No products in the cart.

Blog

کتابهای پرفروش انتشارات نگاه در سی اُمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Tags: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نمایشگاه کتاب تهران به روایت تصویر

تصاویری از غرفه مؤسسۀ انتشارات نگاه و مهمانان و مؤلفان نگاه، در نمایشگاه کتاب تهران

 

 

Tags: ,

داستان ایرانی در نشر نگاه – گورچین

گورچین: روایت تنهایی

روزنامه شرق-شماره ۲۸۶۴
«گورچین» ‌نوشته شهره احدیت کتاب دیگری است که در فاصله‌ای کوتاه به چاپ سوم رسید. داستان با صحنه‌ هجوم موریانه‌ها به زن آغاز می‌شود. با صدای وزوز یا جیرجیرشان، یک «صدای کوفتی» که تا تهِ داستان در گوش زن و مخاطب داستان می‌پیچد. «کاش وقت بود که بیفتم روی تخت و تا چند روز بخوابم. انگار خودم زاییده‌ام. تمام رگ‌ و پی تنم درد می‌کند. پسرک را از جایی تو تنم کشیده‌ام بیرون، که بشود ادامه من یا ادامه مادر علی یا ادامه هر دومان. که یعنی من هستم، همیشه هستم. مگر چه کرده‌ام توی این دنیا که می‌خواهم همیشه باشم. پسرک آمده اما سه‌تا رفته‌اند. حبیب رفته که زندگیم را به گند کشید. اما مرگ محسن و اشکان را کجای دلم بگذارم…»
این چند سطر یکی از واگویه‌های راوی در فصل‌های آخر کتاب است و کتاب سرشار است از این واگویه‌های زن با خودش. راوی «گورچین» مدام با خودش و با ما حرف می‌زند، او زنی است با تجربه‌ای خاص و یکه،‌ بارداری خلافِ معمول او تمام زندگی و تصور او را از خودش و جهان پیرامونش تحت‌تأثیر قرار داده است.
«گورچین» ماجرای زندگی زن و مردی است که برای بچه‌دارشدن به آلمان می‌روند، سفری که آینده آن‌ها را رقم می‌زند. آنچه آنها در این سفر به ‌دست می‌آورند با آرزویشان برای فرزندداشتن یکسر متفاوت است. شاید بتوان گفت رمان روایت نسلی است که تصور دیگری از آینده داشتند و حالا در آستانه میانسالی با واقعیتی مواجه شده‌اند که با تصورشان فاصله بعیدی دارد. راوی با مرور گذشته و خاطراتش مدام دنبالِ سرنخی است که زندگی ملالت‌بار او از آنجا آغاز شده است.


«حبیب زندگیم را به گند کشید و من لابد زندگی یکی دیگر را و او زندگی کسی دیگر، تا دنیا بچرخد؛ تا این زندگی لعنتی بگذرد تا من بشوم مادربزرگ و ببینم پسرکی آمده که نوه من است. پسرکی آمده و سه‌تای دیگر رفته‌اند، انگار جای او را تنگ کرده بودند. خیال می‌کردم پسرک که بیاید خانه پر از نور می‌شود. خیال می‌کردم دوباره عاشق می‌شوم؛ عاشق صفا یا یکی دیگر. اما از این خبرها نیست. پسرک آمده سهم خودش را زندگی کند. اگر عرضه‌اش را داشته باشد. آمده که مارال مادری کند و علی پدری. من هم اگر هوس عاشقی دارم، اگر می‌خواهم دوباره یکی باشد که دو سه‌روزی دلم خوش شود باید چشم‌هام را ببندم و یکی را برای خودم بسازم. باید بگذارم کسی بخزد زیر پلک‌هام، تا برود تو خیالم، تا بشود آنی که آرزوش را دارم.»

Tags: , , ,

داستان ایرانی در نشر نگاه – بازار خوبان

عرض یک حال

بازار خوبان: هشت داستان و یک شهر  

«دلم برایش سوخت، این را مطمئن‌ام وگرنه بدیلی،‌ مدیر انتشارات بدیلی از آن آدم‌ها نیست که کنار لحاف بخوابد، همیشه وسط است. غیر از این باشد، به دم‌ودستکی که راه انداخته باید شک کرد. پا روی پا انداخت، سیگاری چاق کرد و با شست و انگشت کوچک گوشه‌ی حکم جلبم را گرفت، با دست دیگر تا کرد و توی جیب پیراهن کنار چک برگشتی گذاشت. جان و ارواح و خاک همه حی و امواتش را وسط کشید که مطمئن‌ام کند اگر تا هفته‌ی دیگر قسط دوم را ندهم، جایم گوشه‌ی زندان است. دل‌سوزی هم دارد، خاص اگر ناظر چاپ باشی. سه ماه پیش بود. خیر سرم خواستم حرف صفحه‌بند را گوش کنم و از تکنولوژی عقب نمانم. من را چه به وُرد دو‌هزاروده و این‌دیزاین…»
داستان «از طرف ما» از مجموعه‌داستان «بازار خوبان» نوشته آرش صادق‌بیگی این‌طور آغاز می‌شود. این مجموعه‌داستان که هشت داستان کوتاه دارد، در فاصله‌ای کوتاه به چاپ سوم رسید و دو جایزه، نهمین دوره جلال آل‌احمد و سی‌وچهارمین کتاب سال را دریافت کرده است. «باران تابستان»، «چشمان باز»،‌ «از طرف ما»، «عرض یک حال»، «زن دو دنیا»، «گرمابه‌ی زیبا»،‌ «عریضجات» و «نقشه‌ی ختایی مینا» عناوین داستان‌های «بازار خوبان»اند.
این داستان‌ها بااینکه با فاصله‌ای قریب‌به ده سال نوشته شده‌اند، حال‌وهوای مشترک نیز دارند و البته هر یک شیوه روایی و زاویه دید خاص خود را دارد. این تلقی شاید به خاطر اینکه مکان داستان‌ها غالبا یک شهر است، بیشتر به ذهن می‌آید. بیشتر اتفاقات داستان‌ها در اصفهان می‌گذرد و آدم‌های کوچه‌وبازار، مردمان عادی شخصیت‌های داستان‌ها هستند.
«عرض یک حال» از داستان‌های قابل‌توجه این مجموعه است که این‌طور آغاز می‌شود: «دیروز که دادگاه بودم مثلا یواشکی شکایت‌نامه‌ات را دیدم خواهان فوق‌الانتفاعیه مثلا، شاید فکر کنی آشنایی کسی پیدا کردم و پرونده‌ات را بیرون کشیدم که اگر جای تو بودم بالطبع این فکر توی مخم می‌آمد یعنی لااقل احتمالش را می‌دادم ولی خدا کند این نامه زودتر به دستت برسد چون قرار است کسی طوریش شود که می‌دانی کی را می‌گویم که یعنی زودتر از نگرانی بمیری. یعنی حق داری چون آن جلمبری که این عریضه را نوشته خیلی خاطرت را می‌خواهد حتمنی…»


جملات بلند و لحنِ‌ خاص راوی این داستان را نسبت به دیگر داستان‌های مجموعه، متفاوت کرده است. راوی پس از آن‌که سه صفحه بی‌وقفه حرف می‌زند، می‌گوید «بدی‌اش این است این حرف‌ها دردی را علاج نمی‌کند یعنی این‌دفعه این‌طوری است و انگار دفعه اولی باشد این ماشین را سیاه می‌کند که سرنبشتی عوض نمی‌شود خلاصه اینکه تکلیف همه از قبل روشن است و دارم این قضیه را برایت می‌نویسم چون حالاست که پا شوی و انگِ چی و چی و از این حرف‌ها بزنی و برای همین که حالی‌ات نیست که خلاصه‌اش را می‌نویسم…» و این خلاصه قصه چهار صفحه دیگر
ادامه دارد.

 

 

Tags: , , , ,

محمد حقوقی و «شعر زمان ما»

من مرگ را سرودی کردم

 روزنامه شرق – شماره ۲۸۶۴

زنده‌ترین کلمات
«شعر زمان ما» عنوان مجموعه‌ای است که سال‌ها پیش محمد حقوقی منتشر می‌کرد و او قصد داشت در قالب این مجموعه به شعر شاعران نوپرداز ایرانی بپردازد. مجلد اول این مجموعه به احمد شاملو اختصاص داشت و حقوقی در سال‌‌های حیاتش تنها فرصت یافت چند مجلد دیگر از این مجموعه را منتشر کند و کارش نیمه‌تمام ماند. اخوان‌ثالث،‌ سهراب سپهری، فروغ فرخزاد و نیما یوشیج شاعرانی بودند که حقوقی توانست در قالب این مجموعه به سراغشان برود. به‌تازگی چاپ دیگری از مجلد اول مجموعه که به شعر شاملو اختصاص دارد در نشر نگاه منتشر شده است. در طرح کلی حقوقی، هر کتاب این مجموعه شامل سه بخش بوده است: بخش نخست که در حکم مقدمه است و به همه جوانب کار شاعر می‌پردازد، بخش دوم که به موفق‌ترین اشعار شاعر مربوط است و در آخر هم موخره‌ای که تفسیر و تحلیل اشعار مهم شاعر را دربر گرفته است. حقوقی در بخشی از مقدمه‌ای که برای مجلد «احمد شاملو» نوشته بود، درباره شیوه تدوین این مجموعه گفته بود: «و اما آنچه تذکار آن لازم به نظر می‌رسد، این است که نویسنده این مجلدات، ارزش کار هر شاعر را صرفا در محدوده آثار همان شاعر بررسی کرده است و نه در مقایسه با فضاهای شعر شاعران دیگر. به عبارت دیگر نظریات دقیق نویسنده راجع به مدارج مختلف شعر پیشرفته‌ این زمان در دایره نقد و سنجش، به معنای وسیع کلمه، در کتابی دیگر خواهد آمد. زیرا همچنان که به اشاره رفت، این مجلدات صرفا به قصد نشان‌دادن حرکت شاعران معروف، از آغاز گمنامی تا زمان اشتهار، و چگونگی دستیابی آنان به زبان شعری خاص خویش، به قصد ایجاد ارتباط هرچه‌بیشتر دانشجویان و شاعران جوان، نوشته شده است.» حقوقی در بخش اول کتاب شاملو، به بررسی جوانب مختلف شعر او پرداخته و در جایی از این بخش هم به زبان شعری او پرداخته است. زبان شاملو در اشعارش چنان تشخصی دارد که بسیاری از شاعران بعد از او تحت‌تاثیرش بوده‌اند. حقوقی دراین‌باره نوشته است: «…لیکن نهایت اقتدار او را نه‌تنها از این لحاظ، که باید در استفاده از زبان معمول و تلفیق آن با زبان کلاسیک دانست. شاعری که پس از نیما بسیاری از رسوم پیشینیان را با استمداد از تجربه ذهن خویش درنبشت و زبان تازه‌ای ابداع کرد که علاوه بر ابتناء زبان تخاطب، با توجه به تسلط شاعر در خوش‌نشاندن کلمات گونه‌گون صرفا به نام او شناخته شد. زبانی معتدل میان سادگی و پیچیدگی و تلفیق و ترکیب این هردو با هم. چنین است که می‌توان گفت، شاملو یکی از معدود شاعرانی است که با مهارت هرچه‌تمام‌تر و با تصنعی کمتر، همین ترکیبات را در کنار معمول‌ترین و عامیانه‌ترین کلمات و اصطلاحات زبان ما قرار داده است. و گاه آن‌چنان طبیعی که اگر به این کلمات، جدا از شعر او توجه شود، قطعا موجب تعجب خواهد شد که چگونه همه این‌ها در شعر او بوده است و کسی متوجه نشده است.» حقوقی به برخی از این کلمات و اصطلاحات در شعر شاملو اشاره کرده است: بی‌مصرف‌افتادن، به‌شخصه، تودار، کشدار، بی‌حیایی، دندان‌گرد، چلیده، دمدمی، خروس‌قندی، ولنگاری و… حقوقی در ادامه نوشته: «اینجاست که باید گفت شعر شاملو تالیفی از زنده‌ترین کلمات است. از یک‌طرف کلمات عامیانه و معمولی که سنت‌های شعر کهن تا این زمان کمتر اجازه ورود آن‌ها را به ساحت شعر داده است و از طرف دیگر کلمات و ترکیبات سنتی و ادبی، کاری که چندان هم ساده نبوده است. زیرا مسئله، مسئله تناسب کلمه در کلام به‌اقتضای بسیاری چیزها و از جمله بار عاطفی هریک از کلمه‌هاست.» حقوقی در بخش دوم، موفق‌ترین اشعار شاملو در مجموعه‌های «هوای تازه»، «باغ آینه»، «آیدا در آینه»، «آیدا، درخت، خنجر و خاطره»، «ققنوس در باران»،‌ «مرثیه‌های خاک»، «شکفتن در مه»، «ابراهیم در آتش» و «دشنه در دیس» را آورده و سپس، در بخش سوم؛ به تفسیر و تحلیل این شعرهای شاملو پرداخته: «طرح»، «سخنی نیست»، «من مرگ را»، «شبانه (دوستش می‌دارم)»، «غزلی در نتوانستن»، «شبانه (اعترافی طولانی)»، «مرگ ناصری» و «مرثیه».


آمیزه‌ای از معنا و صورت
با مرگ حقوقی، «شعر زمان ما» برای مدتی متوقف ماند تا این‌که فیض شریفی ادامه کار را دست گرفت و به سراغ دیگر شاعران معاصر رفت. شریفی ادامه این مجموعه را به خواست خود حقوقی ادامه داده است: «شاید شش ماه پیش از این اتفاق غم‌انگیز بود که ایشان تلفنی از من خواست تا این کار را پی بگیرم.» براین‌اساس، شریفی در سیر جدید «شعر زمان ما»، به سراغ شاعران دیگری مثل سیمین بهبهانی، سیاوش کسرایی، منوچهر آتشی، سیدعلی صالحی، نادر نادرپور و… رفته و به‌تازگی هم چاپ جدید از مجلد هشتم این مجموعه که به منوچهر آتشی اختصاص دارد توسط نشر نگاه منتشر شده است. شریفی در بخشی از پیش‌گفتارش درباره شیوه نگارش این کتاب‌ها نوشته: «به‌جز چگونگی سرایش شعرها و زبان شعری، درون‌مایه، جهان‌بینی و تاثیرپذیری و تاثیرگذاری آنان، ساختار شعری و فضاهای ویژه و توانمندی‌های شاعرانه و ضعف‌های آنان، زمینه‌های سیاسی اجتماعی و تبیین و تشریح اشعار و دیدگاه شاعران و منتقدان و محققان در پایان کتاب مورد توجه قرار می‌گیرد.» آن دسته از مجلدهای «شعر زمان» ما که توسط شریفی نوشته می‌شوند، دو بخش را دربر گرفته‌اند: مقدمه که شامل همه شاخصه‌های سبکی شاعر است و بدنه که گزیده‌ای است از شعرهای شاخص شاعر. کتاب منوچهر آتشی نیز با همین ویژگی نوشته شده و بخش اولش به جنبه‌های مختلف جهان شعری آتشی مربوط است و بخش دومش گزیده‌ای است از مجموعه شعرهای آتشی. در جایی از بخش اول کتاب درباره زبان و مفاهیم اشعار آتشی آمده: «آتشی می‌کوشید تا آمیزه‌ای سازمند میان معنا و صورت ایجاد کند. پیشرفت در زمینه زبان و ادبیات را باور داشت و تردیدی نداشت که سرشت شعر ایجاب می‌کند که نقش استاتیکی و کارکرد اجتماعی خود را همزمان و بی‌خدشه به پیش ببرد. او تلاش می‌کرد که بوطیقای هنجارین خود را که میان لفظ و معنا ایجاد کرده بود
از دست ندهد.»

Tags: , , ,

در بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

در بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

چرا ۲۵ اردیبهشت؟
جام جم آنلاین: اگرچه درباره تولد، زندگی و زمان درگذشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ حماسه‌سرای ایران اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما وجود این صاحبنظران و فردوسی‌‌شناسان با توجه به اشاراتی که در متن شاهنامه فردوسی آمده است اغلب معتقدند که فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری متولد شده و در سال ۴۱۱ هجری قمری دار فانی را وداع گفته است.

 همچنین اطلاعی از آغاز سرایش و پایان شاهنامه در دست نیست و باز محققان و صاحب‌نظران با توجه به چند بیت از متن شاهنامه، آغاز سرایش آن را سال ۳۶۵ هجری قمری و پایان آن را ۴۰۰ هجری قمری می‌دانند، یعنی همان مدت ۳۵ سالی که خود حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه آورده است. از سوی دیگر براساس نوشته محققان و فردوسی‌شناسان پایان کار ویرایش اول شاهنامه در سال ۳۸۴ هجری قمری و ویرایش نهایی آن همان سال ۴۰۰ هجری قمری است، گرچه گروهی سال ۳۸۹ هجری قمری را نیز پایان ویرایش دوم شاهنامه دانسته‌اند، آن هم به دلیل بیت‌هایی که در مدح سلطان محمود غزنوی آمده است و اشاره به آغاز پادشاهی سلطان محمود غزنوی دارد، ولی درباره روز و ماه پایان کار شاهنامه خود فردوسی بصراحت در پایان کتاب آن را ۲۵ اسفند اعلام کرده است، اما بین محققان درباره سالی که (۲۵ اسفند) شاهنامه به پایان رسیده است، اختلاف‌نظر وجود دارد.

آنچه در پی می‌آید نگاه جدیدی است به همین موضوع و این که ۲۵ اسفند اشاره به چه سالی است؟ و نیز رابطه آن با روز ۲۵ اسفند، ماهی که در آغاز داستان یزدگرد در شاهنامه سترگ فردوسی به عنوان روز آغاز پادشاهی او ذکر شده است.

چند سالی است که روز ۲۵ اردیبهشت را روز «بزرگداشت فردوسی» نامگذاری کرده‌اند که براساس اسناد و مدارک موجود این روز هیچ مناسبتی با زندگی حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بزرگ حماسه‌سرای ایران ندارد. در حقیقت این ۲۵ اردیبهشت ماه را به جای ۲۵ اسفند برگزیده‌اند که روز پایان شاهنامه فردوسی است.

روزی که بصراحت متن شاهنامه، روز پایان داستان یزدگرد یا کل شاهنامه است، آن هم در سالی که مصادف با ۷۱ سالگی شاعر است. یعنی سال ۴۰۰ هجری قمری و این موضوع در بیت‌های زیر  از بیت‌های پایانی شاهنامه  به روشنی بیان شده است:

چو سال اندر آمد به هفتاد و یک

همی زیر شعر اندر آمد فلک

سی و پنج سال از سرای سپنج‌

بسی رنج بردم به امید گنج‌

سر آمد کنون قصه یزدگرد

به ماه سپندارمذ روز ارد

ز هجرت شده پنج، هشتاد بار

که گفتم من این نامه شهریار

با توجه به این که حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال ۳۲۹ هجری قمری دیده به جهان گشوده است، با گذشت ۷۱ سال از این تاریخ، دقیقا به سال ۴۰۰ هجری قمری می‌رسیم که خود شاعر در بیت‌های بالا به آن اشاره کرده (ز هجرت شده پنج هشتاد بار)‌ آن هم در ۲۵ اسفند ماهی که مطابق با سال ۴۰۰ هجری بوده است، یعنی مطابق با سال ۳۷۸ یزدگردی و ۳۸۸ هجری شمسی.

حال چه این بیست و پنجم اسفند را در تقویم یزدگردی بگیریم، چه در تقویم خورشیدی اعتدالی (هجری شمسی  زراعی  دهقانی)‌ فرقی نمی‌کند؛ چراکه در این سال اختلاف تقویم یزدگردی با تقویم اعتدالی تنها یک روز است و در صورت محاسبه و تطبیق تقویم‌ها خواهیم داشت:

چهارشنبه ۲۵/۱۲/۳۷۸ یزدگردی = ۲۴/۱۲/۳۸۸ هجری شمسی = ۱۹/۷/۴۰۰ هجری قمری
و
پنجشنبه ۲۵/۱۲/۳۸۸ هجری شمسی = ۲۶/۱۲/۳۷۸ یزدگردی = ۲۰/۷/۴۰۰ هجری قمری‌
به این ترتیب تاریخ پایان شاهنامه دقیق و روشن در خود متن شاهنامه آمده است، یعنی ۲۵ اسفند سال خورشیدی مطابق سال ۴۰۰ هجری قمری.

و اما آنچه برای محققان و فردوسی‌پژوهان مشکل‌ساز بود، شاید بیت آغازین داستان یزدگرد سوم است که در آن آمده است:

چو بگذشت او شاه شد یزدگرد

به ماه سپندارند روز ارد

این باز اشاره به ۲۵ اسفند است که با اسناد و مدارک تاریخی درباره تاجگذاری یزدگرد سوم در نوروز یزدگردی سال مطابق با سال یازدهم هجری همخوانی ندارد و گروهی آن را صرفا یک تعبیر شاعرانه پنداشته‌اند که در آن روز ارد (بیست و پنجم ماه)‌ صرفا به خاطر هم‌قافیه بودن با کلمه یزدگرد در مصراع اول بیت آمده است؛
ولی گروهی دیگر آن را اشاره به تاریخی خاص پنداشته‌اند، اما نتوانسته‌اند بگویند که منظور شاعر از این تاریخ چیست و چگونه است که شاعر به جای روز اول فروردین (نوروز یزدگردی)‌ از ۲۵ اسفند سخن می‌گوید و اختلاف این ۶ روز در کجاست.

واقعیت این است که آمدن کلمه «ارد» یا «روز ارد از ماه سپندارند» در این بیت نه اتفاقی است و نه تعبیری است شاعرانه، بلکه دقیقا اشاره به یک واقعه تاریخی خاص دارد، وگرنه حکیم ابوالقاسم فردوسی که کل سرگذشت و تاریخ گذشته ایران پیش از اسلام را مطالعه کرده است بهتر از هرکس می‌داند روز آغاز پادشاهی یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی روز نوروز یزدگردی یعنی اول فروردین سال یزدگردی مطابق با سال یازدهم هجری است و اگر می‌خواست، می‌توانست براحتی همین تاریخ را در شعرش بیاورد مثلا بگوید، به هر فرد روز از مه فرودین.

یا بگوید «سر سال نو هر فر فرودین» یعنی همان‌طور که در داستان جمشید و جشن نوروز باستانی گفته است:

سر سال نو، هر فر فرودین‌

بر آسوده از رنج تن، دل زکین‌

ولی هدف شاعر از آوردن «روز ارد از ماه سپندارند» یا «بیست و پنجم اسفندماه» چیز دیگری است و به نوعی اشاره به تاریخ خاص و حادثه‌ای ویژه است که در این روز اتفاق افتاده است و در حقیقت در این بیت شاعر به گونه‌ای کدگذاری کرده و با آوردن ۲۵ اسفند به جای اول فرودین به طور رمزی اشاره به حادثه‌ای خاص دارد که برای پی بردن به آن باید از تقویم و نحوه تقویم‌نگاری در دوره حکیم ابوالقاسم فردوسی و تقویم یزدگردی و تقویم خورشیدی ناقص رایج در ایران اطلاع کافی داشت.

تقویمی که از زمان تاجگذاری یزگرد سوم در نوروز سال مطابق با یازدهم هجری آغاز می‌شود و طول هر سال آن ۳۶۵ روز تمام است، یعنی به اندازه ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه کمتر از طول متوسط سال خورشیدی اعتدالی و به خاطر همین کسری سال است که حدود هر ۴ سال یک بار این تقویم نسبت به تقویم اعتدالی یک روز جلو می‌افتد و حاصل چنین عملی است که در نتیجه در دوره‌‌ای از تاریخ اختلاف بین تقویم یزگردی با تقویم خورشیدی اعتدالی (هجری شمسی)‌ به ۶‌‌روز می‌رسد، یعنی همان‌طور که در فرض ما در کدگذاری موردنظر فردوسی اتفاق افتاده است که در آن ۲۵ اسفند در تقویمی مطابق با اول فروردین در تقویم دیگری بوده است، که این اتفاق خود به دو گونه ممکن و عملی است.

اول: ۲۵ اسفند در تقویم خورشیدی اعتدالی مطابق با نوروز یا اول فرودین در تقویم یزدگردی باشد
دوم: ۲۵ اسفند در تقویم یزگردی مطابق با نوروز یا اول فروردین در تقویم خورشیدی اعتدالی باشد.

ولی رسیدن به این که این اتفاق کی افتاده است، کاری است مشکل و زمان‌بر که نیاز به محاسبات طولانی و آزمایش و خطای فراوان دارد، با وجود این پس از محاسبات متعدد و تطبیق ۲ تقویم یزگردی و خورشیدی اعتدالی، و مقایسه آن دو با هم و با در نظر گرفتن زمان سرایش شاهنامه فردوسی به دو تاریخ می‌رسیم که اولی عبارت است از تاریخ ۳۹۹ یزگردی مطابق با سال ۴۰۸ هجری شمسی (خورشیدی اعتدالی)‌ که مطابق با سال ۴۲۱ هجری قمری است، و در این تاریخ است که داریم:

دوشنبه ۱/۱/۳۹۹ یزگردی = ۲۵/۱۲/۴۰۸ هجری شمسی= ۱/۳/۴۲۱ هجری قمری.

که با توجه به تاریخ پایانی شاهنامه در سال ۴۰۰ هجری قمری و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال ۴۱۱ هجری قمری این تاریخ نمی‌تواند مورد استناد فردوسی باشد. پس به تاریخ دوم می‌رسیم که در آن روز ۲۵ اسفند یزگردی مطابق با نوروز خورشیدی اعتدالی بوده است که در صورت محاسبه و تطبیق تاریخ‌ها خواهیم دید که این اتفاق در سال ۳۴۶ یزگردی و مطابق با ۳۵۶ هجری شمسی و مطابق با ۳۶۶ هجری قمری رخ داده است که داریم:
جمعه ۲۵/۱۲/۳۴۶ یزگردی = ۱/۱/۳۵۶ هجری شمسی = ۲۳/۷/۳۶۶ هجری قمری‌

با توجه به این که خود حکیم ابوالقاسم فردوسی در پایان شاهنامه آغاز اندیشه پرداختن به شاهنامه (تاریخ شاهان)‌ را در سال ۳۶۵ هجری قمری بیان کرده است،‌ می‌بینیم که محاسبه بالا با این تاریخ کاملا همخوانی دارد، یعنی آنجا که حکیم طوس می‌گوید:

چو بگذشت سال از برم شصت و پنج‌

فزون کردم اندیشه درد و رنج‌

به تاریخ شاهان نیاز آمدم‌

به پیش اختر دیرساز آمدم‌

به این ترتیب معلوم می‌شود حیکم طوس که در سال ۳۶۵ هجری به فکر سرودن شاهنامه افتاده است، سرانجام در سال ۳۶۶ هجری قمری دست به این کار زده است و به همین دلیل نیز تاریخ سرایش شاهنامه را این بار به صورت رمزی و کدگذاری شده با تاریخ ۲۵‌اسفند در آغاز داستان یزگرد آورده است که هم اشاره به آغاز پادشاهی یزگرد سوم است و هم اشاره به آغاز کار سرودن شاهنامه که پس از گذشت ۳۵ سال کار بالاخره در سال ۴۰۰ هجری قمری آن را به پایان می‌برد و باز هم در روز ۲۵ اسفند می‌گوید:

سرآمد کنون قصه یزگرد

به ماه سپندارمذ روز ارد

زهجرت شده پنج هشتاد بار

که گفتم من این نامه شهریار

و این همان ۳۵ سالی است که در صورت محاسبه خودسال ۳۶۶ هجری تا سال ۴۰۰ هجری قمری به دست می‌آید و با گفته خود فردوسی که می‌گوید:

چو سال اندر آمد به هفتاد و یک‌

همی زیر شعر اندر آمد فلک‌

سی و پنج سال از سرای سپنج‌

بسی رنج بردم به امید گنج‌

یک سال است، یعنی همان ۷۱ سالگی که صاحب‌نظران و فردوسی‌پژوهان با کسر آن از سال ۴۰۰ هجری قمری که سال پایان شاهنامه است به سال ۳۲۹ هجری قمری رسیده‌اند و آن را به عنوان سال تولد فردوسی اعلام کرده‌اند (۳۲۹ = ۷۱  ۴۰۰)‌ و نیز با توجه به همین ۳۵ سال بالا و باز همان سال ۴۰۰ هجری قمری است که آغاز شاهنامه را در سال ۳۶۵ هجری قمری اعلام کرده‌اند (۳۶۵ = ۳۵  ۴۰۰)‌ که با تاریخ رمزی ذکر شده در آغاز داستان یزگرد یعنی:

چو بگذشت او شاه شد یزگرد

به ماه سپندارمذ روز ارد

دقیقا همخوانی دارد و نشان می‌دهد که ذکر این تاریخ «ماه روز» در این بیت یک اتفاق ساده یا یک تعبیر شاعرانه نیست، بلکه حاصل دانش و آگاهی حکیم ابوالقاسم فردوسی از تاریخ و تقویم است که در اینجا به صورت رمزی کدگذاری و تاریخ آغاز و پایان شاهنامه را به روشنی در متن شاهنامه بیان کرده است.

با این تفاوت که این ۲۵ اسفند در تقویم یزگردی است که با نوروز سال ۳۵۶ هجری شمسی (خورشیدی اعتدالی)‌ مطابق بوده، ولی طبق تاریخ تاجگذاری یزگرد سوم ساسانی در روز نوروز یزگردی مطابق با سال یازدهم هجری بوده است و این جابه‌جایی بین دو تقویم، حاصل همان کدگذاری و نیز یک برداشت شاعرانه است که بسیار هم نیکو اتفاق افتاده است و نیز قرینه‌ای است بر روز «۲۵ اسفند ماهی» که در تاریخ پایان شاهنامه در سال ۴۰۰ هجری قمری آمده که تاریخ پایان شاهنامه است و بهتر است همین روز را به جای ۲۵ اردیبهشت  که هیچ ربطی به زندگی فردوسی ندارد  روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی به شمار آورد که با تاریخ سرگذشت فردوسی و نیز شاهنامه هماهنگی کامل دارد.

ضیاءالدین ترابی‌

Tags: , , ,

پایان نمایشگاه کتاب سی‌ام

پایان نمایشگاه کتاب سی‌ام

نمایشگاه سی‌ام در زیر باران دلپذیر بهاری و استقبال گرم کتاب‌دوستان به آخر آمد.
انتشارات نگاه باز هم با گرمای دستان و مهر چشمانتان رونق داشت و شادیم که در دل این همه دوستدار کتاب برای خود جایی داریم. امیدواریم همراهی گرم و راهگشای شما ما را در ادامه راه مددرسان باشد. و بتوانیم همه ساله با دستان پر از کتاب در انتظارتان بمانیم.

 

مؤسسۀ انتشارات نگاه

Tags: ,

تخفیف همزمان با نمایشگاه کتاب تهران

۱۵ درصد تفیف، همزمان با نمایشگاه کتاب تهران

در طول نمایشگاه کتاب تهران می‌توانید از ۱۵ درصد تخفیف برخوردار شوید.

وارد سایت فروشگاهی انتشارات نگاه شده، و با استفاده از کد تخفیف: book از ۱۵ درصد تخفیف برخوردار شوید.

این تخفیف تا پایان نمایشگاه کتاب تهران برقرار است.

کد تخفیف: book

میزان تخفیف: ۱۵%

 

 

Tags: ,

Pin It on Pinterest