر ظاهربینان ترجمان دون مصنفى است، از قبول عنوان مترجم دامن همت بالا گرفته آید، زیرا که در چشم حقیقت‌شناسان دو نکته مسلم است: یکى آن‌که ترجمه صحیح و مطابق به از تألیف مزور و منافق، دیگر آن‌که بیشتر مصنفات زمان ما ترجمه‌هایى است در لباس تألیف و اقتباس‌هایى است با هزارگونه تحریف. پس سود فرزندان کشور و معرفى زحمات مؤلف دانشور را بر خرسندى دواعى نفسانى ترجیح نهادم و به ترجمه دست گشادم که دشوار آسان‌نماى و زحمت طاقت‌فرساى است.

اگرچه کارهاى استاد کریستنسن هریک درى شاهوار و اثرى شاهکار است، ولى این کتاب واسطه‌العقد سلسله تألیفات اوست و مى‌توان سبک آن را سهل ممتنع شمرد، زیرا با وجود غور و فرورفتن در اسناد قدیم و آثار گوناگون که لازمه این قبیل تحقیقات اساسى است، مؤلف محترم اندکى از حدود فصاحت و بلاغت و ایجاز و دقت خارج نشده است. در موارد بسیار، محض اختصار، روایات معروف را که در دسترس هرکسى هست کنار گذاشته، به ذکر نکاتى که تازگى دارد پرداخته است.

از تازگى‌هاى این کتاب آن است که مؤلف اعلام و اصطلاحات قدیم را عمومآ به شکلى آورده است که در کتب اوستایى و پهلوى دیده یا قواعد زبان‌هاى کهن چنان حکم مى‌کرده است. مانند وهرام (بهرام). وزرگ‌مهر (بزرگ‌مهر). اوهرمزد (هرمزد = اهورامزدا). میثره (مهر). کواد (قباد). ابرویز (پرویز). جاماسپ (جاماسب). ویستهم (بسطام). ویندوى (بندوى). خوداى‌نامگ (خداى‌نامه). اسفندیاد (اسفندیار). دیبهر (دبیر). آمیدا(دوده). گنزواد آورد (گنج بادآورد). رام ابزود یزدگرد (رام افزود یزدگرد) و امثال آن. درظاهر این کار مؤلف به تفنن یا علم‌فروشى شباهت دارد، اما در حقیقت حاکى از اهتمام او در ضبط کلمات قدیم است و از این لحاظ هم کتاب او قیمتى خاص دارد. چون نگارنده امانت
و زنهاردارى را از شرایط فن ترجمه مى‌داند، انحراف از طریق مؤلف را جایز نشمرد و آن کلمات را چنان‌که بود به فارسى نقل کرد و در موارد مهم صورت جدید آن‌ها را در میان دو کمان قرار داد و گاهى به همان صورت مأنوس اکتفا نمود.خاورشناسان براى کلمات شرقى رسم‌الخط‌هاى گوناگون پیش گرفته‌اند تا به‌وسیله حروف لاتین همه اصوات و حرکات الفاظ شرقى را بنمایانند. اگرچه با وجود کنگره‌هایى که تشکیل داده و بحث‌هایى که کرده‌اند، هنوزموافقت تام در باب بعض حروف حاصل نشده است، ولى عمومآ به‌وسیله ترکیب حروف یا افزودن علائم در زیر و روى حروف لاتین افاده مقصود کرده‌اند. مثل ترکیب kh به‌جاى «خ» و dh به‌جاى «ذ» چنان‌که در دیباچه مؤلف مذکور است. اما علائم اضافى را از قبیل نهادن خطوط کوچک افقى یا آکسان‌هاى مایل یا نقطه در بالا و زیر حروف براى نشان دادن مد در الف یا اشباع و معروف و مجهول در واو و یاء مثل: Â براى واو و Á براى یاء و À براى الف ممدود. ما نیز در این ترجمه هرجا که نگارش کلمات لاتین لازم آمد تأسى به مؤلف کردیم با این تفاوت که چون در چاپخانه خطوط افقى براى بالاى حروف موجود نبود یا آکسان گذاشتیم یا نقطه قرار دادیم.[2]

 

مؤلف به‌جاى بعض حروف اوستایى از حروف یونانى استفاده کرده بود مثل gبراى «غ» و dبراى «ذ» و bبراى «ف دولبى» و x براى «خ»، ما نیز آن حروف را عینآ به‌کار بردیم. همچنین گاهى در کلمات اوستایى کسره را به صورت “e” معکوس ” ” نموده بودند و ما نیز چنان کردیم.در نقل بعض اسماء خارجى به حروف فارسى ندرتآ اختلافاتى واقع شده است، مثلا اندوسیت و هندوسیت (Indo-Scythe) و نولدکه و نلدکه (NÎldeke) و اشتاین و اشتین  (Stein)و شائدرو و شیدر (H.Schaeder) و هپتالیان و هفتالیان (هیاطله ـ Hephtalites) و آگاسیاس و اگاثیاس (Aghathias) و نظایر آن. کسى که به فهرست اعلام مراجعه مى‌نماید باید اختلاف نظایر آن کلمات را در نظر بگیرد.پس از شروع به  ترجمه از مؤلف محترم تقاضا شد که اگر نظر جدیدى دارند و اصلاحى را لازم مى‌دانند مرقوم فرمایند اتفاقآ جواب ایشان وقتى رسید که چاپ متن قریب به اتمام بود. پس آن مطالب را در ضمن یادداشت‌هاى الحاقى قرار دادیم.

کتاب اصل دو ضمیمه داشت، نخستین راجع به زمان کتابت اوستا بود. مؤلف قول آبه ناو Nau را که مدعى است اوستا بعد از ساسانیان به نگارش درآمده، رد کرده بود، ولى در نامه خود تقاضا نموده که این چند صفحه بکلى از ترجمه برداشته شود، زیرا که آقاى نیبرگ آن مسئله را از لحاظ دیگر مورد بحث قرار داده و مبحث قدرى پیچیده‌تر شده محتاج به مطالعه بیشترى است. ما نیز آن ضمیمه را حذف کردیم.

در اثناى ترجمه هرقدر از لغات جدید فرهنگستان انتشار مى‌پذیرفت به‌جاى الفاظ سابق به‌کار برده شد، مثل سازمان به‌جاى تشکیلات و بازرسى به‌جاى تفتیش. باید خواننده محترم این نکته را در نظر داشته، اصطلاح قدیم را از جدید بازشناسد، مثلا شهرداران عهد ساسانى را با شهرداران جدید به‌معنى رؤساى بلدیه و استان قدیم را با استان جدید و دبیران آن زمان را با دبیران به معنى معلمان مدارس متوسطه و امثال آن اشتباه نفرماید.

در حقیقت مؤلف دانشمند چیزى از اصول مسائل تاریخى عهد ساسانى فرونگذاشته و در فروع هم هرچه ترک یا اختیار کرده است بنابر حکمتى بوده و بر سلیقه او نمى‌توان ایرادى گرفت. باوجود ایجازى که رعایت نموده است، اگر کسى بخواهد به تمام مسائل تاریخى و روایات متضاد عهد ساسانى پى ببرد، براى او کافى است که به یادداشت‌هاى آخر این کتاب رجوع نموده و از منابع مختلفه شرقى و غربى قدیم و جدید در باب هر مطلبى استحضار بیابد.

مؤلف نظر به همین ایجازى که در نظر داشته، مسلمآ بعض روایات را عمدآ حذف یا مختصر کرده است و نباید آن ترک و تلخیص رابر نقص تتبع او حمل کرد. پس ما جایز ندانستیم که چیزى به‌عنوان ملحقات بر این نسخه علاوه کنیم، جز در بعض موارد که تحت عنوان چند توضیح مطالبى بر سبیل ایضاع آورده‌ایم تا ترجمه بهتر فهمیده شود.مؤلف محترم یادداشت‌هاى گرانبهایى در ذیل اکثر صفحات قید کرده بوده که براى فضلا و متخصصان تاریخ سود بسیار داشت، لکن عامه خوانندگان و دانشجویان چندان فایده از آن نمى‌بردند. از طرفى حذف آن‌ها شایسته نبود و از طرف دیگر گنجاندن در پاى صفحات موجب ملال خوانندگان عادى مى‌شد، پس ما طریقى پیش گرفتیم که جامع هر دو نظر باشد، یعنى یادداشت‌ها را با مختصر جرح و تعدیلى به مقتضاى احوال خوانندگان ایرانى در آخر کتاب قرار دادیم. به این ترتیب اشخاصى که قصدشان مطالعه تاریخ است از کثرت یادداشت‌هاى پاى صفحه ملول نمى‌شوند و فضلایى که مرادشان تحقیق است در آخر کتاب مطالب مفیده را خواهند یافت. نوع دیگر از یادداشت‌هاى کتاب ارجاع به کتب و مجلات اروپایى بود که اکثر آن‌ها اصلا در ایران وجود ندارد و در اروپا هم کمیاب است، پس خواننده این کتاب سودى از آن‌ها نمى‌توانست ببرد. در این خصوص ما نام کتب و مؤلفان معروف را ذکر کردیم، ولى از تکرار شماره صفحات و بندها و فقره‌هاى آن کتب خوددارى نمودیم، زیرا که اگر کسى واقعآ به‌قدرى متتبع باشد که آن اسناد کمیاب را به‌دست بیاورد و در آن‌ها غور و بررسى کند البته مستقیمآ به اصل این کتاب هم مى‌تواند دست بیابد و در آنجا صفحات و فقرات هریک از مأخذها را دقیقآ پیدا کند. اما براى عموم خوانندگان عادى ذکر اعداد صفحه و بند و فقره ضرورت ندارد. پس در عین این‌که متأسف هستیم که برخلاف سلیقه خود در یادداشت‌هاى مؤلف مختصر جرح و تعدیل قائل شده‌ایم، مسروریم که از این راه براى خوانندگان کار را آسان کرده‌ایم و یقین است که مؤلف محترم و دانایان بصیر دیگر این روش معتدل و مناسب با احوال را خواهند پسندید.چون بعضى از کتب مکرر نام برده شده است، مثل تاریخ طبرى و غرر اخبار ملوک الفرس ثعالبى و کتاب التاج جاحظ و مروج الذهب و التنبیه و الاشراف مسعودى و مؤلفات نلدکه و هرتسفلد و زاره آلمانى، ما ناچار شدیم که محض اختیار در یادداشت‌هاى آخر کتاب رمزى براى نام هریک قرار دهیم و براى این‌که عنوان کتب مستشرقان در زبان اصلى قید شده باشد عین فهرست اختصارات و علائم مؤلف را نقل نمودیم که جوینده از اشتباه برکنار باشد.در این کتاب اصطلاحات باستانى بسیار است. محض نمونه بعضى از آن‌ها را در آخر کتاب به ترتیب تهجى و با اشاره به صفحات نگاشتیم ولى در متن خیلى بیش از آن مى‌توان یافت که براى طالبان صفحات مصطلحات قدیم سودمند افتد.

 

دیباچه چاپ اول

   

قریب سى سال از زمان نشر کتاب من به‌نام «شاهنشاهى ساسانیان» مى‌گذرد. در این مدت، بسى مواد تازه به‌دست آمده است، که نه‌تنها براى تحقیق و تتبع بیشتر در مباحث خاص تاریخ تمدن ساسانى، که موضوع آن کتاب بود، یعنى وضع مردم و دولت و دربار ساسانى مفید است، بلکه در مباحث دیگر نیز، از قبیل صنعت و دیانت آن عصر، مطالب گرانبهایى به‌دست مى‌دهد. به این دلیل مصمم شدم به‌جاى چاپ مجدد آن کتاب، که ناچار مى‌بایستى تجدید نظر کلى در آن صورت مى‌گرفت، به مطالعه تاریخ تمدن ساسانى از جمیع جهات بپردازم و آن را تا حدى که ممکن است موافق ترتیب ادوار تاریخى بیان نمایم. این طرح عاقبت به نگارش تاریخ عمومى ایران ساسانى منجر شد، که در آن تاریخ سیاسى آن عهد به منزله چهارچوبى است، که درون آن زندگى مادى و معنوى، اوضاع و شرایط اجتماعى، افکار دینى و آراى فلسفى، وضع صنایع و غیره، به معرض نمایش درآمده است.

کیفیت سازمان ادارى شاهنشاهى بالطبع ضمن شرح تأسیس این سلسله بیان گردید و شرح تحولاتى که در این قسمت در طول عهد ساسانى رخ داده، به ترتیب در مکان تاریخى خود قرار گرفت، از طرف دیگر براى این‌که کتاب خود را زنده‌تر و روشن‌تر کنم، اطلاعات و مطالب مربوط به هریک از مباحث تمدنى و اجتماعى را در فصلى آورده‌ام، که براى تفسیر و توضیح وقایع سیاسى با اوضاع عمومى موضوع آن فصل مفید باشد. به این ترتیب وصف تشکلات نظامى دوره اول عهد ساسانى در فصل پنجم قبل از بیان جنگ‌هاى ایران و روم صورت گرفته است و اطلاعات مربوط به محاکم و حقوق جنایى در فصل ششم به هنگام شرح آزار عیسویان و تعقیب آنان. تحقیقاتى راجع به مسائل خانواده و مالکیت آغاز فصل هفتم را تشکیل مى‌دهد، که موضوع عمده‌اش «فتنه کمونیستى مزدک» است. وصف مختصرى از پایتخت ایران را در آن عهد در فصل هشتم، که مخصوص شاهنشاهى خسرو اول است، قرار داده‌ام، چه در زمان سلطنت این شاهنشاه، که بانى انطاکیه جدید در جنب بود، پایتخت ایران به بسط و عظمت نهایى خود رسید. در همین فصل اطلاعاتى راجع به تشریفات دربار ذکر کرده‌ایم، زیرا بیشتر آنچه که مورخان ایرانى و عرب درباره این موضوع آورده‌اند، مربوط به دوره اخیر عهد ساسانى است، که با جلوس خسرو اول پس از فرونشاندن نهضت مزدک آغاز مى‌شود. اما هرچه درباره شکوه و جلال دربار بوده، در فصلى آمده است، که مخصوص خسرو دوم معروف به پرویز است، زیرا که هیچ‌یک از شهریاران ساسانى طرایف و ظرایف و جمال و جلال دربارى را به پایه این پادشاه نرسانیده‌اند.نسبت به سیاست خارجى ایران راه اختصار را پیموده‌ام و شرح حوادث جنگى را به کمترین مقدار ضرورى تقلیل داده‌ام. اما اگر قصه جنگ شاپور دوم را با رومیان از این قاعده مستثنى ساخته‌ام، از آن سبب است که ما در آثار آمیانوس مارسلینوس[3]  روایت بى‌نظیر مردى        را در دست داریم، که خود شاهد عینى وقایع بوده و با استادى و مهارت، شاه بزرگ و لشکرهاى او و صحنه‌هاى پرجنب وجوش آن جنگ‌ها را از نو در برابر دیدگان ما زنده و مجسم مى‌کند.در مطاوى این کتاب خوانندگان گاهى قطعاتى از کتاب قدیم من موسوم به «شاهنشاهى ساسانیان» مى‌یابند، که یا عینآ نقل گشته و یا در هنگام ضرورت مطالبى به آن افزوده شده و لغزش‌هاى آن اصلاح گردیده است. در مواردى که تغییر بزرگى در عقاید تاریخى من رخ داده است، در متن یا حواشى تصریح کرده‌ام. در اینجا به خصوص به تغییرى که در عقاید من در باب مناسبات بین مرزبانان و پادگوسبانان و اسپاهبدان پس از انتشار مقاله آقاى «اشتاین»[4]          رخ داده و درباره آن در ضمیمه دوم کتاب بحث خواهد شد، متوجه مى‌کنم. اما باید اعتراف کنم که این مسائل هنوز به درجه وضوحى، که باید، نرسیده است. شرحى که راجع به تاریخ سلطنت کواد اول و مزدکیان نوشته‌ام نگارش مجدد قسمت دوم رساله‌اى است در این کتاب که به‌نام «سلطنت کواد اول و کمونیسم مزدکى» جداگانه انتشار داده‌ام. بسى نکات از بخش نخستین آن رساله بر آن افزوده‌ام.در اینجا باید بگویم که نسخه خطى این کتاب سه سال پیش آماده طبع بود ولى انتشار آن به عللى، که مربوط به من نبود، به تأخیر افتاد. در خلال این احوال ناگزیر شدم چندین بار در فصل چهارم، که راجع به مانویه است، دست ببرم، زیرا که چندین کتاب معتبر در این خصوص در این مدت انتشار یافته است و از این گذشته متون مانوى، که اخیرآ به زبان قبطى به‌دستآمده است و هنوز جز قسمتى از آن در دسترس عامه قرار نگرفته است، ما را نوید مى‌دهد که در آینده اطلاعات وسیعترى از این جنبش دینى حاصل کنیمبراى این‌که این کتاب زیاد منفور نظر آن دسته از مورخانى که مستشرق نیستند نباشد، از استعمال الفباى «صوتى»[5]  احتراز جسته و براى اداى اصوات حروف مرکب از قبیل bh, dh,              gh, th, kh, zh, sh, dj, tch را، که مأنوس‌تر است، به‌کار برده‌ام. در این کتاب حروف صوتى فقط در چند کلمه و نام اوستایى پیش مى‌آید و من در این مورد از شیوه کتابت دیرین اهل فن تبعیت کرده‌ام. املاى کلمات و نام‌هاى پهلوى را به حروف لاتین کمى ساده‌تر کرده‌ام و تا جایى که میسر بود، تلفظ مرسوم در اواخر عهد ساسانیان را مأخذ قرار داده‌ام. اما در خصوص نام پهلوى خداى بزرگ زردشتیان، من آن را به رسم اکثر مورخان اوهرمزد[6]  نوشته‌ام، که نیم‌عالمانه و نیم‌عامیانه است و گویا تلفظ عامیانه آن هرمزد[7]  بوده و به همین شکل هم براى اسامى اشخاص به‌کار رفته است. از آنجا که اصوات (فونتیک) زبان‌هاى ایرانى میانه در دوره چهارصد ساله سلطنت ساسانیان تغییرات و تحولات بسیارى یافته است، البته نقل آن‌ها به خط لاتین از خطا و خلل لااقل ظاهرى محفوظ نتواند بود.در نقل اسامى فارسى و عربى از خط عربى به خط لاتین حروف نقطه‌دار به‌کار برده‌ام، ولى خواننده مى‌تواند آن‌ها را بدون رعایت علامت‌هاى مذکور بخواند.نام‌هاى جغرافیایى معروف را به همان صورت معمول فرانسوى آن‌ها آورده‌ام.در مورد نقل مطالبى از مصنفان شرقى، هرگاه ترجمه خوبى از آن‌ها به زبان فرانسه موجود بود، من تابع آن ترجمه شده‌ام، مگر در مواردى، که براى بعض عبارات ترجمه صحیح‌ترى را لازم شمرده‌ام. در نقل بعض مطالب از نامه تنسر ترجمه دارمستتر[8]  گاهى قائل به تغییر شده‌ام و     این در نتیجه مقابله کتاب دارمستتر با متن چاپ جدیدى است، که «مینوى» انتشار داده است.در باب آثار صنعتى از ذکر همه منابعى که مى‌توان به آن‌ها رجوع کرد، خوددارى کرده‌ام، در کتاب ارزان‌قیمت و خوش قطع آقاى زاره[9]  به نام صنایع ایران قدیم[10]  که محتوى تصاویر         زیبایى از مهمترین آثار صنعتى ایران باستان است، کلیه اطلاعات لازم را مى‌توان یافت.از آقاى ژى استروپ[11]  که در مطالعه بعض متون عربى مساعدت‌هاى گرانبهایى به من کرده است، تشکر مى‌کنم و نیز از آکینیان نمازگزار دیر آباء مکیتاریست[12]  وین و کتابدار کتابخانه

مکیتاریست‌ها ممنون هستم، که یادداشت‌هایى در باب کتب و مورخان ارمنى برایم فرستاده‌اند.

همچنین از آقاى «ف.زاره» سپاسگزارم، که اجازه نقل بعضى از تصاویر کتاب خود را لطف کرده‌اند.

در خاتمه از اوقاف «راسک ـ اورستد»[13] ، که از تأسیسات دولتى دانمارک است، باید اظهار

امتنان نمایم، که با مساعدت مالى خود، طبع این کتاب را تسهیل کرده است.

آرتور کریستنسن 

دیباچه چاپ دوم

  

 

چون چاپ اول کتاب «ایران در زمان ساسانیان» چند سال است نایاب شده، چاپ دوم آن را به‌صورتى که اکنون از نظر خوانندگان مى‌گذرد، آماده کردم.

در این چاپ جدید کشفیات تازه مربوط به عهد ساسانى، که مهمترین آن عبارت است از : کتیبه کعبه زردشت و خرابه‌هاى شهر شاپور و کتیبه شاپور اول در آنجا، و نیز کتبى که از سال 1936 تاکنون در باب مباحث مختلف تمدن ساسانى انتشار یافته، مورد توجه قرار گرفته است. همچنین از انتقاداتى که بر کتاب من نوشته شد، بخصوص مقالات آقایان بیلى[14]  در «نشریه

مدرسه زبان‌هاى شرقى» و مینورسکى[15]  در «مجله انجمن همایونى آسیایى» سال1939،

صفحات 8ـ105 و اشتاین[16]  در جلد 53 «موزئون»[17]  سال 1940، که هنگام قرائت نمونه‌هاى   مطبعه در دسامبر 1943 به دست من رسید، استفاده شایان بردم. اندکى پس از انتشار چاپ اول «ایران در زمان ساسانیان» کتاب آقاى نیبرگ[18]  در باب            ادیان ایران قدیم به زبان سوئدى انتشار یافت و کمى بعد ترجمه آلمانى آن نیزتوسط آقاى شدر[19]  در دسترس عموم قرار گرفت. این کتاب، هرچند که درباره بعضى نکات آن گفتگو و         بحث بسیار شده، حاوى نظریات تازه و بدیعى است و طرق جدیدى براى تحقیق و تتبع در ادیان قدیم مى‌گشاید.

من با توجه به عقاید آقاى «نیبرگ» در نظر اجمالى خود در باب پایه‌هاى دین زردشتى، که بخش سوم مقدمه کتاب را تشکیل مى‌دهد، دست برده و آن را اصلاح کرده‌ام. یادداشت‌ها و مطالبى که بر چاپ اول اضافه شده، در فصل‌هاى مربوط به خود قرار گرفته است.

بدینسان کتاب من اکنون با تغییراتى چند و اضافاتى بسیار دوباره انتشار مى‌یابد. در خاتمه تشکرات قلبى خود را به اوقاف کارلسبرگ[20]  که با مساعدت مالى خود این چاپ جدید را میسر ساخت، تقدیم مى‌دارم.

آرتور

[1] . این نسخه‌اى از چاپ اول کتاب است که در سال 1936 در کپنهاگ انتشار یافته است.

[2] . خوانندگانى که با خط آلمانى آشنا هستند باید متوجه باشند که در اینجا دو نقطه روى حرف حکایت ازمد و اشباع مى‌کند، ولى در خط آلمانى غالبآ دلالت بر کوتاهى حرکات دارد.

[3] . Ammianus Marcelinus (Ammien Marcellin)

[4] . E. Stein

[5] . Phonإtique

[6] . Ohrmazd

[7] . Hormizd

[8] . Darmesteter

[9] . Sarre

[10] Die Kunst des alten Persien.

[11] ضstrup. J.

[12] . Mإchitariste

[13] ض rsted. Rask –

[14] . Baily

[15] . Minorsky

[16] . E.Stein

[17] . Musإon

[18] . Nyberg

[19] . H.H.Schaeder

[20] . Carlsberg

توضیحات تکمیلی

وزن 1500 g
ابعاد 24 x 17 cm
پدیدآورندگان

,

نوع جلد

SKU

94724

نوبت چاپ

شابک

964-351-285-1

قطع

موضوع

سال چاپ

تعداد صفحه

544

تعداد مجلد

وزن

1500

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “ایران در زمان ساسانیان”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Pin It on Pinterest

Share This